الهام - به به، چه وبلاگ خوشگلی داری! حتما حتما به من سر بزن. اگه از من خوشت اومد لینکم کن. منتظر حضور گرمت هستم ... - دوشنبه 08 دی 1404
عيد غدير برترين و پرشكوهترين عيد اسلامى
روزهاى سرنوشتساز ملى و عيدهاى شادىبخش و نشاط آفرين دينى در نظر گاه جامعهها و تمدنهاى زنده و آگاه،هر كدام داراى شكوه و اهميت و ارزش ويژهاى است و مردم خردمند و خردورز و آگاه به تناسب نقش هر يك از اين روزهاى تاريخى در نجات و رستگارى و آزادى و رشد معنوى و اجتماعى آن جامعه و مردم،از ديرباز بر اساس راه و رسم مذهبى و ملى،مردمى و يا منطقهاى بدان روزها و عيدها بها مىدهند و فرا رسيدن آنها را گرامى مىدارند و روز شكوهبار«غدير»و يا عيد غدير از ديرباز در نظر خدا و پيامبرش و نيز خاندان وحى و رسالت و توحيدگرايان و مسلمانان از ارزش و اهميت وصف ناپذيرى بهرهور بوده و هماره به آن سخت بها مىدهند و آن را برترين و پر شكوهترين عيد مذهبى و دينى مىنگرند.
اين همه شكوه و عظمت براى اين روز بزرگ چرا؟
از نظر آفريدگار هستى اهميت اين روز بزرگ به خاطر آن است كه در اين روز سرنوشتساز به فرمان او،پيام آورش مدال شكوه و افتخار پيشوايى و رهبرى راستين را بر سينه على(ع)نشاند و تاج معنوى خلافت را بر سر سرفراز او نهاد و او را به عنوان امير و امام و سررشتهدار دين و دنياى مردم برگزيد و به همين منظور فرشته وحى با پيام او به پيام آورش فرمود آمد و ضمن تسليم گرمترين تبريك و تهنيت خدا به پيامبر و مردم توحيدگرا اين آيه را آورد كه:هان اى مردم،امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خويشتن را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما به عنوان آيين جاودانه برگزيدم...
اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا... (1) .
از ديدگاه پيامبر
و از نظر پيامبر اهميت اين روز پر شكوه تا آنجايى است كه:«حافظ ابو سعيد»در كتاب خويش،«شرف المصطفى»از«احمد بن حنبل»و از«ابو سعيد خدرى»آورده است كه:آن پيشواى بزرگ در روز عيد غدير مىفرمود:هان اى مردم،اينك به من تبريك بگوييد،چرا كه خداى پر مهر در اين روز بزرگ،هم نعمت بزرگ رسالت را به من ارزانى داشت و هم مقام والاى امامت راستين را به خاندانم.
«انه قال(ص)ـيوم الغديرـهنئونى،ان الله تعالى خصنى بالنبوة و خص اهل بيتى بالإمامة»
و درست در اين راستا بود كه ياران پيامبر،از جمله«عمر»و«ابو بكر»پيش آمدند و به امير والايىها تبريك گفتند و تصريح كردند كه:خوشا به حالت،چقدر پر شكوه و زيباست برايت اى على!هان اى امير مؤمنان!گوارا باد كه اينك مولا و سررشتهدار ما و هر زن و مرد توحيدگرا و با ايمانى شدهاى و خدا و پيامبرش تو را به اين مقام بلند و پر شكوه برگزيدهاند. ..
«و عمر يهنئى عليا بقوله:«طوبى لك»او:«بخ بخ»،او«هنيئا لك»،اصبحت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنة»
از ششمين امام نور آوردهاند كه پيامبر در اهميت اين روز بزرگ فرمود:
«يوم غدير خم افضل اعياد أمتى،و هو اليوم الذى امرنى الله بنصب اخى على بن ابى طالب علما لأمتى يهتدون به من بعدى،و هو اليوم الذى اكمل فيه الدين،و أتم على أمتى فيه النعمة،و رضى لهم الاسلام دينا»
روز پر شكوه«غدير»از برترين عيدهاى مذهبى براى جامعه و امت من است،چرا كه در اين روز پر بركت بود كه خدا به من فرمان داد تا برادرم على(ع)را به رهبرى راستين امت خويش برگزينم و به مردم روشنگرى كنم كه پس از من از او پيروى نمايند.و نيز در اين روز بود كه خداى فرزانه دين خود را كامل و نعمت خويش را بر امت من تمام گردانيد و خشنود گرديد كه دين آنان اسلام باشد و خودشان مسلمان واقعى.
از نظرگاه خاندان رسالت
اما از ديدگاه پيشوايان راستين دين،روز«غدير»بسيار پر شكوه و با عظمت است و به همين دليل هم خاندان وحى و رسالت،آن را گرامى مىداشتند و در اين مورد نيز به پيامبر اقتدا داشتند.
در اين مورد«فرات بن اخنف»آورده است كه:به حضرت صادق گفتم:فدايت گردم آيا براى مردم توحيدگرا و مسلمان عيدى پر شكوهتر از عيد فطر و عيد قربان و روز عرفه و روز جمعه آمده است؟
«قلت جعلت فداك،للمسلمين عيد افضل من الفطر و الأضحى و يوم الجمعة و يوم عرفه؟»
فرمود:آرى،برترين،شريفترين و پر شكوهترين عيد نزد خدا،همان روزى است كه خدا در آن روز دين خود را كامل ساخت و به پيامبر و مردم پيام فرستاد كه:
«اليوم اكملت لكم دينكم...»
پرسيدم:سرورم اين روز كدام است؟
فرمود:فرات!پيامبران پيشين هر كدام مىخواستند براى خود جانشينى بر گزينند،به دستور خدا روزى مردم را گرد مىآوردند و برترين فرد امت خويش را به دستور خدا به امامت بر مىگزيدند و آن روز را روز عيد اعلام مىداشتند و آن روز،همان روز شكوهبارى است كه خدا على را به امامت مردم برگزيد و بدين وسيله دين خود را كامل ساخت و نعمت خويشتن را بر آنان تمام گردانيد...
گفتم:سرورم،اين روز كدامين روز است؟
فرمود:در ميان بنىاسرائيل گاه روز شنبه اتفاق افتاد و گاه يكشنبه و گاه دوشنبه...اما در اسلام روز عيد غدير مىباشد.
پرسيدم:در اين روز بزرگ چه كارى بايد براى تقرب به خدا انجام داد؟ «فما ينبغى لنا ان نعمل فى ذلك اليوم؟»
فرمود:فرات روز عيد غدير،روز پرستش خدا،روز نماز و نيايش،روز سپاس و ستايش خدا و روز شادى و شادمانى است،چرا كه خدا در اين روز به خاطر گزينش امامان خاندان وحى و رسالت به رهبرى و سررشتهدارى دين و دنياى شما،بر مردم نعمتىگران ارزانى داشت.به همين دليل در سپاس به بارگاه خدا دوست مىدارم شما روزه بداريد.
«قال:هو يوم عبادة و صلاة و شكر لله و حمد له،و سرور لما من الله به عليكم من ولايتنا،فانى احب لكم ان تصوموا».
گفتنى است كه روايات رسيده در اين مورد بسيار است و به همين دليل هم پيروان مذهب اهل بيت از ديرباز در عراق،ايران،هند،پاكستان،سوريه،لبنان،و ديگر كشورها و شهرهاى كوچك و بزرگى كه در آن زندگى مىكنند،اين روز بزرگ را جشن مىگيرند و عيد مىدانند و آن را گرامى مىدارند.
در افريقا،به ويژه مراكش و مغرب عربى نيز در عصر فاطميان و ادريسيان و سلسلههاى شيعه،اين روز،سخت گرامى داشته مىشد و دولت و ملت جشنهاى پر شكوهى در آن روز بر پا مىداشتند،اما با گذشت زمان و پيدايش دگرگونىهاى نامطلوب اين عيد بزرگ دينى و انسانىـكه روز عدالت و آزادى و والايى و شايسته سالارى استـدر برخى كشورهاى عربى و افريقايى به دست فراموشى سپرده شد كه به باور من بايد اين روز را بسيار گرامى داشت و نسبت به ديگر عيدهاى مذهبى و ملى آن را برتر شمرد و جشنهاى پر شكوهى بر پا ساخت،چرا كه روز غدير روز بسيار پر شكوهى است،روز يادآورى عدالت،آزادى،تقوا،پارسايى،آزادگى،بزرگمنشى،والايى،كرامت امنيت و ارزشهاى والايى است كه امير مؤمنان و راه رسم آزادمنشانه و مردمى او در زندگى سمبل و تجليگاه آن بود و بايد به هوش بود كه از اين روز بزرگ و اصل انسانساز امامت عادلانه و آسمانى دوازده امام معصوم سوء استفاده نشود و ديگران را با انواع شگردها در شمار آنان جا نزنند كه پيامبر فرمود: جانشينان راستين من دوازده تن هستند،نخستين آنان على است و آخرين آنان مهدىـكه درود خدا بر همه آنان باد.
پى نوشت:
1) سوره مائده،آيه .3
امام على(ع) از ولادت تا شهادت ص 407
سيد محمد كاظم قزوينى
روز اطعام
قال ابو عبد الله (ع):
… و انه الیوم الذى اقام رسول الله (ص) علیا (ع) للناس علما و ابان فیه فضله و وصیه فصام شکرا لله عزوجل ذلک الیوم و انه لیوم صیام و اطعام و صلة الاخوان و فیه مرضاة الرحمن ، و مرغمة الشیطان . ( وسائل الشیعه 7: 328، ضمن حدیث .12 )
امام صادق (ع) فرمود :
عید غدیر ، روزى است که رسول خدا (ص) على (ع) را بعنوان پرچمدار براى مردم برافراشت و فضیلت او را در این روز آشکار کرد و جانشین خود را معرفى کرد ، بعد بعنوان سپاسگزارى از خداى بزرگ آن روزه را روزه گرفت و آن روز ، روز روزه دارى و عبادت و طعام دادن و به دیدار برادران دینى رفتن است . آنروز روز کسب خشنودى خداى مهربان و به خاک مالیدن بینى شیطان است .
روز هدیه
عن امیر المؤمنین (ع) قال :
… اذا تلاقیتم فتصافحوا بالتسلیم و تهابوا النعمة فى هذا الیوم ، و لیبلغ الحاضر الغائب ، والشاهد البین ، ولیعد الغنى الفقیر و القوى على الضعیف امرنى رسول الله (ص) بذلک . ( وسائل الشیعه 7: .327)
امیر المؤمنین (ع) ( در خطبه روز عید غدیر ) فرمود :
وقتى که به همدیگر رسیدید همراه سلام ، مصافحه کنید ، و در این روز به یکدیگر هدیه بدهید ، این سخنان را هر که بود و شنید ، به آن که نبود برساند ، توانگر به سراغ مستمند برود ، و قدرتمند به یارى ضعیف ، پیامبر مرا به این چیزها امر کرده است .
روز کفالت
عن امیر المؤمنین (ع) قال :
… فکیف بمن تکفل عددا من المؤمنین والمؤمنات و أنا ضمینه على الله تعالى الامان من الکفر والفقر ( وسائل الشیعه 7: .327)
امیر مؤمنان (ع) فرمود :
… چگونه خواهد بود حال کسى که عهده دار هزینه زندگى تعدادى از مردان و زنان مؤمن ( در روز غدیر ) باشد ، در صورتى که من پیش خدا ضامنم که از کفر و تنگدستى در امان باشد .
روز نیکوکارى
عن الصادق (ع):
… و لدرهم فیه بألف درهم لإخوانک العارفین ، فأفضل على اخوانک فى هذا الیوم و سر فیه کل مؤمن و مؤمنة . ( مصباح المتهجد : .737 )
از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود :
یک درهم به برادران با ایمان و معرفت ، دادن در روز عید غدیر برابر هزار درهم است ، بنابرین در این روز به برادرانت انفاق کن و هر مرد و زن مؤمن را شاد گردان .
روز سرور و شادى
قال ابو عبد الله (ع):
انه یوم عید و فرح و سرورو یوم صوم شکرا لله تعالى . ( وسائل الشیعه 7: 326، ح .10 )
امام صادق (ع) فرمود :
عید غدیر ، روز عید و خوشى و شادى است و روز روزه دارى به عنوان سپاس نعمت الهى است
روزه غدیر
قال الصادق (ع):
صیام یوم غدیر خم یعدل صیام عمر الدنیا لو عاش انسان ثم صام ما عمرت الدنیا لکان له ثواب ذلک . ( وسائل الشیعه 7: 324، ح .4 )
امام صادق (ع) فرمود :
روزه روز غدیر خم با روزه تمام عمر جهان برابر است . یعنى اگر انسانى همیشه زنده باشد و همه عمر را روزه بگیرد ، ثواب او به اندازه ثواب روزه عید غدیر است.
در حدیثی از امام صادق (ع) درباره اعمال روز عید غدیر سوال شد و ایشان چنین پاسخ دادند: ………باید روزه بدارید و عبادت کنید و محمد و آل محمد(ص) را یاد کنید و بر ایشان صلوات فرستید. رسول خدا(ص)، علی(ع) را وصیّت کرد که این روز را عید گرداند و هر پیامبری به جانشین خویش وصیّت می کرد این روز را عید گرداند.
و در حدیثی از امام رضا(ع) خطاب به ابن ابی نصر بزنطی آ مده است که فرمود: ای پسر ابی نصر! هر کجا که باشی بکوش روز عید غدیر نزد قبر مطهّر حضرت امیر المومنین حاضر شوی. به درستی که خداوند می آمرزد در این روز از هر مرد و زن مومن گناه شصت سال ایشان را؛ و از آتش دوزخ آزاد می کند دو برابر آنچه که در شبهای قدر و فطر و ماه رمضان آزاد کرده است و پرداخت یک درهم در این روز به برادران مومن برابر با هزار درهم در اوقات دیگر است؛ و در این روز به برادران مومن خود نیکی و احسان کن و هر مرد و زن مومن را شاد گردان. به خدا سوگند اگر مردم فضیلت این روز را چنان که باید بدانند، هر آینه فرشتگان با ایشان هر روز ده مرتبه مصافحه کنند.
رابطه غدیر و قرآن
بررسي رابطه غدير و قرآن
«غدير» واقعه اي است لايق لقب «قرآني»! نقطه آغاز آن با قرآن، همه مراحل آن با نزول پي در پي قرآن، تار و پود خطابه اش آميخته با آيات قران، و خاتمه آن با حضور قرآن، که اين همه واقعه اي در سايه سار قرآن را براي ما ترسيم ميکند.
کجاي تاريخ اسلام را سراغ داريد که در يک ماه بيش از دويست آيه قرآن در فراز و نشيب يک ماجرا نازل شده باشد يا مورد استناد قرار گرفته باشد؛ و يا کدام خطابه را سراغ داريد که بيش از صد آيه قرآن در آن شاهد آورده شده باشد.
کدام برنامه اسلام را مي شناسيد که دو آيه بسيار مهم قرآن مستقيما و صريحا معرف آن باشد: يک دستور به ابلاغ آن با:
که با ضمانت الهي به استقبال مبلغ اعظم غدير مي آيد؛ و ديگر نتيجه ابلاغ آن با
«امروز دین شما تکمیل شد و نعمت بر شما تمام شد و از اسلام به عنوان یک دین راضی شدم»
که امضاي خالق جهان را براين ابلاغ عظيم اعلام مي نمايد.
اکنون ماجراي سفر يک ماهه اي پيش روي شماست که در مرحله به مرحله آن آيات قرآن نازل شده يا مورد استناد واقع شده است. آياتي براي آماده سازي فکري مردم در راستاي پذيرش و درک مسئله ولايت، آياتي به عنوان اوامر مستقيم اعلام ولايت در غدير، آيه هايي از قزآن خبر از توطئه هاي پشت پرده منافقين و شياطين و يا به عنوان مقابله در برابر فتنه انگيزي هاي علني آنان، و آياتي به عنوان پاسخ به سوالات مردم درباره غدير است.
سراسر خطبه ی يک ساعته پيامبر صلي الله عليه و آله در غدير آميخته با آيات قرآن است. چند سوره به طور کامل در متن خطابه قرائت شده و مورد استناد و تفسير قرار گرفته است. آياتي نيز به صراحت يا به صورت ضمني در خطابه غدير آمده که اشاره آن به آيات قرآن واضح است.
عظمت قرآن در خطابه
در کنار اين حضور قرآن در غدير، بيانات مفصلي در باره عظمت قرآن و تفسير آن و صاحبان چنين مقامي در خطبه غدير به چشم مي خورد.
ارتباط عميق اين آيات با اصل واقعه غدير قابل قابل توجه است. در حالي که محور سخن در غدير ولايت اهل بيت عليهم السلام است، اوامر خاص مربوط به آن، معرفي دوستان و دشمنان ولايت، نشان دادن مرزهاي ولايت و برائت، شناخت مقام والاي عصمت، همه در سايه قرآن بيان شده، و به گونه اي منسجم غدير را از متن قرآن استخراج کرده و قرآن را در متن غدير جاي داده است.
در اين نوشتار با انگيزه نشان دادن قرآني بودن غدير در پي اثبات اين ادعا هستيم که غدير يک ماجراي آميخته با قرآن است و اين قابل اثبات در همه فراز و نشيب هاي ماجراست.
در بخش هاي مختلف اين نوشتار، که از مدينه آغاز مي شود و تا مکه مي رود و از آن جا با مراسم حج همراه مي شود. با پايان حج حرکت به سوي غدير آغاز مي شود و با رسيدن به سرزمين خم پيامبر سخنراني مفصل خود را برگزار مي کنند و سپس مراسم سه روزه غدير آغاز مي شود. وقايع متعددي در ارتباط با غدير در اين ايام رخ مي دهد تا هنگام خروج از غدير فرا مي رسد. از غدير تا مدينه وقايعي اتفاق مي افتد و با وصول به مدينه هنوز ماجرا پايان نمي يابد، بلکه تا روز شهادت پيامبر صلي الله عليه و آله هنوز غدير در جريان است و آيات قرآن را پشتيباني مي کند.
اگر نتيجه اين نوشتار اين باشد که غدير و قرآن با هم و در کنار يکديگر مطرح شده اند. و بايد هر يک را پشتيبان و مفسر يکديگر بدانيم، تا ابد افتخار خواهيم کرد که قرآنِ عزيز در آغوش غديريان است و غديرِ عزيز با اهل قرآن است. اکنون هنگام آن است که از تفسير قرآن به حقايق غدير نهراسيم و در برابر حقيقتي که در اين باره در متن تاريخ ديده مي شود سر تسليم فرود آوريم و تا ابد افتخار کنيم که قرآنِ ما با غدير و غديرِ ما با قرآن است.
شيطان در روز غدير به صورت پيرمردى زيبا روى نزد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آمد و گفت:
اى محمد، چقدر كم اند آنان كه واقعاً طبق گفته هايت با تو بيعت مى كنند!! [ بحارالانوار: ج 37 ص 135. عوالم: ج 3:15 ص 303. ]
حزن شيطان در غدير، و سرور او در سقيفه
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به من خبر داد كه: ابليس و رؤساى اصحاب او هنگام منصوب شدن من در روز غدير حاضر بودند. در آن روز، اصحاب ابليس رو به او كردند و گفتند:
اين امت مورد رحمت قرار گرفتند و از گمراهى محفوظ شدند، و ديگر نه ما را و نه تو را بر آنان راهى نيست، چرا كه امام و پناه خود بعد از پيامبرشان را شناختند.
ابليس با ناراحتى و اندوه از آنان جدا شد.
اميرالمؤمنين عليه السلام در ادامه ى كلامش فرمود: پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به من خبر داد: آن هنگام كه مردم بعد از وفات من بيعت تو را بشكنند، ابليس اصحابش را جمع مى كند و آنان در مقابل او به سجده در مى آيند و مى گويند:
اى آقاى ما، اى بزرگِ ما، تو بودى كه آدم را از بهشت بيرون كردى!
ابليس مى گويد:
كدام امت بعد از پيامبرشان گمراه نشدند؟! هرگز!! شما گمان مى كنيد من بر اينان سلطه و راهى ندارم؟! چگونه ديديد مرا هنگامى كه كارى كردم تا امر خدا و پيامبر را در باره ى اطاعتِ على بن ابى طالب كنار گذاردند؟... [ كتاب سليم: ح 579. روضه ى كافي: ص 343 ح 541. ]
/م.ق106
نوشته شده توسط آیت الله جوادی آملی
برترين نعمت معنوى
در سراسر جهان هستى همه نعمتهاى مادى و معنوى از سوى خداى سبحان است: »و ما بكم من نعمة فمن اللّه«؛ نعمتهايى كه انسانهاى عادى هرگز توان شمارش آن را ندارند: »و إن تعدّوا نعمة اللّه لا تحصوها« خداى سبحان در قرآن كريم گاهى از نعمتهاى مادى و روزيهاى ظاهرى، مانند آسمان، زمين، آفتاب و ماه ياد مىكند و گاهى از نعمتهاى معنوى و باطنى؛ چنانكه به عيساى مسيح :می فرمايد:
إذ قال الله يا عيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و على والدتك إذ أيّدتك بروح القدس تكلّم الناس فى المهد و كهلاً و إذ علّمتك الكتاب و الحكمة و التورية و الإنجيل و إذ تخلق من الطّين كهيئة الطّير بإذنى فتنفخ فيها فتكون طيراً بإذنى و تبرئ الأكمه و الابرص بإذنى و إذ تخرج الموتى باذنى
به ياد نعمتهايى باش كه به تو و مادرت مريم دادم، آنگاه كه تو را به روح القدس تأييد كردم كه در گهواره و نيز در ميانسالى با مردم سخن گفتى و آنگاه كه تو را كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموختم و آنگاه كه به اذن من از گلف به شكل پرنده مىساختى، پس در آن مىدميدى و به اذن من پرندهاى مىشد و كور مادرزاد و پيس را به اذن من شفا مىدادى و آنگاه كه مردگان را به اذن من [زنده از قبر] بيرون مىآوردى
درباره بنى اسرائيل نيز نعمتهايى محدود را يادآورى كرده، می فرمايد:
يا بنى اسرائيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم.
بنى اسرائيل، به ياد نعمتهايى باشيد كه به شما ارزانى داشتم.
نعمتهاى معنوى مراتب و درجاتى دارد و در ميان آنها برترين نعمت، رسالت و امامت است. از اين رو در قرآن كريم از هر دو نعمت به »منت« (نعمت سنگين و توان فرسايى كه حمل و هضم آن دشوار باشد، نه منت زبانى) تعبير مىكند، درباره رسالت و بعثت پيامبران میفرمايد
لقد منّ اللّه على المؤمنين إذ بعث فيهم رسولاً من أنفسهم.
و درباره امامت نيز مى فرمايد:
و نريد أن نمنّ على الّذين استضعفوا فى الأرض و نجعلهم ائمّة و نجعلهم الوارثين.
زيرا پيامبر و امام تأمين كنندگان سعادت ابدى انسان هستند.
فرشتگان با همه قداست و شرافتى كه دارند، تنها مىتوانند واسطه فيض باشند، ولى نمىتوانند هدايت و رهبرى مستقيم جامعه بشرى را بر عهده بگيرند. موجود كامل و جامعى كه مىتواند فيض الهى را معصومانه از خدا دريافت كند و معصومانه به جوامع بشرى ابلاغ كند و خود نيز معصومانه به آن عمل كند، انسان كامل، مانند پيامبر و امام است. از اين رو خداى سبحان در قرآن كريم بر نبوت و امامت كه جامع آن دو »ولايت« است تكيه كرد و آن را مورد امتنان قرار داد، در حالى كه درباره آفرينش آسمانها و زمين و بهشت و قيامت به منت ياد نكرد؛ زيرا آسمانهإ؛ و زمين گر چه بزرگ است، ليكن در برابر نعمت سنگين و توانفرساى رسالت و امامت كوچك است.
درباره رسالت و امامت نيز در قرآن كريم تنها درباره جريان غدير خم و ولايت امير مؤمنان، عليهالسلام، تعبير منحصر به فرد »اتمام نعمت« آمده است:
اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتى.
سخن از »انعمت عليكم« نيست، بلكه خداوند مىفرمايد: أتممت عليكم نعمتى. نعمتم را بر شما تمام كردم.
يعنى همانطور كه نبوت و رسالت پيامبر اكرم، صلّى اللَّه عليه وآله، كاملترين نبوت و رسالت است و پس از آن نبوتى نيست، ولايت و امامت على و اولاد على، عليهمالسلام، نيز كاملترين ولايت و امامت است و پس از آن امامتى نيست. از منظر قرآن كريم در غديرخم كه عيد بزرگ ولايت است، نعمتهاى معنوى الهى به برترين حد و بالاترين نصاب خود رسيد و چون نعمتى برتر از ولايت على و اولاد على، عليهالسلام، نيست، عيد غدير برترين اعياد امت اسلامى است و اعتقاد به ولايت تكوينى و تشريعى امامان معصوم، عليهالسلام، و باور داشتن وساطت و شفاعت و وسيله بودن آنان از مهمترين بركاتى است كه نصيب امت اسلامى شده است
امامت، تداوم رسالت
خداى سبحان امامت را ادامه رسالت وهمتاى آن مىداند. از اين رو در حادثه جهانى غدير خم به پيامبر اكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، فرمود: اگر نصب على بن ابى طالب على، عليهالسلام، رابه دست خود انجام ندهى و ولايت را تببين نكنى اصلا به رسالت الهى عمل نكردهاى؛ يعنى رسالت منهاى امامت معادل رسالت منهاى رسالت است؛ زيرا آنچه اساس رسالت را حفظ مىكند همان امامت است.
بهترين معرّف براى عظمت روز غدير و حادثه جهانى اين روز، قرآن و عترت است. چه حادثهاى در روز هجدهم ماه ذى حجه در سرزمين غدير رخ داد كه اين روز را براى ابد عيد كرد؟ خداى سبحان در سوره مائده به رسول اكرم، صلّى اللَّه عليه وآله، مىفرمايد:
يا أيّها الرسول بلّغ ما أفنزل اليك من ربّك و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته و اللّه يعصمك من النّاس.
گرچه پيامبر داراى مقام نبوت نيز هست، ليكن در اين پيام آسمانى رسالت او مطرح است. از اين رو با خطاب »يا أيّها النبى« آغاز نشد. گزينش عنوان »رسالت« از يك سو، مجهول آوردن فعل »أفنزل« كه نشانه اهميت مطلب است از سوى ديگر ونيز انتخاب عنوان »ربّك« كه نشانه آن است كه تو عبد آن ربّى و او مولاى تو است و تو بايد از او اطاعت كنى، از سوى سوم، نشانه اهميت آن مطلب است.
دو عنوان رسالت و ربوبيت كه در اين آيه آمده نشانه آن است كه از منظر قرآن كريم در غديرخم كه عيد بزرگ ولايت است، نعمتهاى معنوى الهى به برترين حد و بالاترين نصاب خود رسيد و چون نعمتى برتر از ولايت على و اولاد على، عليهالسلام، نيست، عيد غدير برترين اعياد امت اسلامى است
رسالت پيامبر و ربوبيت خدا هر دو در آفرينش رويداد جهانى غدير خم نقش دارد، يعنى خدايى كه پروردگار بشر است، بايد آنها را بپروراند و پرورش بشر بدون شريعت و مجرى شريعت ميسور نيست و تو رساننده اين پيامى از اين جهت كه رسولى و با مردم رابطه دارى در اينجا موظفى، نه از آن جهت كه نبى هستى.
از اين رو در آيه كريمه هم »رسالت رسول «مطرح شد و هم »ربوبيت خدا«. رسالت رسول اقتضا دارد كه وى پيام خدا را بدرستى دريافت و ابلاغ كند واگر اين پيام را به جوامع انسانى ابلاغ نكرد گويا هيچ كارى نكرده است. از اين رو به پيامبر، صلّى اللَّه عليه وآله، فرمود: اگر آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده به مردم ابلاغ كنى رسالت خدا را ابلاغ نكردهاى: و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته.
اگر در اين آيه مىفرمود: »إن لم تفعل فما بلّغته«، بدين معنا بود كه اگر آنچه را نازل كردهام تبليغ نكردى، همان را تبليغ نكردى و اين همان اتحاد مقدم و تالى و موضوع و محمول است كه در قضايا غير علمى و بى فايده است. هر دستورى كه خدا به پيامبر مىدهد اگر پيامبر به آن عمل نكند، آن دستور را عمل نكرده است. ثانياً نفرمود:»إن لم تفعل فما بلّغت رسالتك«، يعنى اگر آن پيام الهى را نرساندى رسالت خود را در خصوص آن امر ايفا نكردهاى؛ زيرا اين جمله نيز گرچه قبح اتحاد مقدم و تالى را ندارد، ليكن قضيه شرطيه سودمندى نيست. اين جمله نورانى بدين معناست كه، تو رسول خدايى و رسالتت به پايان خود نزديك مىشود؛ اكنون اگر امامت و خلافت امير مؤمنان، على، عليه السلام، را ابلاغ نكنى اصلاً آن رسالت الهى را ابلاغ نكردهاى و ديگر در صف مرسلان نخواهى بود: و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته.
رسالت ربّ در اين جمله چون مطلق است و هيچ قيدى ندارد، بدين معناست كه در صورت عدم تبيين امامت و نصب امام ديگر سمت رسالت نخواهى داشت و اصلاً به وظيفه و رسالت الهى خود عمل نكردهاى؛ زيرا امام و امامت تضمين كننده اصل دين است.
حاصل اين كه، مراد اين نيست كه اگر رسالت نصب جانشين را ناديده گرفتى، خصوص اين رسالت را نرساندهاى، بلكه مراد اين است كه اگر رسالت ولايت و خلافت على، عليهالسلام، را ابلاغ نكردى، رسالتت را هرگز ايفا نكردهاى .
وعده صيانت الهى
در ذيل همين آيه فرمود: و اللّه يعصمك من الناس. خدا تو را از آسيب مردم حفظ مىكند.
اين كه خداى سبحان فرمود خدا تو را از آسيب مردم مصون نگاه مىدارد، مراد چه آسيبى است؟ اولاً، روزى كه نبى گرامى تنها بود و دشمنان مسلح بودند نترسيد و خداى سبحان به وى فرمود:
فقاتل فى سبيل اللّه لا تكلّف الّا نفسك و حرّض المؤمنين عسى اللّه أن يكفّ بأس الّذين كفروا و اللّه أشدّ بأساً و أشدّ تنكيلاً.
تو موظفى براى حفظ دين دفاع كنى و [اگر احدى تو را در دفاع و جهاد يارى نكند] تنها تو مكلفى [در صحنه حضور پيدا كنى و مجاهد نستوه باشى]. مؤمنان را نيز به جهاد ترغيب كن، باشد كه خداوند آسيب كسانى را كه كفر ورزيدهاند از آنان باز دارد و خداست كه قدرتش بيشتر و كيفرش سختتر است.
رسول گرامى در رديف معدود مبلغان الهى است كه از بشر هراسناك نبود تا بر اثر هراس از مردم در تبليغ حادثه تاريخى غدير تسامح كند؛ زيرا به شهادت قرآن كريم آن روزى كه همه مسلح بودند و رسول گرامى بىسلاح بود از هيچ كس هراسى نداشت.
فرار از ميدان جنگ كه از گناهان كبيره است، از نظر فقهى براى افراد عادى حدى دارد كه حد آن در آغاز، مقاومت يك نفر در برابر ده نفر و پس از تخفيف، مقاومت يك رزمنده در برابر دو نفر بود، ولى فرار از ميدان جنگ براى رسول اكرم، صلّى اللَّه عليه وآله، حرام بود و هيچ حد و مرزى نداشت؛ يعنى هرگز پيغمبر مأذون نبود ميدان كارزار را ترك و فرار كند، گرچه همه مردم روى زمين دشمن او باشند و عليه او در مصاف شركت كنند. هم حكم فقهى رسول اكرم، صلّى اللَّه عليه وآله، اين بود كه در صحنه جنگ حق فرار نداشت و هم سنت و سيرت قطعى آن حضرت اين بود كه از احدى هراسناك نبود تا فرار كند و صحنه را ترك كند. پس آن روزى كه همه مسلح بودند و انبوه دشمن وى را احاطه كرده بود و او تنها و بى سلاح بود و تنها امير مؤمنان، عليهالسلام، يار و ياور وى بود، از احدى نمىترسيد.
در حجاز آن روز بويژه در اواخر دوران رسالت، يعنى در حجةالوداع همه تسليم شده بودند و حجاز آرام شده بود. نامه رسمى رسول گرامى به امپراتورى ايران وروم نيز رسيده بود. قهراً پيامبرى كه اصلاً از كسى نمىهراسيد و آن روزى كه تنها بود نياز به حافظ نداشت و تنها به قدرت غيبى خداى حفيظ تكيه مىكرد، امروز كه بعد از فتح مكه فرمانده كل قواى حجاز است و نامه رسمى براى امپراتورى ايران و روم مىنگارد از چه مىترسيد؟ با تشريح فضاى حجاز از يك سو و تحليل فضاى جهان معاصر بعد از فتح مكه از سويى ديگر، روشن شده است كه پيغمبر از احدى در جنگ نظامى هراسى نداشت.
اين كه در بخش پايانى آيه فرمود خدا تو را از مردم حفظ مىكند، معلوم مىشود نگرانى پيامبر از خطر نظامى نبود؛ به همان دو شاهدى كه ياد شد. عمده خطر سياسى و جوسازى مردم حجاز بود كه مبادا بر اثر ضعف فرهنگى دچار شبهه شوند و بگويند: رسول گرامى داعيه رسالت در سرپروراند تا مردم را محكوم خاندان خود كرده، پسر عمو و داماد خود را جانشين خويش كند و امارت بر مردم را ميراث و موروث خاندان خود گرداند. اين ترس همواره هست و ترس نظامى نيست تا كسى بگويد من خوف ندارم و خون شهيد مؤثّر است. اگر مردم جاهل و عوام بودند و قدرت تحليل نداشتند، رهبر الهى نيز كارى از پيش نمىبرد.
نگرانى موسى از جهل مردم •
بدترين مشكل براى رهبران الهى ضعف فرهنگى مردم است؛ موساى كليم كه از پيامبران بزرگ اولوالعزم بود، كسى است كه بين دريا و شمشير نمىترسيد؛ وقتى ذات اقدس خداوند به او دستور داد به سوى دريا حركت كن ،بنى اسرائيل معترضانه به او گفتند: اى موسى! دريا در پيش روى و شمشير فراعنه در پشت سر ماست و ما را بين دو مرگ ميخكوب كردهاى.
موسى، عليه السلام، گفت: كلاّ إنّ معى ربّى سيه دين چنين نيست؛ زيرا پروردگارم با من است و بزودى مرا راهنمايى خواهد كرد.
با حرف ردع »كلّا« آنان را خاموش كرد و فرمود امواج دريا و شمشير فراعنه در اختيار خداست. اگر خدا بگويد بازگرد، باز مىگردم و پيروز مىشوم و اگر بگويد به دريا برو به دريا مىروم.
گاهى فرمانده در ميدان نبرد به سربازان خود دستور پايدارى مىدهد و شهادت در راه خدا را فضيلت معرفى مىكند، ولى گاهى تشر مىزند و مىگويد: »كلّا« يعنى ما در امانيم.
وقتى پيروان موساى كليم گفتند بين دو مرگ گرفتار شديم، كليم خدا نفرمود صبر كنيد. خدا صابران را دوست دارد و اگر شهيد شديم اجرمان با خداست. مىگويد ما بين دو مرگ نجات پيدا كرده و پيروزيم.
أضرب بعصاك البحر. با عصاى خود به دريا بزن.
موسى، عليهالسلام، عصاى خود را به دريا زد و دريا بستر خاكى شد و آنها گذشتند، ولى چون فرعون و فرعونيان آمدند در كام امواج خروشان غرق شدند: فغشيهم من الْيمّ ما غشيهم.
موساى كليم كه بين دو مرگ به ياد خدا بود و امنيت خود را از خدا دريافت كرده بود، احساس ترس نكرد، اما وقتى ساحران فرعون چوبها و طنابها را در ميدان مبارزه انداختند:
سحروا أعين النّاس و استرهبوهم. مردم كه تماشاچى ميدان مسابقه بودند ديدند مارهاى فراوانى در اين ميدان در جنب و جوش است، موسايى كه عصا را اژدها مىكند و خود اژدها افكن است.
دراين صحنه ترسيد: فأوجس فى نفسه خيفةً موسى.
اميرالمومنين، عليهالسلام، در تحليل ترس حضرت موسى مىفرمايد: موساى كليم بر خود نترسيد، ترس وى از اين بود كه جاهلان پيروز شوند و مردم را به گمراهى بكشانند. ترس موساى كليم از اين بود كه ساحران با عصاها و طنابها ميدان مسابقه را ميدان مار كردند. او اگر عصا را بيندازد و آن هم يك مار بشود و مردم نتوانند بين سحر ساحران و اعجاز او فرق بگذارند. چه كند؟
لم يوجفس موسى، عليهالسلام، خيفة على نفسه، بل أشفق من غلبة الجهّال و دول الضلال. آن كه نتواند بين سحر و معجزه فرق بگذارد با او چه مىتوان كرد؟ آن صحنه جاى اين نبود كه كسى از سر نصيحت بگويد: »سحر با معجزه پهلو نزند، دل خوش دار«؛ زيرا بر اثر ضعف فكرى مردم سحر با معجزه پهلو مىزد و موساى كليم از ضعف فكرى مردم مىترسيد.
هراس رسول گرامى نيز از اين بود كه مردم نتوانند تشخيص بدهند كه ولايت على بن ابى طالب، عليهالسلام، در رخداد غدير، حكم خدا و نصب الهى است. شخصيت على، عليهالسلام، همانند ندارد و هرگز سخن از امارات و سلطنت نيست. خداى سبحان كه فرمود: »و الله يعصمك من الناس«، يعنى كارى مىكنم كه طرز فكر مردم دگرگون شود و مردم كار تو را توطئه نپندارند و تو را متهم نكنند، چنانكه موساى كليم بشارت داد:
لا تخف انّك أنت الأعلى و ألق ما فى يمينك تلقف ما صنعوا إنّما صنعوا كيد ساحر و لا يفلح السّاحر حيث أتى.18 مترس كه تو خود برتر و پيروزى و آنچه در دست دارى بينداز تا هر چه را ساختهاند ببلعد. در حقيقت آنچه سرهم بندى كردهاند، افسون افسونگران است و افسونگر هر جا برود رستگار نمىشود.
مردم خواهند ديد كه در صحنه مسابقه اژدهايى حركت مىكند و ديگر چيزى جز چوبهاى خشك و طنابهاى بى روح و سرد نيست؛ مردم ديگر طناب و چوب مىبينند، نه مار. خاصيت كار تو اين است كه كيد و صنع ساحران را مىبلعد، نه چوب و عصا و طناب را. خداى سبحان با چنين اهميتى حادثه غدير را براى رسول گرامى تحليل و تبيين كرد.
روز نوميدى كافران
پيامبر، صلّى اللَّه عليه وآله، روز غدير از مردم پرسيد: آيا به رسالت الهى خود عمل كردم و آيا نسبت به شما اولى، و والى هستم؟ حاضران گفتند: آرى .آنگاه فرمود: من كنت مولاه فعلىّف مولاه. هر كس كه من والى و سرپرست اويم على [عليهالسلام] والى اوست
در اين زمينه آيه سوم سوره مباركه مائده نازل شد و اعلام داشت كه: اليوم يئس الّذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم و اخشون اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الإسلام ديناً.
امروز كافران از [كارشكنى در] دين شما نوميد شدند؛ پس از ايشان مترسيد و از من بترسيد. امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را براى شما برگزيدم
در اين آيه دو بار واژه »أليوم« آمده است. در قران كريم اغلب، كلمه »يوم« و »يومئذ« درباره معاد است و در اين آيه واژه »يوم« درباره ظهور ولايت و امامت به كار رفته است
قرآن تبيين مطالب مهم رابا »الّا« يا »أليوم« آغاز مىكند. در بسيارى از آيات كه درباره احكام نازل شده خدا نفرمود»اليوم« اما در اين گونه موارد»اليوم« يعنى امروز خبر مهمى رسيده و آن ولايت است كه دوستان بر اثر تولى اولياى حق به كمال و تمام رسيده و شادمانند و دشمنان كه طمعشان قطع شده نااميدند.
دشمنان پيامبر اكرم،صلّى اللَّه عليه وآله، مىگفتند: ... نتربّص به ريب المنون. ما مرگ پيامبر را انتظار مىكشيم و با مرگ او، بساطش برچيده مىشود؛ چون با كتاب و قانون مىشود مبارزه كرد، ولى با رهبر محيى و مجرى قانون نمىشود مبارزه كرد.
در غدير غم حادثه اى اتفاق افتاد كه كافران نااميد شدند؛ چنانكه بر اساس سوره مباركه كوثر، خدا به پيغمبر چيزى داد كه دشمن نااميد شد. پيام سوره كوثر اين است كه خدا به پيغمبر كوثرى داده كه مايه بقاء و دوام نبوتش خواهد بود. از اين رو به آن حضرت مى فرمايد: إنّ شانئك هو الأبتر. [تو ابتر، يعنى بى نتيجه و عقيم نيستى]، بلكه دشمن تو عقيم و كارش نافرجام است.
كسى كه كارش بى هدف است و به مقصد نمىرسد؛ ابتر است.
بارزترين مصداق كوثر وجود مبارك فاطمه، عليهاالسلام، است. پس روزى كه فاطمه چشم به جهان مىگشايد و روزى كه على، عليهالسلام، در غدير خم به خلافت منصوب مىشود، دوام و بقاى دين تضمين مىگردد و دشمن در آن روز ابتر و نااميد است. »أليوم« در اين آيه كه همان »يوم الله« و روز ظهور فيض الهى است؛ يعنى روزى كه فيض ويژه الهى تجلى كرده است:
أليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الإسلام ديناً. روزى كه دينف ناقص، كامل و نعمتف ناتمام، تمام و اسلامف خداپسند به مردم معرفى شده است
در صدر سومين آيه سوره مائده چند حكم فقهى مانند حرمت مردار، خون و گوشت خوك بيان شده است: حرمت عليكم الميتة و الدّم و لحم الخنزير.
اين احكام فقهى در سورههاى نحل انعام و بقره نيز بود. در سوره نحل كه در مكه نازل شده، مىفرمايد: إنّما حرّم عليكم الميتة و الدّم و لحم الخنزير و ما أفهل لغير اللّه به... خدا مردان و خون و گوشت خوك و آنچه را كه نام غير خدا بر آن برده شده حرام گردانيده است.
در سوره انعام نيز كه از سوره هاى مكى است مىفرمايد:
قل لا أجد فيما أوحى إلىّ محرّماً على طاعم يطعمه إلّا أن يكون ميتة أو دماً مسفوحاً أو لحم خنزير فإنّه رجس أو فسقاً أهلّ لغير اللّه به... بگو در آنچه بر من وحى شده؛ بر خورندهاى كه آن را مىخورد هيچ حرامى نمىيابم، مگر آن كه مردار يا خون ريخته يا گوشت خود باشد كه اينها هم پليد است، يا قربانى كه از روى نافرمانى به هنگام ذبح نام غير خدا بر آن برده شده باشد.
در سوره بقره نيز كه در سال اول هجرت رسول اكرم، صلّى اللَّه عليه وآله، به مدينه بر آن حضرت نازل شد، آمده است: إنّما حرّم عليكم الميتة و الدّم و لحم الخنزير و ما أفهل لغير اللّه به...خداوند تنها مردار و خون و گوشت خوك و آنچه را كه هنگام سر بريدن نام غير خدا بر آن برده شده، بر شما حرام گردانيده است. آيا با چند حكم فقهى مانند حرمت مردار و خون و گوشت خوك كه در مكه و مدينه مكرر گفته شده دين كامل شد؟! يقينا چنين نيست.
چند حكم فقهى كه كافران آنها را اسطوره مىپنداشتند و مىگفتند: و إذا تتلى عليهم اياتنا قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا إن هذا إلّا أساطير الأولين. بخوبى شنيديم، اگر مىخواستيم قطعا ما نيز همانند اين را مىگفتيم اين جزء افسانههاى پيشينيان نيست.
چگونه عامل نوميدى كافران مىشود؟ نوشتن و نشر دادن رساله عمليه كامل دشمن را نااميد نمىكند تا چه رسد به چند حكم فقهى محدود.
از سوى ديگر پيش از اين جمله »أليوم أكملت« فرمود: امروز كافران [كه توطئه براندازى نظام دينى را داشتند] نااميد شدند.
مراد قرآن از كفار، تنها كافران حجاز نيست؛ زيرا آنان پس از فتح مكه سپر انداختند و فوج فوج به دين خدا درآمدند: إذا جاء نصراللّه و الفتح و رأيت النّاس يدخلون فى دين اللّه أفواجاً.
آنان يا مسلمان شدند يا تسليم و از براندازى نظام دين نوميد شدند. اين كه فرمود: »أليوم يئس الّذين كفروا« مراد، كافران روم و ايران و حجاز است. آيا چند حكم فقهى كه چندين بار قبلا هم نازل شده مايه نااميدى كافران است؟ معلوم مىشود خبر جديدى در يوماللّه غدير ظهور كرده و پايگاه مستحكمى براى امّت و آيين ايجاد شده است.
در روز غدير، معلم و مفسر قرآن، مدافع دين ،معلم و مزكّى مردم و حافظ نظام اسلامى و بيت المال و مرزهاى كشور و بالاخره صاحب دين منصوب شد. پس تنها سخن از »سوادٌ على بياض« و احكامى نوشته شده بر چهره پوست و كاغذ و چوب نيست تا بتوان آن را به بازى گرفت.
در روز غدير والى، امام و خليفه آمد و كافر بدخواهى كه در كمين نشسته بود تا دين و نظام دينى را از ريشه براندازد، نااميد شد؛ زيرا فهميد كه دين، صاحب، متولى، مجرى و مبين دارد. بعد فرمود: »فلا تخشوهم« ديگر از كافران نترسيد؛ زيرا رهبر و والى داريد و از دشمن نااميد هراسى نيست.
بنابراين، امامت و ولايت و رهبرى مايه اميد مسلمانان و موجب نااميدى كافران است. در اين جا سخن از مذهب و فرقه خاص نيست. بلكه سخن از اصل اسلام است، اگر امامت و ولايت حفظ شود دين زنده مىماند .

در نشریه کتابخانه امیر المؤمنین (علیه السلام) که تحت اشراف علامه امینی تنظیم می شد آمده است :( وحدت اسلامی بر مبنای اظهار حقایق در بین امت می باشد ( حقایق قرآنی و سنت پیامبر ) نه وحدت سیاسی که استعمارگران به دست عمّال خود آن را عَلَم می کنند و وقتی نتیجه ی مطلوب را گرفتند آن را به هم می زنند.))
حدود پنجاه و پنج سال است که از تاریخ تدوین کتاب الغدیر می گذرد و به جرأت می توان گفت : در دنیای تحقیقات اسلامی کسی نیست که با نام (( الغدیر)) و با نام (( علامه امینی )) نا آشنا باشد. این کتاب با نثر بسیار پخته و ادبی نگارش یافته که آیت الله العظمی سید محسن حکیم و آیت الله سید حسین حمامی درباره ی این کتاب گفته اند :
(لَّا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَينِْ يَدَيْهِ)
و آیات عظام سید عبدالهادی شیرازی و شیخ محمد رضا آل یاسین و علامه اردوبادی گفته اند :
( لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِين)
با آن که مطالب الغدیر به مذاق بسیاری خوشایند نیست، از آنجایی که با اتکاء به منابع و مآخذ متقن نوشته شده است تا کنون ظرف این مدت پنجاه و پنج سال کسی یا گروهی نتوانسته نقدی یا ردی بر کتاب الغدیر و یا حتی نقدی بر صفحه ای از الغدیر بنگارد.( مرحوم علامه امینی خود می فرماید : (( من برای نوشتن الغدیر ، 10 هزار کتاب را که ممکن است هر کتاب در چندین مجلد باشد ، از بای بسم الله تا تای تمّت خوانده ام و به 100 هزار کتاب مراجعات مکرر داشته ام.))
مصادر و منابعی که در کتاب الغدیر مورد استناد قرار گرفته همگی از منابع علمای اهل سنت است.
خود می فرمایند : (( مطالبی که ما در الغدیر گفته ایم مذهبی نیست بلکه اسلامی است یعنی مسائلی که فقط مذهب شیعه بدان معتقد باشد بلکه مطالبی است که در میان جمیع مذاهب اسلامی متفقّ علیه است.))
و نیز می گوید : (( شیعه هنگام مناظره با اهل سنت برای مجاب کردن آنها به احادیث خودشان احتجاج می کنند زیرا حدیث خود اهل سنت برای مجاب کردشان مقبوا تر است و گرنه شیعه نیازی به احادیث آنها ندارد. و شیوه مقبول مناظره و احتجاج نیز همین است نه آن راهی که آنها در پیش می گیرند، زیرا آنها همگی در هر مسأله ای به احادیث و کتاب های بزرگان خود استدلال می کنند و چنین استدلالی خارج از قوانین بحث و مناظره است .))
برخی تصور باطلی از الغدیر دارند و می پندارند الغدیر باعث تفرقه و جدایی مذاهب اسلامی از یکدیگر می گردد. کسانی که این تصور را دارند نه تنها الغدیر را مطالعه نکرده اند بلکه از تأثیر الغدیر در ممالک اسلامی بی اطلاع هستند.
اولاً : هر کس که الغدیر را بخواند در می یابد که نگارنده ی کتاب از حسن نیت کاملی برخوردار است و هدف وی از تدوین این کتاب تنها اظهار حقایق تاریخ اسلام می باشد.
ثانیاً : مطالب الغدیر چیزی نیست که نظرات شخصی مرحوم علامه امینی رحمۀ الله باشد و کثرت منابعی که در الغدیر به آنها اشاره شده شاهد این مدعاست. تقریباً می توان گفت : جمله ای بدون دلیل و بدون مآخذ در الغدیر نوشته نشده است. از این رو اگر کسی ادعا کند که کتاب دارای تأثیر تفرقه انگیز است باید بپذیرد : تمامی کتاب هایی که در الغدیر به آنان ارجاع شده است ریشه های اصلی این تأثیر است. و ما می دانیم که مآخذ الغدیر عبارت است از امهات کتب اسلامی غیر شیعی که از جمله ی آنها صحاح ستّه می باشد.
ثالثاً : پس از انتشار الغدیر ، مقالات متعددی در مجلات فرهنگی مصر و سوریه و عراق و ... در تجلیل از این کتاب درج گردید و سیل نامه های تقدیر از سراسر ممالک اسلامی جاری شد. اکثر نویسندگان این نامه ها از علمای بزرگ اهل سنت هستند، از ملوک و وزرای کشورهای اسلامی گرفته تا ائمه جمعه و جماعات و اساتید دانشگاه ها ، برای الغدیر تقریظ نوشتند و به قدر دانی از زحمات مؤلف آن پرداختند. از میان این نامه ها و این تقریظ ها ، نزدیک به 50 نمونه در مقدمه ی مجلدات الغدیر درج گردیده است. این نامه ها و این مقالات همگی بیانگر این مطلب است که : (( الغدیر کتابی است که کلیه ی فرقه های اسلامی بر مطالب مستند آن اتفاق نظر دارند. ))
اهميّت واقعه غدير خم چيست؟
غدير اساسي ترين برنامه هاي پيامبر اسلام(ص) براي دوام و عزت و شكوه اسلام است. حضرت در بازگشت از حج، آخرين رسالت خويش را انجام داد. دستور آمد: "يا ايها الرسول بلِّغ ما انزل إليك...؛ مائده (5) آية 67. اي پيامبر، آن چه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده است، به مردم ابلاغ كن، و اگر نكني، پيامش را نرسانده اي. خداوند تو را از گزند مردم نگه مي دارد". پيامبر(ص) در پي نزول اين آيه و دستور خداوند، در هيجدهم ذي الحجه سال يازدهم هجري در مكاني به نام غدير خم نخست به مردم فرمود: آيا من نسبت به شما ولايت ندارم؟ همه گفتند: بلي اي پيامبر خدا سپس فرمود: "هر كه را من مولا و رهبر او هستم، زين پس علي رهبر و مولاي او است. خدايا، دوست بدار هر كه علي را دوست مي دارد، و دشمن بدار هر كه علي را دشمن مي دارد. خدايا، ياري كن هر كه علي را ياري مي كند و خوار بشمار هر كه علي را خوار شمارد". بعد از اين كار بزرگان صحابه به علي(ع) تبريك گفتند. از اين كه زين پس امام علي(ع) مقام ولايت را بر عهده دارد، آيه نازل شد كه با اين كار دين اسلام و نعمت كامل شد. مائده (5) آية 3.

غدیر تنها یک روز نیست کلید خوردن تاریخ است. تاریخی به وسعت جهان و به عمق بشریت و انسانیت. پس انگاریدن آن به عنوان تنها یک عید، یک روز، بدون دانستن و تفکر در فلسفه آن ظلم به معناي تبليغى، اندیشمندانه و جهادی آن است.اگر تنها هدف، داشتن مدیر و حاکم یک اجتماع بوده، مي شد يک فرد سياسى، یک جامعه شناس، یک مدیر، يک فرد آشنا به مسائل حقوقى، جامعه را اداره کند اما از قرائن پیداست که هدف انتخاب و انتصاب یک انسان کامل بیشتر از مدیریت یک جامعه است. و واضح تر و پرمنظورتر از تعیین یک رهبر دینی صرف یا یک رهبر سیاسی صرف. هدف تعیین چراغی بوده که با تمسک به آن تظلم خاموش شود، ترس به شجاعت، تساهل به تعهد تبدیل شود و انسانیت به واسطه کلام او، اخلاق او، نقش امامت الهی او تحقق یابد. در خط غدیر هیچ تشویشی نیست، شکی نیست، تسلیمی نیست، تساهل و تسامحی نیست و چشم پوشی از حقی نیست؛ حتی اگر این حق، حق یک زن نصرانی باشد. در این خط طاغوت معنایی ندارد. تمام عظمت طاغوت در برابر تمام عظمت ابوذر پابرهنه قرار می گیرد؛ تسلیم و حقیر و خفیف.در خط غدیر، حکم، حکم خداست؛ اما قرآن بر سر نیزه نیست؛ شجاعت و دلاوری در قلب مالک اشتر است. در حکومت غدیر شیر و نمک دو نوع خورش است و ممنوع. در حکومت غدیر جامعه ای نیاز به پیشوا دارد که فرد فردش در مدرسه اسلام تربیت شده اند. این جامعه است که باید از آلودگی هرگونه تجاوز، چه قلمي و فکري و فرهنگى، چه نظامی و کشورگشایانه با منطق ها و تاریخ های ساختگی به نام اسرائیل پاک شود. در حکومت غدیر زیر چتر معنویت است که می توان در آسمان پیشرفت علمی و تکنولوژیک بال زد. در حکومت غدیر چشمه های استعداد علمی با افراد آن متولد می شود و حکومت موظف و مکلف پرورش این استعدادهای مسلمان است؛ پس برنامه ریزی در جهت تولید علم و حمایت از نخبگان علمی و فرهنگی وظیفه حاکم الهی غدیر است. در این زمینه هم هیچ گونه کوتاهی از جانب حاکم و مسئول قابل گذشت نیست.علامه امینی دانشمند بزرگ و محقّق، نویسنده «الغدیر»، در ابتدای نخستین جلد کتاب جهانی خود، بحثی علمی و جالب زیر عنوان «اهمیت غدیر در تاریخ» مطرح کرده است که ما خلاصه آن را با بیانی ساده و توضیحی کوتاه در اینجا می آوریم:
در نظر خردمندان، ارج وشرف هرچیز وابسته به نتیجه آن است و به اندازه ثمره ای است که می بخشد. بنابر این در دامنه پهناور تاریخ و موضوعات آن، مهم ترین مطلبی که با توجه به نتیجه اش دارای موقعیت شایانی است، آن بخشهایی است که پیدایش ادیان را نشان می دهد و مذاهب بر آنها پایه گذاری شده است و سرچشمه عقاید ملت ها و جمعیتهایی قرار گرفته است. از این رو، این بخش از تاریخ - که مبدأ پیدایش اعتقادات و مقدسات ملّتهاست - به ابدیت راه جُسته است و هیچ گاه تاریخ جهان آن را فراموش نمی کند و با جاودانی و همیشگی در سراسر دوران اینده تاریخ توأم است.
به این ملاحظه است که می بینیم دانشمندان بزرگ و امین تاریخ، در ضبط و صحیح نگاشتن مبادی تاریخِ ادیان و آغاز مذاهب، به خود رنجهای فراوان می دهند و در این راه کوشش بسیار می کنند. سپس به گزارش موجبات نشر تعالیم آنها پرداخته خصوصیتش را با دقت تمام می نگارند. و اگر مورخ، این موضوع مطالبی ناقص و بی ارج نوشته است و خواننده کتاب خود را گمراه کرده است. چون خواننده نمی تواند از این نوشته بفهمد که ابتدای آن دین چه بوده و دورانش چگونه سپری شده و در مراحل بعدی به کجا گراییده است.
داستان غدیر از با اهمیت ترین موضوعات این بخش از تاریخ است. زیرا مذهب آن ملّتها و طوایفی که آل رسول را پیروی کردند بر این واقعه و بسیاری ازدلیل های محکم کردند، تعدادشان به میلیون ها نفر می رسد، که از نظر کیفیت همیشه پیشرو کاروان دانش و عظمت و فرهنگ بوده اند و همواره درمیانشان حکیمان و عالمان، زبدگان جهان انسانیت، نابغه هایی در علوم و فنون مختلف، مصلحان و رهبران، پادشاهان و سیاستمداران وجود داشته اند. و هم آنان دارای ادبیاتی سرشار، و فضل و دانشی فراوان بوده و کتاب هایی گرانبها و نیکو در هر فن نگاشته اند. روی این حساب، نویسنده تاریخ از هر ملّت و هر مذهبی که باشد، نمی تواند در بیان پیدایش و مبدأ این ملّت کوتاهی کند. به ویژه در مورد داستان سراسر اهمیتِ غدیر که صحنه حسّاسی از صحنه های نزول وحی و قیام تبلیغی بانی اسلام بوده است.
اگر مورخی از روی تعصب جاهلانه، از بیان این داستان و حقایق وابسته به آن چشم بپوشد، نسبت به دین اسلام و نبی بزرگوار آن خیانتی بزرگ کرده و هم در صفحات تاریخِ خود، جنایتی مرتکب شده که جبران ناپذیر است. زیرا حدیث غدیر و آنچه که پیامبر گرامی ما در آن روز فرخنده و باشکوه ابلاغ کرده و صحنه تبلیغی را که برگزار نموده است، وظیفه ای بوده که به مأموریت وحی انجام شده است. و هیچ کس تردید ندارد که «روز غدیر» در تاریخ اسلام موجی افکنده است که هیچ گاه از ارتعاشات آن کاسته نمی شود.
رمز عید بودن «غدیر» ، کمال دین و اتمام نعمت در سایه تداوم خط رسالت در شکل و قالب امامت بود. به فرمان پیامبر خدا(ص)مسلمانان مامور شدند «ولایت» را به صاحب ولایت تبریک گویند و با آن حضرت بیعت کنند. رسول خدا نیز براین نعمت الهى شادمانى کرد و فرمود: «الحمدلله الذى فضلناعلى جمیع العالمین.»
آیه قرآن به صراحت، این روز را روز اکمال دین و خشنودى پروردگار از این واقعه و این تعیین وصى دانسته، رمزدیگرى ازعید بودن غدیرخم است. فرخندگى این روز و عظمت این مراسم و عیدبودن غدیر، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. این نکته راحتى «طارق بن شهاب» مسیحى که در مجلس عمربن خطاب حضور داشت،فهمیده بود که گفت: اگر این ایه(الیوم اکملت لکمدینکم...)(مائده / 3) در میان ما نازل شده بود، روز نزول آیهرا عید مىگرفتیم. هیچ یک از حاضران نیز حرف او را رد نکردند. خود عمر نیز سخنى گفت که به نوعى پذیرش حرف او بود.
نویسنده: سمیه خراسانی ،سایت حوزه
اشاره
رخداد غدیر در ذىالحجه سال دهم هجرى، تنها یک حادثه تاریخى نیست؛
غدیر، تنها نام یک سرزمین نیست، یک تفکر است؛
نشانهاى است از تداوم خط نبوت؛
چشمهاى است که تا پایان هستى مىجوشد؛
غدیر، روز اکمال دین، اتمام نعمت و موجب خشنودى خداست؛
روز بزرگ، روز گشایش و روز تکامل است؛
غدیر، نه تاریخ است، نه جغرافیا و نه روایت، بلکه ولایت است؛
پیشوند غدیر، رسالت است و پسوند آن، ولایت و امامت.
معنای غدیر
غدیردرلغت به معنای آبگیر است؛ گودالی در بیابان که آب باران در آن گرد آید. در میان راه دو شهر بزرگ دنیای اسلام، مکه و مدینه، محلی است به نام «جُحفه» که در زمان رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ، کاروانیان حج گذار در آنجا از هم جدا میشدند و به طرف دیار خود میرفتند. در این محل، غدیر خم جای دارد. علت نام گذاری این غدیر به خم، آن است که آبگیر آنجا به شکل خُمِ رنگرزان بوده و برخی قبایل صحرایی، گاه جامههای رنگ کرده خود را در این آبگیر میشستهاند.
خلاصه واقعه غدیر خم
در سال دهم هجرت، رسول خدا صلی الله علیه و آله به حج رفت و احکام آن را به مردم آموزش داد. به هنگام بازگشت از مکه، در استراحتگاه جُحفه و در غدیر خم، به امر خدا مردمان را گرد آورد و در آن مجمع سترگ، امام علی علیه السلام را به جانشینی خود به آنان شناساند و فرمود: «هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست». البته جانشینی علی علیه السلام سالها پیش در مکه و در جمع خاندان هاشم انجام گرفته بود، ولی در غدیر، به اطلاع عموم رسید.
پیام غدیر
داستان غدیر از عظمت و ضرورت ولایت و ریشهای بدون این مسئله خبر میدهد. رسول صلی الله علیه و آله در آن هنگام و در زیر آن آفتاب سوزان. آن همه جمعیت را برای چه نگه میدارد و چه پیامی برایشان دارد.
این پیام اساسیترین پیام دین او بود و به راستی رسول صلی الله علیه و آله بر عظمت و ضرورت آن واقف بود، که مردم را در آن گرمای سوزان نگه داشت و رسالت آسمانی خویش را به مسلمانان ابلاغ فرمود.
غدیر، خنثی کننده توطئه
آنچه میتوانست همه نقشههای منافقان را یکجا خنثی، و اسلام را در چنان برهه حساسی حفظ کند، تعیین جانشین پیامبر و اعلان رسمی آن بود، چنان که حضرت زهرا(س) در اینباره میفرمایند: «پیامبر در روز غدیر، عقد ولایت را برای علی علیه السلام محکم کرد». غدیر خم منافقان را فلج کرد و مانع اجرای نقشهها و توطئههای شیطانیشان شد.
تاج ولایت
پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر خم عمامه خود را، که «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمؤمنین علیه السلام قرار دادندو انتهای عمامه را بر دوش آن حضرت آویختند و فرمودند «عمامه تاج عرب است».
خلاصه مکتب وحی
«غدیر» عصاره و نتیجه خلقت و چکیده تمام ادیان الهی و خلاصه مکتب وحی است و صرفا واقعهای تاریخی نیست. این نام مقدس، عنوان عقیده ما و اساس دین است. غدیر ثمره نبوت و میوه رسالت است غدیر تعیین کننده خطمشی مسلمانان تا آخرین روز دنیاست. غدیر ماجرایی سرنوشتساز است که «خطبه غدیر» شاخصترین و زندهترین سند آن است.
غدیر؛ تداوم خط نبوت
واقعه غدیر خم که در آخرین سال زندگی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله رخ داد و در آن علی علیه السلام به جانشینی آن حضرت صلی الله علیه و آله برگزیده شد، حادثهای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست؛ یک تفکر است. غدیر، نشانه و رمزی است که از تداوم خط نبوت خبر میدهد. غدیر، نقطه تلاقی کاروان رسالت با طلایهداران امامت است. آری، غدیر خم یک سرزمین نیست؛ چشمهای است که تا پایان هستی میجوشد؛ کوثری است که فنا برنمیدارد؛ و افقی است بیکرانه و خورشیدی است عالمتاب.
غدیر و سرنوشت اسلام
بدون شک واقعه غدیر خم، نقش سرنوشت سازی در تعیین مسیر آینده اسلام داشته است. در این واقعه، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مهمترین مأموریت دوران پیامبریِ خود را به انجام رساند؛ مأموریتی که انجام آن، به منزله رساندن پیام رسالت حضرت بود، و کوتاهی در مورد آن، به از بین رفتن زحمات چندین ساله ایشان میانجامید؛ چنان که خداوندمتعالی درآیه ۶۷ سوره مائده میفرماید: «هان ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت به تو نازل شده است، تبلیغ کن و اگر چنان نکنی، پیام و رسالت او را انجام ندادهای وخداوند تو را از مردم حفظ میفرماید».
حدیث غدیر خم یقینی است
واقعه غدیر خم، یکی از مسلّمترین مسائل تاریخ اسلام است و صدها دانشمند از آن یاد کردهاند؛ مانند ابوریحان بیرونی و خواجه نصیرالدین طوسی. فیلسوف معروف، فارابی نیز بر همین اساس، به تحلیل فلسفه «امامت» پرداخته است. ابن سینا نیز به موضوع نص (حدیث صریح غدیر)، در کتاب شفا اهمیت داده است، و آن را بهترین راه برای تعیین جانشین دانسته است. گذشته از علمای بزرگ شیعه که همه موثّقاند و حجت،دهها و دهها دانشمند و محدث و مورّخ و مفسر از اهلسنت نیز حدیث غدیر و واقعه آن را نقل کردهاند؛ مانند طبری و ابن اثیر و احمد حنبل.
اگر میشد…
اگر پس از درگذشت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به سفارشهای روز غدیر و موارد مکرر دیگری که پیامبر صلی الله علیه و آله ، علی علیه السلام را پیشوا معرفی فرموده بود عمل کرده بودند، اسلام جهان گیر میشد و دین خدا بشریت را به راه میآورد و عدالت و دادگری، آفاق تا آفاق گیتی را میگرفت. از اینجاست که همه هوشمندان تاریخ بشر که به گونهای ازاین واقعه آگاهی یافتهاند، از انحرافی که پس از رحلت پیامبر پیش آمد، اظهار تأسف کردهاند؛ از این جمله است ولتر، فیلسوف مشهور فرانسوی. وی تأسف خویش را چنین اظهار کرده است: «آخرین اراده محمد انجام نشد؛ او علی را به جای خود منصوب کرده بود…».
عید خلافت و ولایت
زیاد بن محمد گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا مسلمانان عیدی غیر از عید قربان و عید فطر و روز جمعه دارند؟ فرمود: «آری، روزی که رسول خدا صلی الله علیه و آله ، امیرمؤمنان علی علیه السلام را (به خلافت و ولایت) منصوب کرد».
برترین عید امت
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «روز غدیر خم، برترین عیدهای امت من است، و آن روزی است که خداوند بزرگ دستورداد برادرم، علی بن ابیطالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب کنم، تا بعد از من مردم به دست او هدایت شوند، و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل، و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را دین آنان قرار داد».
عید آسمانی
حضرت امام رضا علیه السلام به نقل از جدّش امام صادق علیه السلام فرمود: «روز غدیر خم، درآسمان مشهورتر از زمین است».
عید پر برکت
امام صادق علیه السلام فرمود: «به خدا قسم اگر مردم فضیلت واقعی روز غدیر را میشناختند، فرشتگان روزی ده بار با آنان مصافحه میکردند. بخششهای خدا به کسی که آن روز را شناخته، قابل شمارش نیست».
روز سپاس و شادی
امام صادق علیه السلام فرمود: «عید غدیر، روز عبادت و نماز و سپاس و ستایش خداست، و روز سرور و شادی است؛ به دلیل ولایت ما خاندان که خدا بر شما منت گذاشت. من دوست دارم شما آن روز را روزه بگیرید».
روز نیکوکاری و بخشش
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «یک درهم دادن به برادران با ایمان و معرفت در روز عید غدیر، برابر هزار درهم (در روزهای دیگر) است؛ بنابراین، در این روز به برادرانت انفاق کن و هر مرد و زن مؤمن را شاد گردان».
روز ناله نومیدی شیطان
امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش حضرت باقرالعلوم علیه السلام نقل کرد که فرمود: «شیطان چهار بار ناله نومیدی سر داد؛ روزی که مورد لعن خدا قرار گرفت، روزی که از آسمان به زمین هبوط کرد، روزی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به پیامبری مبعوث شد، و روز عید غدیر خم».
پیام تبریک
غدیر، سرچشمه همیشهجوشان ولایت است که از سینه تفتیده «خم» به جام محبت دوستداران پیامبر و خاندانش جارى است. غدیر، شایسته هر ثناست که وحى از او پیراست و محمد بدو آراست و اسلام از او برخاست. غدیر، تفسیر بدر و احد و شأن نزول صفین و نهروان است. بدر، عدالت مىخواست؛ احد، شجاعت آرزو مىکرد؛ خیبر تماشاى صداقت را تمنا داشت و غدیر، آمین آن همه ثنا و دعا بود. غدیر، روز انسان است. غدیر، تداوم رسالت محمد صلی الله علیه و آله در ولایت على علیهالسلام است. غدیر، عید پیمان و میثاق و عهد است. غدیر، عید عدالت و رهبرى است. عید امامت و ولایت بر عاشقان مبارک باد.
کوثرى از مِىِ غدیر
پیامبر در سال دهم هجرت حج گزارد و به سوى مدینه بازگشت. در روز هجدهم ذىحجه که قافلههاى بسیارى پیش از پیامبر حرکت مىکردند و عدهاى از پسِ حضرت مىآمدند، پیامبر به سرزمین غدیر خم رسید. او به فرمان الهى دستور داد سواران و پیادگان توقف کنند، آنان که رفتهاند، بازآیند و آنان که نیامدهاند، برسند. سپس بر انبوهى از جهاز شتران فراز رفت و خداى را سپاس گفت و از اینکه به زودى از میان آنان خواهد رفت، خبر داد. سپس از آنان خواست درباره چگونگى ابلاغ رسالت وى گواهى دهند. مردمان فریاد برآوردند: شهادت مىدهیم که تو پیام حق را ابلاغ کردى، نصیحت کردى و جهاد نمودى. خداوند تو را پاداش نیکو دهد.
آنگاه از جایگاه والاى خود در میان امت سخن گفت و از آنان بر اولویت خود گواه خواست و پس از شنیدن پاسخهاى یکصدا و بلند، دست على علیهالسلام را گرفت و با شکوهى شگرف و فریادى رسا فرمود: «من کنت مولا فعلى مولاه.» سه بار این جمله را تکرار و بر یاوران و پذیرندگان ولایت او دعا کرد.
ویژگىهاى على علیهالسلام از دیدگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم
حضرت محمد صلی الله علیه و آله بارها با اشاره به موقعیت معنوى امام على علیهالسلام ، بر فضیلتهاى آن حضرت و وصى بودن ایشان تأکید ورزیده است. آن حضرت در گفتارى به دخترش، فاطمه علیهاالسلام مىفرماید: «اى فاطمه! آیا خشنود نیستى من تو را به همسرى کسى درآوردم که اسلامش پیشتر از دیگران و دانشش بیشتر از همگان است؟ به راستى، خداى تعالى به اهل زمین توجه فرمود و از میان ایشان، پدرت را برگزید و او را پیامبر قرار داد. بعد دوباره به آنها توجه فرمود و از ایشان شوهرت را برگزید و او را وصى قرار داد.» سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اى فاطمه! به راستى براى على فضیلتهایى است که هیچکس آن را ندارد: تو که بانوى زنان بهشتى، همسر او هستى. دو نتیجه و زاده رحمت، حسن علیهالسلام و حسین علیهالسلام که فرزندزادگان من هستند، فرزندان او هستند. برادرش، جعفر بن ابىطالب کسى است که با دو بال در بهشت آراسته گردیده است و با فرشتگان هر کجا خواهد، پرواز مىکند. علم اولین و آخرین نزد اوست. او نخستین کسى است که به من ایمان آورد. او آخرین کسى است که هنگام مرگ با من دیدن مىکند. او وصى من و وارث همه اوصیاست».
غدیر در قرآن
آیهاى که پیش از اعلام رسمى ولایت امیر مؤمنان على علیهالسلام نازل شد، از یکسو، بیانگر اهمیت فوقالعاده غدیر و از سوى دیگر، نشاندهنده نگرانىهاى رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در این باره است: «اى پیامبر! آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً [به مردم] برسان و اگر [این کار را[ نکنى، رسالت او را انجام ندادهاى. خداوند تو را از [خطرهاى احتمالى [مردم نگه مىدارد و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمىکند.» قرآن کریم، آشکارا اعلام نشدن ولایت على علیهالسلام را با ناتمام ماندن رسالت الهى برابر مىداند و در مقابل نگرانىهایى که رسول خدا صلی الله علیه و آله داشت، وعده حفظ و حراست به ایشان داده مىشود.
آیهاى که پس از اعلام ولایت امام على علیهالسلام در غدیر نازل شد، موجى از شادى را در دلهاى مؤمنان پدید آورد و آرامش و اطمینان خاطر به آنان بخشید: «امروز کافران از [زوال] دین شما ناامید شدند. بنابراین، از آنها نترسید و از من بترسید. امروز دین شما را کامل و نعمتها را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان آیین [جاودان] شما پذیرفتم»
اوصاف غدیر در روایات
در فرهنگ شیعه و روایات اهل بیت علیهمالسلام ، از عید غدیر با عظمت ویژهای سخن به میان آمد و از آن با لقبها و ویژگیهای ممتازی نام برده شده است. برخی از آنان عبارتند از: روز خشنودی خدای رحمان، روز بسیار درود فرستادن بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله ، روز دست یافتن به رحمت پروردگار، روز عبادت کردن، روز پذیرفته شدن اعمال شیعیان، روز تزکیه، روز ریزش گناه، روز رها کردن گناهان بزرگ، روز وانهادن نافرمانیها، روز راندن شیطان و ناخرسند گشتن آن، روز مستجاب شدن دعاها، روز داد و ستد با خدا، روز خواستن افزونیها، روز گشایش، روز لبخند زدن به چهره مؤمنان، روز مژده دادن، روز مهر ورزیدن، روز تبریک گفتن، روز خشنودی و رضایت، روز آراستن، روز پوشیدن لباسهای شایسته و افکندن جامههای سیاه،روز پیشی گرفتن، روزی که کلمات صریح درباره خاصان و افراد ویژه اعلان شد، روز پیمان و روز عیان شدن رازها.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم
شیخ صدوق در کتاب امالى، روایتى از امام باقر علیهالسلام و آن حضرت از پدران پاکش نقل مىکند که روزى رسول اکرم صلی الله علیه و آله رو به امیر مؤمنان على علیهالسلام کرد و فرمود: «اى على! خداوند آیه شریفه یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ را درباره ولایت تو بر من نازل کرد، تا آن را تبلیغ کنم. به یقین، کسى که خدا را بدون ولایت تو ملاقات کند، عملش باطل است»
ویژگیهای روز غدیر
امام رضا علیه السلام در روایتی میفرماید: «در روزگار امیرمؤمنان علی علیه السلام ، یکسال روز جمعه با عید غدیر همزمان گشت. آن حضرت بر فراز منبر رفت و خدا را چنان ستود که همانند آن شنیده نشده بود؛ ستایشی که کسی غیر از او درک نمیکرد. سپس به یارانش فرمود: «ای مؤمنان! امروز خداوند متعال، دو عید گرانسنگ و بزرگ را به هم پیوسته است؛ دو عیدی که پایداری و استواری هر کدام از اینها به دیگری است تا پدیده زیبای خویش را پیش شما کامل کند. شما را به راه رشد آگاه سازد و به روشنایی هدایت کند. راه میانهاش را برای پیمودن شما هموار کند و بخشش گوارایش را برایتان بگستراند. بیتردید، امروز موقعیت عظیمی دارد. در این روز، گشایش رخ داده، نردبان [تکامل] برافراشته شده و دلیلها آشکار گشته است. امروز، روز ظاهر شدن و پردهبرداری از مقام پیراستگی [عصمت و امامت] است. روز کمال یافتن آیین و نمایان ساختن پیمانها از دوروییها و انکارهای آگاهانه است».
وظایف مؤمنان در روز عید غدیر
امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره وظایف مؤمنان در روز عید غدیر فرمود: «[در این روز] با گسترش دادن در هزینه و لوازم خانوادهتان به سوی آنان بروید و به برادرانتان نیکی کنید. خدای را برای آنچه به شما بخشیده است، سپاس گویید. با هم باشید؛ که خداوند، جدایی و پراکندگی شما را سامان میبخشد. به یکدیگر نیکی کنید؛ که خداوند، الفت شما را پایدار میسازد. نعمتهای خدا را به همدیگر هدیه دهید؛ که خداوند چندین برابر عیدهای پیشین و عیدهای آینده به شما پاداش میدهد؛ پاداشی که ویژه چنین روزی است. نیکیکردن در این روز، ثروت را ثمربخش میسازد و بر عمر میافزاید. همدردی کردن و مهرورزی با یکدیگر در این روز، رحمت خداوندی را جلب میکند. آن اندازه که توان دارید از فضل خداوند برای برادران و خانوادهتان با بذل آنچه موجود است، آماده و فراهم سازید. لبخند و شادمانی را میان خویش و در برخوردهایتان آشکار سازید و ستایش و سپاس خداوند را بر آنچه به شما بخشیده است، نمایان کنید».
حضرت فاطمه علیهاالسلام
از فاطمه زهرا علیهاالسلام پرسیدند که آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله پیش از رحلتش درباره امامت امیر مؤمنان على علیهالسلام چیزى فرمود؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «عجبا! آیا روز غدیرخم را فراموش کردهاید؟»
امام حسن علیهالسلام
امام حسن علیهالسلام فرمود: امت مسلمان از پیامبر شنیدند که درباره پدرم فرمود: او براى من همچون هارون براى موسى علیهالسلام است. همچنین دیدند که رسول خدا صلی الله علیه و آله او را در غدیرخم به عنوان امام نصب کرد.
امام حسین علیهالسلام
امام حسین علیهالسلام پیش از مرگ معاویه، خانه خدا را زیارت کرد. سپس بنىهاشم را گرد آورد و فرمود: آیا مىدانید پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، على علیهالسلام را در روز غدیرخم به جانشینى خود برگزید؟ همگى گفتند: بله.
امام زین العابدین علیهالسلام
ابن اسحاق، تاریخنگار معروف مىگوید: به على بن حسین علیهالسلام گفتم: «من کنتُ مولاه فعلىٌ مولاه» یعنى چه؟ حضرت فرمود: پیامبر خدا به مردمان خبر داد که امام بعد از خودش، امیر مؤمنان على علیهالسلام است.
امام محمدباقر علیهالسلام
اَبان بن تَغلب مىگوید: از امام باقر علیهالسلام درباره این سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله «من کنتُ مولاه فعلىٌ مولاه» پرسیدم. آن حضرت در پاسخ پیامبر فرمود: به مردمان گفت که امیر مؤمنان على علیهالسلام در میان مردم، جاىگزین من خواهد بود.
امام صادق علیهالسلام
در دوران زندگى امام صادق علیهالسلام بر اثر جوّ مناسبى که براى نشر معارف اهل بیت علیهمالسلام پیش آمد، حدیث غدیر بیش از همه دورهها مطرح شده است. آن حضرت درباره روز غدیر مىفرماید: «رسول خدا صلی الله علیه و آله در غدیر خم براى امیر مؤمنان على علیهالسلام پیمان گرفت و مردم به ولایت او اقرار کردند. خوشا به حال آنان که بر ولایت او ثابتقدم ماندند و واى بر کسانى که آن پیمان را شکستند».
امام کاظم علیهالسلام
در روزهایى که امام کاظم علیهالسلام در زندان بود، روزى هارون، خلیفه عباسى ایشان را احضار کرد و درباره ولایت اهل بیت علیهمالسلام بر مردم پرسید. حضرت فرمود: ما مىگوییم ولایت همه خلایق با ماست. دلیل ما، سخن پیامبر در غدیر خم است که فرمود: «من کنتُ مولاه فعلىٌ مولاه».
عید غدیر از نگاه امام رضا علیه السلام
هدیه به یاران
طوسی، از یاران امام رضا علیه السلام نقل میکند: «در روز غدیر، شرفیاب محضر حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام شدم. گرد ایشان گروهی از یاران خاصشان حضور داشتند. حضرت با اینکه خوراک و پوشیدنی و هدایا و حتی انگشتری و کفشهایی برای خانوادههای آنان فرستاده بود، ولی آنها را برای افطار نیز نگهداشت. امام احوال آنان و کسانی را که پیرامونشان بودند، سامان بخشید. ایشان در آن روز… پیوسته ارجمندی و پیشینه روز غدیر را یادآور میشدند. حضرت در بخشی از سخنان خود، خطبه امیرمؤمنان علی علیه السلام را در سالی که عید غدیر با روز جمعه همزمان شده بود، بیان کرد».
فضیلت روز عید غدیر
ابی نصر بَزَنْطی از یاران امام رضا علیه السلام میگوید: «خدمت آن حضرت بودم، درحالیکه مجلس پر از جمعیت بود و با یکدیگر درباره غدیر گفتوگو میکردند. برخی از مردم این واقعه را منکر شدند. امام فرمود: پدرم از پدرش روایت کرد که: «روز غدیر در میان اهل آسمان مشهورتر است تا میان اهل زمین.» سپس فرمود: «ای ابی نصر! هرجا که هستی، در این روز نزد [قبر[ امیرمؤمنان علی علیه السلام باش. به درستی که در این روز، خداوند گناه شصت سال از مؤمنان و مسلمانان زن و مرد را میآمرزد و از آتش دوزخ آزاد میکند، چند برابر آنچه در ماه رمضان و شب قدر و شب عید فطر آزاد کرده بود.» ایشان سپس ادامه داد: «اگر مردم ارزش این روز را میدانستند، هر آینه، فرشتگان در هر روز ده مرتبه با آنان مصافحه میکردند».
امام حسن عسکرى علیهالسلام
حسن بن ظریف مىگوید: به امام عسکرى علیهالسلام نامه نوشتم و پرسیدم معناى سخن پیامبر درباره امیر مؤمنان على علیهالسلام چیست که فرمود: «من کنتُ مولاه فهذا علىٌ مولاه.» حضرت فرمود: مقصود حضرت آن بود که او را نشانهاى قرار دهد که هنگام اختلاف، حزب خداوند با آن شناخته شوند.
پاسداشت غدیر؛ سنت نبوى
جوامع بشرى نیازمند یادآورى و حضور همیشگى هویتهاى فرهنگى و اصالتهاى معنوى است. زنده نگه داشتن شعایر الهى، رسالتى است که مرزبانان عقیده و ایمان، از جمله رسول اکرم صلی الله علیه و آله بر آن تأکید داشتهاند. از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: «به من تبریک بگویید؛ زیرا خداوند مرا به پیامبرى و اهلبیتم را به امامت ممتاز ساخته است».
در روایت دیگرى پس از ذکر حدیث غدیر آمده است: «سپس رسول گرامى در خیمه مخصوص خویش نشست و به امیر مؤمنان على علیهالسلام دستور داد در خیمه دیگرى بنشیند و به مردم امر فرمود به حضور على علیهالسلام برسند و به او تبریک بگویند.» اینک و در عصر ما، شناختن مرزهاى بلند غدیر، بازگویى این شکوه و جشن و سرور این عید بزرگ، در راستاى آن پاسداشت است.
آداب غدیر
در تاریخ اسلام، غدیر و امامت همان اندازه اهمیت دارد که روز مبعث؛ زیرا غدیر، امامت را به وجود آورد و ادامه رسالت بود. حاج میرزا جواد ملکى تبریزى در اینباره مىنویسد: «روز غدیر نسبت به مبعث، به منزله باطن از ظاهر و به منزله روح از انسان است؛ زیرا هر چه در مبعث از خیر و سعادت وجود دارد، مشروط به ولایت امیر مؤمنان و امامان است».
به دلیل اهمیت عید غدیر به عنوان بزرگترین و مهمترین اعیاد اسلامى است که آداب بىشمارى براى آن بیان شده است. فراوانى آداب و اعمال این روز، با اعمال هیچ روزى قابل مقایسه نیست و در این آداب و اعمال، همه گروهها مورد خطاب قرار گرفتهاند. از جمله آداب عبادى این روز به نماز شب و روز غدیر، نماز مسجد غدیر، روزه، یاد خدا و پیامبر، زیارت امیر مؤمنان على علیهالسلام و غسل مىتوان اشاره کرد.
همچنین جشن و عید گرفتن، تبریک و تهنیت به پیامبر، امیر مؤمنان و یکدیگر، دید و بازدید، صدقه دادن، دیدار با رهبرى و بیعت و اتحاد و اجتماع، از جمله آداب اجتماعى و سیاسىِ سفارش شده در این روز است.