الهام - به به، چه وبلاگ خوشگلی داری! حتما حتما به من سر بزن. اگه از من خوشت اومد لینکم کن. منتظر حضور گرمت هستم ... - دوشنبه 08 دی 1404
50 نام مهم برای عید با عظمت غدیر

اسلام علاوه بر این که براى برخى از روزها اسمهاى خاصى مانند عید قربان، عید فطر، روز عرفه و ... برگزیده بر همه این روزها نام ایام الله نهاده است تا عظمت و قداست این روزها هر چه بیشتر در ذهن و دل مؤمنان، نقش بسته و موجب تذکر و تنبه آنان گردد.
یکى از روزهایى که در اسلام براى تعظیم آن، از شیوه نامگذارى بهره گرفته شده "غدیر" است ویژگى غدیر این است که نامهاى گوناگونى براى آن قرار داده شده و این خود عظمت این روز را نسبت به روزهاى دیگر نشان مىدهد نامهاى روز غدیر، از اسرار و ابعاد این روز پرده برمىدارند هر نامى از این نامها درى تازه از قلعه بلند غدیر بر ما مىگشاید چرا که اسلام بر برگزیدن نامى براى زمان یا مکان و یا هر چیز دیگر، خصوصیات مسمى را در نظر داشته و به جنبه ها و زوایاى آن توجه کرده است. از این روى شناختن و شناساندن نام هاى روز غدیر یک ضرورت است. با این کار تصویرى روشن از این روز در ذهن و دل نقش بسته و بیش از پیش این روز بزرگ را مى شناساند.
شایسته است نامهاى غدیر را با بهترین شکل و زیباترین خط بنویسیم و محافل جشن و سرور عید غدیر را با آن، معنى و روحى تازه ببخشیم.
ویژگى غدیر این است که نامهاى گوناگونى براى آن قرار داده شده و این خود عظمت این روز را نسبت به روزهاى دیگر نشان مىدهد نامهاى روز غدیر، از اسرار و ابعاد این روز پرده برمىدارند هر نامى از این نامها درى تازه از قلعه بلند غدیر بر ما مى گشاید.

واقعه غدیر خم بعد از سی و چند سال که از بدو شروع رسالت گذشته بود انجام میشود؛ مردم جزیرهالعرب و اطراف، حتی خارج از مرزهای عربی به اسلام گرویده و فراز و نشیبهایی را اسلام پشت سر گذاشته و مسلمانان تا اندازه زیادی خود را نشان داده و تلخ و شیرینیهایی را تجربه کرده بودند که «واقعه تاریخی غدیر خم» صورت گرفت، حاضرین در اولین جلسه اعلام ولایت علی علیه السلام که همان دعوت عشیره عقربین به اسلام بود. چهل نفربود.اما امروز و در این واقعه بیش از صدو بیست و چهار هزار نفر حضور داشتند، آن روز پیغمبر(ص) با آن سمت شناخته شده نبود، اولین معجزه آن حضرت را جادوگری و سحر میپنداشتند و امروز صدها هزار نفر تنها برای فرا گرفتن اعمال حج حضرت را همراهی میکنند، آن روز دعوت به اسلام برای اهل مکه بار سنگینی بود که با شیوههای گوناگونی در صدد رهایی خود بوده و حتی توطئه قتل پیغمبر را در سر میپروراندند، و امروز افتخار میکنند که در رکاب او جان خود را اهدا کنند.
و صدها فرق بین آن روز و امروز، ولی مخفی نماند که همان عدد ناچیز آن روز تا امروز در لابلای جمعیت انبوهی که به پیش میرفت، همانگونه خود را مخفی کرده و هرگاه عکس العملهایی نشان میدادند. با این فرض که آن روز با زبانی دعوت حضرت را به مسخره گرفته و امروز با زبان بخ بخ لک یا ابالحسن اصبحت مولای و مولا کل مومن و مومنه به میدان میآمدند، اینها همانها بودند که آن روز وقتی پیغمبر(ص) با آب دهان خود حکمت و علم را به علی منتقل میکرد و سینه او را از گزند شیطان ودشمن بیمه میکرد، علی (ع) را به باد استهزا گرفته و میگفتند: محمد خوب از پسر عمومی که به او ایمان آورد پذیرایی کرد امروزه همانهایی یا بهتر است که بگوییم همان تیره با کلمات عوام فریب بخ بخ مسخره و استهزا میکنند.
● واقعه غدیرخم
تقریبا آخرین موقعیتی بود که به دنبال آیه ۶۷ سوره مبارکه مائده حضرت مامور شد رسالت تعیین جانشین و اولی به تصرف را بعد از خود ابلاغ کند، در جایی به نام غدیر خم، رحل اقامت موقت افکنده و به تفصیلی که خواهد ابلاغ رسالت فرمود:
آنطوری که شادروان مرحومه علامه امینی در جلد اول الغدیر ضبط فرموده، صد و ده نفر از صحابه حدیث و واقعه غدیر را نقل کرده و از تابعین (یعنی طبقه دوم) کسانی که در واقعه غدیر نبوده و از صحابه به حساب نمیآمدند و بعد از صحابه آمدهاند هشتاد و چهار نفر آن واقعه تاریخی را نقل کرده و اما اصحاب حدیث و علما و راویان آثار سیصد و شصت نفرند که آن واقعه را نقل کرده و به رشته تحریر درآوردهاند. اینها غیر از شعرایی هستند که در هر قرن از واقعه غدیر به بعد آن حادثه را به شعر درآورده و در آن باره قصایدی سرودهاند که از جمله آنها خود امیرالمومنین علی (ع) است که انشاءالله آن را نقل خواهیم کرد.
مسئله جانشینی علی علیه السلام در حجهالوداع از غدیر خم شروع نشده بلکه حضرت رسول در طی این سفر دائما در پی این مقصود بود در فاصله ورود به مکه و ایام مراسم و مواقف منی و عرفات و مشعر و منی و بازگشت به مکه پیغمبر (ص) سخنرانیها داشته و احکامی برای مردم از حلال و حرام بیان شد که جای ذکر آنها نیست ولی گفتنی این است که در همه موارد و مواقف و سخنرانیها نام اهل بیت خود را آورده و سفارش آنها را کرده و بارها فرمود:
ایها الناس انی مخلف فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی لن تضلوا ما تمسکتم بها و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض
مردم! بزودی من از میان شما میروم ولی دو چیز سنگین و گرانبها را در میان شما میگذارم یکی کتاب خدا و یکی اهل بیتم عترتم و اینها از هم جدا نمیشوند تا روز قیامت که کنار حوض کوثر به من ملحق شوند و مطالب فراوانی فرمود: تا اینکه از مکه و خانه خدا جدا شدند، همراهان حضرت در بازگشت به مراتب بیش از زمان ورود و خروج از مدینه بودند چون امیرالمومنین (ع) و همراهان و مسلمانان یمن و خالد بن ولید و همراهان او به حضرت ملحق شده و مسلمانانی که گذارشان به مدینه نمیافتاد که به حضرت ملحق شوند شاید به همان اندازه بودند که در رکاب پیغمبر(ص) مدینه را ترک کرده بودند. این جمعیت میآمدند تا جایی که از هم جدا بشوند.
سر چند راهی و نزول جبرئیل
قافله بر سر چند راهی رسید. مردم مدینه از سایر گروهها باید جدا میشدند. اهل یمن به طرف یمن و اهل نجد به طرف نجد و سایر طوایف به طرف سر منزل خود که جبرئیل فرود آمده و اعلام توقف کرده، هوا به شدت گرم مثل اینکه آتش میبارد، زمان، زمانی که خورشید عمودی بر سرها میتابد. هیچ پناه و درخت و سایبانی که افراد بتوانند خود را در پناه آن از آفتاب نگهداری کنند نیست.
پیغمبر (ص) متوقف شد و دستور داد کسانی که جلو افتادهاند برگردند اوایل قافله و یا قوافل، به رابغ رسیده بود عدهای هنوز به اینجا نرسیدهاند باید همه جمع شوند.
مردم از هم سوال میکردند چه شده، چرا رسول الله دستور توقف در این وقت در اینجا داده. مگر نمیشد به جای امنتری میرسیدیم؟ کسی نمیداند چه خبر است؟
● غدیر خم
اینجا باید تاریخ اسلام ورق بخورد، اینجا باید دین به کمال برسد این بهترین موقعیت است، کجا میشود این جمعیت را فراهم آورد حالا که مردم مسلمان خود را با اعمال حج تطهیر کرده و آب توبه بر خود ریخته و با رمی جمره شیطان را از خود دور کرده و با قربانی به خدا نزدیک شده باید ایمانش از جانب خدا تکمیل شود.
تحمل این گرما و تابش آفتاب از بالا و ریگهای گداخته از زیر پا انسان را بیش از پیش به یاد قیامت میاندازد و این موقعیت هرگز از یاد و خاطره نمیرود. این خاطرهای است که همه جا و برای همه کس بازگو میشود. اگر پرسیدند از این سفر که در خدمت پیغمبر (ص) حج به جا آوردی چه خاطرهای داری اگر این توقف از همه جالبتر نباشد از خاطرههای جالب سفر خواهد بود.
پس جای خوبی اختیار شده و زمان خوبی در نظر گرفته شده مردم پیاده شده و هر کس تلاش داشت که جای بهتری اختیار کند گرچه همه بیابان مثل هم بود. ولی چند عدد درخت خار کهن و قدیمی در آن بیابان جلب توجه میکرد ولی کسی حق نداشت آنجا را برای خود اختیار کند. چون آنجا برای پیغمبر در نظر گرفته شده بود.
«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک»
ظاهر آیه نشان میدهد که این دستور سابقه داشته ولی اجرا نشده و این آخرین فرصت برای اجرای آن است که خداوند تاکید میکند، تاکیدی که نشان میدهد همه اسلام آن است. نه حکمی است مانند نماز و روزه و سایر احکام واجب و حرام. بلکه نتیجه ۲۳ سال تلاش و ابلاغ رسالت است که میفرماید:
«و ان لم تفعل فما بلغت رسالته»
اگر سرباز زنی و این حکم را ابلاغ نکنی مثل اینکه در این ۲۳ سال هیچ عملی انجام ندادی، همه احکام یک طرف و این حکم یک طرف.
زیر آن چند درخت خار برای پیغمبر (ص) روبیده شد، پارچه روی آنها قرار دادند که آفتاب پیغمبر (ص) را بیش از این آزار ندهد.
▪ الصلوه جامعه
منادی ندا کرد الصلوه جامعه یعنی جمع شوید که پیامبر پیام و سخنی دارد. حضرت زیر آن سایبان نماز ظهر را خوانده ولی برای ایراد سخن احتیاج به جای بلندی بود که همه مردم پیغمبر (ص) را دیده و صدای حضرت را بشنوند. و لذا فورا جهاز شترها را روی هم گذاشته و از آنها منبری درست کردند. حضرت روی آنها قرار گرفت.
هنوز کسی نمیداند چه خبر است؟ و چه پیش آمد شده، مردمی که از گرمای طاقت فرسا به شتران پناه میبردند که از سایه آنها استفاده کنند. پلاسی که داشتند زیر پا میگذاشتند خورشید از بالای سر آنها را بیطاقت میکرد و اگر بالای سر میگذاشتند حرارت زمین و ریگ تفدیده آنها را میسوزاند ولی چون مطلب برای مردم بسیار مهم و شنیدنی بود، تمام توجه خود را معطوف پیغمبر (ص) کرده تا ببینند این پیام فوقالعاده و غیر منتظره و بیسابقه چه است.
حضرت خطبه بلیغ و رسایی ایراد کرد و از مردم بر کارهای انجام شده و ماموریتهای محوله اقرار گرفت و فرمود:
آیا رسالت را به خوبی ابلاغ کردم؟
بله، خدا به شما جزای خیر دهد. چیزی را کم نگذاشتی.
یک مشت عرب پابرهنه از فرهنگ تهی از خدا بیخبر را خداپرست کرده زبانزد جامعه پیشرفته و مترقی قراردادی نه یکی از ابرقدرتها بلکه این ملت را به جایی رساندی که همه ابرقدرتها از او حساب میبرند و باج و جزیه به او میدهند گذشته از اینکه از شرک و بت پرستی و خدایان دروغین او را رها کرده و به جایی رساندی که یکتاپرست شده نه تنها یکتاپرست بلکه از یهود و نصاری که در کنار خدای واحد خدایانی درست کردند عیسی را پسر خدا میدانند یا عزیر را برای خدا پسر فرض میکنند گذراندی و خدای منزه از این زواید را میپرستند. اینها کم نعمتی نیست که به وسیله این پیغمبر (ص) به این مردم ارزانی داده شده است.
▪ اعلام پایان عمر و انتهای وظایف
و فرمود: ایها الناس این خدای علیم و لطیف است که به من خبر میدهد بزودی دعوت حق را لبیک گفته و از میان شما رخت برمیبندم، ولی ما همه در برابر خدای لطیف مسئولیم و باید جوابگوی اعمال خود باشیم.
تنها ایمان آوردن کافی نیست بلکه عمل بر آن اعتقاد لازم است، بیعمل کاری از پیش نمیرود.
«النبی اولی بالمومنین من انفسهم»
آیا من به نص قرآن کریم بر جان و مال شما از خود شما سزاوارتر نیستم؟
عرض کردند بلی یا رسول الله. ما هر چه داریم از برکت وجود شماست. ما همه فدای شما و فدای مقدم با برکت شما. شما میتوانید در مال و جان ما آنطور که میخواهید تصرف کنید. کسی حق ندارد دیگری را فدای سلامت خود کند ولی پیغمبر (ص) از این کلی مستثنی است، مگر در لیله المبیت که به علی (ع) نفرمود؟ علی تو حاضری در جای من بخوابی تا من از مکه هجرت کرده و بیرون بروم، علی (ع) عرض کرد اگر من در جای شما بخوابم و تن به مرگ بدهم شما به سلامت میروید؟ فرمود: بله. علی عرض کرد نه یک جان بلکه صد جان به فدای جان شما یا رسول الله. در اینجا بود که خداوند بر این برادری و یگانگی به ملائکه برگزیده مانند جبرئیل و میکائیل مباهات کرده، به آنها فرمود: من عمر یکی از شما دو موجود برگزیده را بر دیگری فزونی دادم کدام یک حاضرید کمتر را گرفته و بیشتر را به دوست و برادر خود دهید؟ هر دو سر فرود آورده و چیزی نگفتند.
خداوند فرمود: بنگرید در زمین من (محمد) و (علی) را برادر قرار دادم. یکی جان خود را فدای دیگری کرده بروید و او را نگهبان باشید.
«من کنت مولاه فهذا علی مولاه»
وقتی مردم اولویت پیغمبر (ص) را اعتراف کردند، دست علی را گرفته و با خود بالا برده و چنان دست او را بالا برد که سفیدی زیر بغل هر دو بر مردم نمایان شد همان طور که امروز در مسابقات داور دست پیروز را گرفته و بالا میبرد و فرمود:
«من کنت مولاه فهذا علی مولاه»
هر که من بر او چنین تسلطی دارم علی بر او چنین سلطه دارد. هر که من مولا و سرپرست او هستم علی مولا و سرپرست اوست بعد از اعلام ولایت و اولویت علی (ع) حضرت آیه ابلاغ ولایت را تلاوت فرمود:
«یا ایها الرسول بلغ من انزل الیک من ربک»
الان معلوم شد، این مقدمات لازم بود مطالب بیش از اینها مهم و با ارزش بود چیزی آسان و پیش افتاده نبود. همانطور که قبلا اشاره کردیم از محتوای آیه بیرون میآید که مطلب قبلا مذاکره شد. اینجا آخرین مرحله بود. مورخین و تاریخ نویسان چنین گفتند که ابلاغ ولایت قبلا چند بار از پیغمبر (ص) خواسته شد و لی در هر بار میفرمود: این مردم تازه زمان جاهلیت را پشت سر گذاشته و هنوز اسلام در جان آنها رسوخ نکرده، ممکن است زیر بار این پیشنهاد نروند و بر آنها سنگین باشد، و میگویند پیغمبر (ص) بعد از اینکه خود تثبیت شد میخواهد پسر عم و دامادش را هم به ما تحمیل کند تا در آخرین فرصت که جبرئیل (ع) با تضمین آمد،
«والله یعصمک من الناس»
خداوند تو را از مردم نگاهداری میکند و گزندی به تو وارد نمیشود، ناگفته نماند که پیامبر (ص) از ترور مردم نمیترسید بلکه بیم آن داشت، که آهن سرد کوبیدن بوده و هیچ اثری در مردم نگذارد، ولی خداوند تضمین کرد که حافظ و نگهبان این دستاورد هم هست همانطور که اسلام و قرآن را نگاهدار است.
«انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون»
در آیه ۹ سوره حجر خداوند میفرماید: ما ذکر و قرآن را نازل کردیم و ما حافظ و نگاهدار او هستیم.
این «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک»
بخشی از همان ذکر و قرآن است که خداوند حفظ آن را تضمین کرده و تا قیامت این آیه بر مردم خوانده میشود مسلمان و غیر مسلمان دنبال معنی و تفسیر آن میگردد و تاریخ هرگز آن واقعه را فراموش نمیکند. مگر میشود جریانی که با آن تشریفات و در آن موقف و موقع بر مردم خوانده شد. فراموش شود؟
«بخ بخ لک یا علی اصبحت مولای»
پیغمبر (ص) از منبر فرود آمد. قرار شد مردم پذیرش خود را با بیعت اظهار کنند. گروه گروه و دسته دسته برای بیعت آمدند و همه این پیروزی و این ولایت عهدی را به امیرالمومنین (ع) تبریک گفتند حتی برای زنان طشت آبی آوردند که حضرت امیر (ع) دست در طشت آب گذاشت و زنان دست خود را در آن آب میگذاشتند و بیعت میکردند، مردم موضوع را به صورت رسمی پذیرفتند.
عمر آمد و گفت بخ بخ لک یا علی اصبحت مولای و مولا کل مومن و مومنه. خوشا به حالت مولای من و مولای هر مومن و مومنه شدی.
«الیوم اکملت لکم دینکم»
هنوز مردم متفرق نشده بودند که آیه ۳ سوره مائده توسط جبرئیل امین بر پیغمبر (ص) نازل شد که :
«الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا»
پیامبر (ص) فرمود:
الله اکبر علی کمال الدین و تمام النعمه و رضی الرب برسالتی و الولایه لعلی بن ابیطالب بعدی»
امروز با ولایت امیرالمومنین و نصب او به خلافت و جانشینی دینی اسلام مراتب کمال را طی کرده و در پس پرده آنچه بود آمد و نعمت بر مردم مسلمان تمام شد. دیگر بعد از این انتظاری نیست و این دین کامل را خداوند به عنوان آیین نجات بخش و سنت ابدی برای مردم پذیرفت و قبول کرد.
پیغمبر (ص) هم فرمود: بزرگ است خدای منعم و بخشنده و خدا را ستایش میکنیم که دین را کامل و نعمت را تمام و ابراز رضایت به رسالت من و ولایت علی بنابی طالب بعد از من فرمود. پیغمبر اکرم (ص) از اینکه این بار سنگین رسالت و نصب امیرالمومنین (ع) را به خلافت به منزل رسانده و حق نبوت و رسالت را ادا کرده بسیار شادمان و خوشحال بود و شاید بشود گفت در پوست خود نمیگنجید.
گرچه مردم: فکر میکردند از اینکه داماد و پسر عم و یار دیرین خود را به این سمت نصب کرده خوشحال است ولی نه بلکه از اینکه واقعا این بار سنگین بالاخره به مقصد رسید و رضای رب تامین شد مسرور و خوشحال بود چون اقتضای امانتداری همین است.
▪ توطئه براندازی قبل از رسیدن به مدینه
ولی همزمان دلهایی برعکس دل مبارک پیغمبر (ص) از این واقعه پیش آمده بسیار آزرده شده تا جایی که حسین بن محمد خارقی میگوید از سفیان بن عیینه، سوال کردم (سال سائل بعذاب واقع) درباره چه کسی نازل شده است؟ گفت: از چیزی سوال کردی که قبل از آن کسی سوال نکرده بود. من از امام صادق (ع) همین را سوال کردم. فرمود: پدرم از پدر و جدش از پدرش از ابنعباس نقل کردند که در روز غدیر خم پیغمبر (ص) ایستاده خطبه خواند و امیرالمومنین (ع) را به سوی خود دعوت کرده و بازوی او را گرفته بالا برد. تا جایی که سفیدی زیر بغل هر دو نمایان شده و فرمود: آیا ابلاغ رسالت نکردم؟ آیا آنچه برای پیشرفت و ترقی شما بود نگفتم؟ گفتند: خدایا شاهد باش که پیغمبرت کوتاهی نکرد. سپس فرمود: هر کس من مولای اویم علی مولی او است.
«اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذ ل من خذله»
بار خدایا یاری کن، آنکه علی را یاری میکند و دشمن دار آنکه با علی دشمنی میکند و دوست بدار آنکه علی را دوست دارد و ذلیل کن آنکه علی را رها کند و نصرت نکند، این خبر در میان مردم افشا و پخش شد. آنها هم که در واقعه غدیر خم نبوده و در مکه یا مدینه و جاهای دیگر بودند فهمیدند و خبر چون اهمیت داشت به آنها رسید.
▪ حارث بن نعمان فهری
از جمله کسانی که خبر به او رسید ابن حارث بن نعمان که از بزرگان قریش است بود، شترش را سوار شده و آمد خدمت پیغمبر (ص) پیاده شد و پای شترش را بست و سلام کرد. حضرت جواب دادند، عرض کرد یا محمد ما را به گفتتنلا اله الا الله دعوت کردی اجابت کردیم گفتیم پیغمبر خدایی با اینکه اطمینان صد درصد نداشتیم قبول کردیم گفتی نماز بخوانید خواندیم گفتی روزه بگیرید گرفتیم گفتی حج به جا بیاورید به جا آوردیم گفتی دو و نیم درصد از مالتان را به عنوان صدقه و زکات پرداخت کنید کردیم حالا پسر عمویت را به عنوان راهنما و پیشوا به ما معرفی میکنی و درباره او میگویی من کنت مولاه فهذا علی مولاه تا آخر. این خواسته تو است یا از طرف خداست حضرت سه مرتبه فرمود: از طرف خداست حارث با عصبانیت بلند شد و گفت: نه (اللهم ان کان ما قال محمد حقا فاطر علینا هجاره من السماء تکون نقمه فی اولنا و آخرنا) بار خدایا اگر گفته محمد حق است سنگی بر ما ببار که عذاب اول و آخرت بر ما باشد و اگر محمد باطل میگوید عذابت را بر او مسلط کن. حضرت به او فرمود: حارث از خدا بترس و توبه کن از این گفتارت یا از ما دور شو گفت: اما توبه دل راه نمیدهد و اما رفتن میروم شترش را خواست آوردند سوار شد چندی دور نشده بود که پرنده ریزه سنگی از منقارش بر سر او رها کرد که از مقعدش برون آمده و در جا به هلاکت رسید.
▪ این یک نمونه
این نمونهای بود از بیتابی بعضی از مسلمانان ظاهری. و گروهی هم از همانها به توطئه برخواستند که پیغمبر (ص) را قبل از رسیدن به مدینه به هلاکت رسانیده و نگذارند مرکب این نوشته خشک و جایگاه علی تثبیت شود و مردم را به درگذشت پیغمبر (ص) مشغول کرده و در مقابل توفان حوادث قرار داده و نوبت به خلافت نرسد که این خود سرگذشتی است شنیدنی که پرده از نفاق گذشته برمیدارد و طلب شما تا زمان و زمینه دیگر.
● و اما غدیریه به خود امیرالمومنین
مرحوم علامه امینی در جلد دوم الغدیر با سندهای متعدد از بزرگان و تاریخ نویسنان و بالاخص از ادبا و شعرا و نویسندگان سنی نقل کرده که بخشی از آن متفق علیه و تعدادی از ابیات را بعضی گفتند و بعضی نگفتند.
که در تمام آنها علی علیه السلام بر جانشینی خود در روز غدیر تاکید کرده: لذا کسی که کمترین این فضایل را برای علی قائل باشد نمیتواند از غدیر خم ولایت تفسیر دیگری ارائه دهد.
معاویه علیه الهاویه نامهای به امیرالمومنین نوشته و فضایلی برای خود سروده و به آنها بر امیرالمومنین افتخار کرد. نوشت پدرم در جاهلیت سید قوم و از رهبران بلکه رهبر مردم بوده و من در اسلام پادشاه و ملک شدم و من برادر زن رسول الله و دایی مومنین هستم (چون به همسران پیغمبر (ص) ام المومنین میگفتند بنابراین برادر زن پیغمبر (ص) میشود دایی مومنین) و من از کتاب وحی بودم آیات قرآنی که بر نبی اکرم نازل میشد چند نفر بودند که آنها را مینوشتند از جمله معاویه بود چون با سواد بود. وقتی امیرالمومنین این نامه را خواند فرمود با این برتریها فرزند هند جگرخوار میخواهد به من ظلم و ستم کند غلام بنویس:
محمد النبی اخی و صنوی
و حمزه سید الشهدا عمی
محمد فرستاده خدا، برادر و هم زاد من است و حمزه سیدالشهدا عمویم
و جعفر الذی یضحی
و یمسی یطیر مع الملائکه ابن امی
و جعفر طیار که هر صبح و شب با ملائکه و فرشتگان در بهشت پرواز میکنند فرزند مادر یعنی برادر من است.
و بنت محمد سکمنی و عرسی
منوط لحمها بدمی و لحمی
و دختر محمد رسول الله موجب آرامش من و همسر من است و گوشت و خون من وابسته به گوشت و خون او است.
و سبطا احمد ولدای منها
فایکم له سهم کسهمی
و دو نوه احمد پیامبر دو فرزند من از همان فاطمه هستند.
کدام یک در اسلام سابقه سهم و بهره مانند من دارید؟
سبقتکم الی الاسلام طرا
صغیرا ما بلغت او ان حلمی
بر همه شما در اسلام آوردن پیشقدم بوده و سبقت گرفتم و حال اینکه هنوز بالغ نشده بودم یا چون از همه شماها داناتر و عالمتر بودم
و صلیت الصلواه و کنت طفلا
مقرا بالنبی فی بطن امی
به نماز ایستادم در حالی که طفل بودم و در شکم مادر اعتراف به پیغمبر داشتم.
فاوجب لی ولایته علیکم
رسول الله یوم غدیر خم
رسول الله ولایت و جانشینی خود را واجب کرده برای من در روز غدیر خم
فویل ثم و صیل ثم ویل
لمن یلقی الا له غدا بظلمی
پس وای ولیل جهنم سپس وای و باز هم وای بر آن کسی که فردای قیامت خدا را با ستم بر من ملاقات کند.
و بعضی از نویسندگان ابیات دیگری به آنچه گذشت اضافه کردند که مجال برای ذکر همه آنها نیست.
چند بیت شعر کمیت
طبری مورخ معروف میگوید هناد بن السری گفت: امیرالمومنین را در خواب دیدم به من فرمود: هناد، گفتم: لبیک یا امیرالمومنین فرمود: اشعار کمیت را برایم بخوان.
و یوم الدوح دوح غدیر خم
ابان لنا الولایه لو اطیعا
و لکن الرجال تبایعوها
فلم مثلها امرا شنیعا
این ابیات را خواندم فرمود هناد این را هم بگیر، گفتم لطف کن، مولایم فرمود:
و لم ار مثل ذاک الیوم یوما
و لم ار مثله حقا اضیعا
یوم الدوح یعنی روز درختهای خار گفتم که وقتی پیغمبر اکرم (ص) در سرزمین غدیر خم پیاده شد چند درخت کهن خار آنجا بود چون سرزمین خالی از درخت و سایبان بود آن درختها خودنمایی میکرد. کمیت میگوید روز درخت درختهای غدیر خم که پیامبر ولایت را برای ما روشن و آشکار کرد. اگر زیر بار میرفتند و اطاعت میکردند یعنی پیغمبر (ص) چیزی را باقی نگذاشته که بیان نکرده باشد و لکن مردانی در آن سرزمین و بعد از آن روی آن معامله کردند. فروختند و خریدند اشاره به سقیفه بنی صاعده و مذاکرات بین مهاجر و انصار، و من امری شنیعتر و قبیحتر و زشتتر از آن ندیدم.
حضرت بعد از قبول ابیات کمیت فرمود من مانندآن روز روزی را ندیدم. این از روزهای افتخار امیرالمومنین بود که پیغمبر (ص) به عنوان پیروز در مسابقه دست او را بلند کرده و او را به آن جمعیت معرفی کرده و از مردم برایش بیعت بگیرد و لم ار مثلها تضییع حقی و هم مانند آن ندیدم که بیش از صد و پنجاه هزار نفر شاهد واقعه باشند و آن حق نادیده گرفته شود. امیرالمومنین در جای دیگر میفرماید شما با دو نفر شاهد حق خود را اثبات میکنید و من با هشتاد هزار نفر نتوانستم حقم را اثبات کنم. جای بسی تاسف است که بزرگترین عید اسلامی عید ولایت و امامت بایستی اثباتش با این همه مشکلات مواجه باشد و با خون دل اولین مسلمان و بزرگترین حامی دین و برترین مجاهد فی سبیل الله و کسی که جبرئیل امین دربارهاش فریاد کشید.
«لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار»
تنها جوانمرد علی و تنها شمشیر شمشیر او ذوالفقار است بایستی از اثبات حق خود عاجز باشد.
آیتالله سیدمحمد علی لواسانی

واقعه عظیم و تاریخی غدیرخم، یکی از پر اهمیت ترین و عظیم ترین حوادث تاریخ اسلام است که به ان باید بیشتر پرداخت.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی الیوم، بی شک واقعه جاویدان غدیر خم که به نصب ولایت مولای متقیان و امیر عارفان حضرت علی ابن ابی طالب (ع) انجامید، تاثیر گذارترین حادثه صدر اسلام پس از بعثت نبی مکرم اسلام(ص) محسوب می شود.
قرآن کریم از عید غدیر خم به عنوان اتمام نعمت الهی بر بندگان و مایۀ ناامیدی کافران از نفوذ در ارکان رکنی اسلام یاد کرده و پیامبر اکرم(ص) نیز با معرفی امیر المومنین علی (ع) به عنوان جانشین بلافصل خود بر رسالت ماندگار خویش خاتمیت بخشیده است.
اهمیت غدیر و ولایت که باعث صدور آن همه روایات شده که اگر کسی بین رکن و مقام عمری را به عبادت بگذراند و علوی نباشد مقبول نیست، هم ریشه قرآنی دارد و هم ریشه حدیث نبوی
ریشۀ قرآنیش این است که خداوند متعال خطاب به رسول گرامی اسلام فرمود:
و ان لم تفعل فما بلغت رسالته «مائده/۶۷» اگر این کاررا نکنی، کاری در حوزه رسالت نکرده ای. یعنی رسالت منهای ولایت عبارت است از رسالت منهای رسالت. و ریشه حدیث نبوی این مطلب آن است که پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) قبل از ایراد آن خطبه معروف و نصب وجود مبارک حضرت امیر (ع) فرمود: انی مسئول و انکم مسئولون یعنی: من مسئولم ابلاغ کنم و شما مسئولید بپذیرید.
این عبارت به آیه ۶ سوره اعراف اشاره دارد که خداوند فرمود: ولسنألن الذین اُرسل الیهم و لنسألن المرسلین.
غدیر از دیدگاه قرآن کریم:
خداوند متعال در آیات ۳و۶۷ سوره مبارکه مائده چهار وصف عظیم را برای غدیر ذکر کرده است.
تحلیل معنایی آن گسترۀ دین شناسی، پیامبر شناسی، دشمن شناسی، سنت شناسی، امام شناسی و امت شناسی را در بر می گیرد.
اوصاف چهارگانه غدیر در قرآن عبارتند از :
۱- الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون.
امروز کافران از دست درازی به دین شما ناامید شده اند، بنابراین از آنها نترسید و از من بترسید
۲- الیوم اکملت لکم دینکم
امروز دین شما را به حد کمال رسانیدم.
۳- و اتمت علیکم نعمتی
نعمتم را بر شما تمام گردانیدم.
۴- و رضیت لکم الاسلام
و خرسند شدم که اسلام آئین شما باشد.
غدیر، عید بزرگ خداوند متعال است، عید بزرگ پیامبر و عید ولایت است. غدیر، با عظمت ترین عید و بهترین روز سال و روز درود و برائت و روز وتولّی و تبّری است.
غدیر، سند فضیلت حضرت علی(ع) است بر تمام صحابه یاران پیامبر اسلام(ص)
بنیان گذار عزیز و بزرگوار انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) در باره غدیر چنین فرمود:
زنده نگهداشتن غدیر نه به این است که چراغانی گردد و قصه خوانی و مداحی شود. اینها خوب است اما مسأله این نیست، مسأله این است که به ما یاد دهد که چطور باید از ولایت تبعیت کنیم.
ولایتی که در حدیث غدیر است به معنای حکومت است نه به معنای مقام معنوی.
مقام معظم رهبری حضرت آیت الهد العظمی امام خامنه ای (مد ظله) پیرامون مسأله غدیر چنین فرمودند :
اهمیت عید سعید غدیر به عنوان برترین عیدها به این دلیل است که متضمن ولایت الله و جود مقدس و شخصیت ممتاز امیر مومنان حضرت علی (ع) در قلمرو نفس انسانی و جامعه بشری به عنوان امام و پیشوا برترین الگو و نمونه است.
حدیث غدیر که از قطعی ترین احادیث پیامبر (ص) به شمار می آید از حیث دلالت و سند قابل مناقشه نیست و از احادیث متواتر است و دلیل تواتر آن اینست که، این واقعه بزرگ و مهم در پیش چشم هزاران نفر(۱۲۰هزار نفر) اتفاق افتاده است.در کتاب ارزشمند و گران سنگ غدیر آمده است که حدیث غدیر را ۱۱۰نفر از صحابه و ۸۴نفر از تابعین و ۳۶۰نفر از علماء و روایان طی قرن ها نقل کرده اند. علاوه بر آن دانشمندانی چون «طبری» و «ابن عقده» هر کدام در کتاب مستقلی این موضوع مهم را تالیف کرده اند.
در هیجده ذی الحجه سال دهم هجرت (حجه الوداع، حجه البلاغ) به دستور الهی، آخرین سفر پیامبر اکرم(ص) به مکه برای تعلیم حج و اعلام ولایت ائمه (ع) آغاز شد. در این سفر بیش از صد و بیست هزار نفر آن حضرت را همراهی می کردند که در شرایط آن زمان سابقه نداشت. بلافاصله پس از پایان مراسم حج، اعلام شد همه حجاج از مکه خارج شوند و برای برنامه ای مهم در غدیر خم، که کمی قبل از محل جدا شدن کاروان ها بود حضور یابند.
سه روز پس از پایان مراسم حج ، سیل جمعیت به سوی غدیر حرکت کردند. با رسیدن به محل موعود زمان توقف از سوی پیامبر (ص) صادر شد و مرکب ها از حرکت ایستادند و مردم پیاده شدند و هر کس جایی برای توقف سه روزه خود آماده کرد.
به دستور پیامبر (ص) سلمان، ابوذر، مقداد، عمار مکانی را زیر چند درخت کهنسال آماده کردند و روی درختان پارچه برای سایبان قرار دادند .
در زیر سایبان منبری به بلندای قامت پیامبر(ص) از سنگ ها و روانداز شتران ساختند به طوری که حضرت هنگام خطبه بر همه مردم مشرف باشند.
هنگام ظهر پس از ادای نماز جماعت ، پیامبر(ص) بر فراز منبر ایستادند و امیر المومنین(ع) را فر خواندند تا بر فراز منبر در سمت راست حضرت بایستد قبل از شروع خطبه امیر المومنین بر فراز منبر یک پله پائین تر در طرف راست پیامبر(ص) ایستاده بودند. با در نظر گرفتن این شکل خاص از منبر و سخنرانی که دو نفر بر فراز منبر در حالت قیام دیده می شوند و بیش از صد و بیست هزار نفر این منظره بدیع را می نگرند. به استقبال سخنان حضرت خواهیم رفت.
پس از اینکه مراسم عظیم و مجموعه فراموش نشدنی «واقعه غدیر» در تاریخ اسلام شکل گرفت سخنرانی تاریخی پیامبر(ص) در غدیر حدود یک ساعت طول کشید و در یازده بخش ایراد گردید.
1- حضرت در اولین بخش سخن: به حمد و ثنای الهی پرداخت و صفات قدرت و رحمت حق تعالی را ذکر فرمودند و بعد از آن به بندگی خود در مقابل ذات الهی شهادت دادند.
2- در بخش دوم، سخن را متوجه مطلب اصلی نمودند و تصریح کردند که باید فرمان مهمی درباره علی بن ابی طالب(ع) ابلاغ کنم و اگر این پیام رانرسانم رسالت الهی را نرسانده ام و ترس از عذاب او دارم.
3- در سومین بخش
امامت دوازده امام بعد از خود تا آخرین روز دنیا را اعلام فرمودند تا همه طمع ها یکباره قطع شود و از نکات مهم سخنرانی حضرت، اشاره به عمومیت ولایت آنان بر همه انسانها در اول زمان ها و در همه مکان هاو نفوذ کلی شان در جمیه انمور بود و نیابت تام ائمه (ع) را از خدا و رسول در حلال و حرام و همه امور اعلام فرمودند.
4- در بخش چهارم
پیامبر با بلند کردن و معرفی امیر المومنین فرمودند: من کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله
5- در بخش پنجم
صریحاً فرمودند : هر کس از ولایت ائمه سرباز زند اعمال نیکش سقوط می کند و در جهنم خواهد بود. بعد از آن شمه ای از فضایل حضرت علی(ع) را بیان کردند.
6- در بخش ششم
با تلاوت آیات عذاب و لعن از قرآن، غضب الهی بر دشمنان اهل بیت را نمودار کردند و فرمودند : منظور از این آیات عده ای از اصحاب من هستند که مامور به چشم پوشی از آنان هستم. و فرمودند من از همه آنان بیزارم.
7- در بخش هفتم حضرت تکیه سخن را بر اثرات ولایت و بحث اهل بیت قرار دادند و فرمودند اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد شیعیان اهل بیت هستند.
8- در بخش هشتم: مطالبی اساسی درباره حضرت بقیه الاعظم حجت بن الحسن المهدی(عج) فرمودند و به اوصاف و شئونات خاص حضرتش اشاره کردند و آینده پر از عدل و داد بدست امام زمان (ع) را به جهانیان مژده دادند.
9- در بخش نهم: پس از اتمام خطبه مردم را به بیعت خود و علی(ع) دعوت کردند و فرمودند این بیعت به امر خداوند متعال است.
10- در بخش دهم : حضرت درباره احکام الهی سخن گفتند که مقصود بیان چند پایه ی مهم عقیدتی بود. از جمله اینکه فرمودند: چون بیان همه حلال ها و حرام ها توسط من امکان ندارد، با بیعتی که از شما در باره ائمه می گیرم حلال و حرام را تا روز قیامت بیان کردم . زیرا علم و عمل آنان حجت است. دیگر اینکه بالاترین امر معروف و نهی از منکر ، تبلیغ پیام غدیر درباره امامان (ع) و امر به اطاعت از ایشان و نهی از مخالفتشان است.
11- در بخش یازدهم بیعت لسانی انجام شد و حضرت بیعت از زبان ها را مطرحت کردند و مطالبی را که مردم به آن اقرار می کردند تعیین فرمودند. که خلاصه آن اطاعت از دوازده امام (ع) و عهد و پیمان بر عدم تغییر و تبدیل و بر رساندن پیام غدیر به نسل های آینده و غایبان از غدیر بود.
کلمات آخر پیامبر دعا برای اقرار کنندگان به سخنانش و نفرین بر منکرین اوامر آن حضرت بود و با حمد خداوند خطابۀ حضرت پایان یافت.
مهمترین مقاصد حضرت در خطبۀ غدیر را می توان در موارد زیر خلاصه کرد.
1- نتیجه گیری از زحمات۲۳ساله رسالت با تعیین ادامه دهندگان این راه.
2- حفظ دائمی اسلام با جانشینانی که از عهدۀ این مهم برآیند.
3- اقدام رسمی برای تعیین خلیفه که از نظر قوانین ملل سندیت دارد.
4- ترسیم خط مشی آیندۀ مسلمین تا آخر دنیا با تعیین مولای متقیان و ائمه معصومین(ع)
5- اتمام حجت بر مخالفان اسلام اعم از مقصرین و معاندین.
این اهداف بلند در سایۀ شرایطی انجام شد که شایستۀ ابدیت غدیر بود و آن را بعنوان یک واقعه استثنایی درآورد.
پس از اتمام خطبۀ پیامبر در طول سه روز توقف بیعت عمومی انجام گرفت و آن روز ما بعنوان «ایام الولایه» در صفحات تاریخ نقش بست. واقعه غدیر جایگاه خاصی در اعتقادات مسلمانان پیدا کرد که در تاریخ اسلام فراموش شدنی نیست.
غدیر روز عهد و پیمان، ترسیم و یاد آوری حیات طیبه و حلقه وصل دو اصل مهم نبوت وامامت است . غدیر احیاء تفکر عدم تفکیک دین از سیاست و روز رسوایی دشمنان اسلام است. غدیر تجلی عظمت حضرت علی(ع) و پشتیبان محکمی برای ولایت فقیه است
غدیر، آزمون بزرگ ولایتمندی و روز شادمانی و عبادت برای پیروان ولایت و روز نا امیدی و شکست برای دشمنان اسلام است.
سازمان اردویی راهیان نور و گردشگردی بسیج مستضعفین بمنظور گسترش فرهنگ غدیر و احیاء ارزشهای اسلامی، با همکاری و با حمایت و پشتیبانی علماء و فضلاء و مراجع معظم تقلید، بنیاد نهج البلاغه در سال ۸۹ برای اولین بار اقدام به بازسازی واقعه غدیر در استان قم نمود که بحمداله از لحاظ کیفی و کمی با استقبال بسیار خوب اقشار مختلف روبرو شد این امر سبب شد که نواحی سپاههای استانی در سایر نقاط کشور نیز حرکت ارزشمند بارسازی واقعه غدیر را بعنوان بهترین اولویت های کاری خود بدانند و در سال ۹۰ هفتاد و سه ناحیه از سراسر کشور همایش غدیر را در استانها اجرا نمودند و در امسال هم (سال ۹۱) مقرر شده با تلاش مضاعف عاشقان ولایت، در یکصد نقطه از کشور به امر مهم بازسازی واقعه غدیر بپردازند.
نکتۀ حائز اهمیت این است که امت اسلامی و ولایتمدار غدیر را مانند عاشورا از خود می دانند و با تاسی و پیروی از امام خمینی(ره) و شهداء عزیز انقلاب دفاع مقدس، مطالبات پیامبر(ص) در غدیر را دنبال می کنند و در راه گسترش فرهنگ شیعی افزایش بصیرت و آگاهی اقشار مختلف نسل جوان تلاش و همت وافری را می نمایند.
به امید روزی که با امامت مولا و مقتدایمان مقام معظم رهبری حضرت آیت آلهن العظمی خامنه ای (مدظله) در کنار صاحب غدیر، غدیر را جشن بگیریم و داستان آن روزهای شیرین را از دو لب مبارک آن حضرت بشنویم. انشاء الله

زمان از كتم عدم برخاست، آن دم كه ولایتی اهورایی، تمام قامت زمین را در آغوش كشید. شیرآهنكوه مردی كه شولای روحش، به فراخنای تمام نیكی ها بود و صلابتش، كوه را به ركوع وامی داشت.
غدیر تنها حكایت جانشینی مولا نیست، غدیر حلاوت چشیدن حكومت منتخب خدا بر روی این كره خاكی است.
آن دم كه جهان تشنه عدالت به مرز استسقا می رسد و لب های ترك خورده اش، جرعه ای داد می طلبد، سقایی مولا و جانشینی اش، همان شیرینی ولایت طالوت را تداعی می كند.
اصلا سخن از شیعه علوی و شیعه صفوی نیست. هر كالبد خاكی كه دم مسیحایی علی بر او دمیده باشد و بارقه ای از خورشید معرفتش را نوشیده باشد، شیعه است!
اینك هزار و اندی سال از طلوع ولایت مهر می گذرد اما واقعه غدیرخم همچنان واقعه ای است كه از نو باید شناخت.
" ای پیامبر! آن چه را كه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده [به مردم] برسان. اگر این کار را نکنی، رسالت الهی را به انجام نرساندهای و خداوند از مردم نگاهت خواهد داشت."
و این گونه است كه پیامبر، به سرعت زین شترها را سكو می كند تا بی درنگ این پیام معبودش را همچون رسم امانتداری همیشگی اش به گوش بندگان برساند تا مبادا بعد از حجة الوداع، شبهه ای برای سكانداری كشتی اسلام باقی بماند.
"هان مردمان! آخرین بار است كه در این اجتماع به پا ایستاده ام. پس بشنوید و فرمان حق را گردن گذارید؛ چرا كه خداوند عزّوجل، صاحب اختیار و ولی و معبود شماست. پس از خداوند، ولی شما، فرستاده و پیامبر اوست كه اكنون در برابر شماست و با شما سخن می گوید. پس از من به فرمان پروردگار، علی، ولی و صاحب اختیار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علی خواهد بود. این قانون تا برپایی رستاخیز كه خدا و رسول او را دیدار كنید دوام دارد."
این جملات فروزنده تنها گوشه ای از سخنان رسول اكرم(ص)در منطقه ای میان مكه و مدینه است كه خطاب به حج گذاران در سال دهم هجری قمری بیان شد كه بعدها این فرمایشات به خطبه غدیر مشهور شد.
در روز هجدهم ذی الحجه آن سال، بیش از 120 هزار زائر بیت الله الحرام، این سخنان پیامبر را شنیدند و شاهد بودند آن دستی كه به نشانه خلیفه گری و جانشینی خدا بر روی زمین بالا رفت، تنها دست های پینه بسته و چاه كنده ی علی بود. دست هایی كه از آن تاریخ به بعد، باید بار سنگین امانت محمد(ص) را از یك سو و بدخواهی و پلشتی عهدشكنان را تا پایان عمر به دوش می كشید.
علاوه بر روایت های متعدد به جای مانده از كتب و منابع شیعه كه حادثه غدیرخم را نقطه عطفی در تاریخ جهان اسلام می دانند، حتی در كتاب های اهل تسنن همچون مُسند احمد بن حنبل، تاریخ مدینات دمشق ابن عساکر و کتاب البدایة و النهایة ابن کثیر نیز در اهمیت حادثه غدیر خم قلم ها زده شده است.
در عظمت واقعه غدیرخم همین بس كه پروردگار تعالی نیز از آن با عنوان "اتمام نعمت" نام می برد.
"امروز کافران از دین شما ناامید شدند. پس از آنان نهراسید و از من بترسید. امروز دینتان را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام داشتم و اسلام را بهعنوان دینتان پسندیدم."
تو گویی پروردگار در آن روز با عفوی عمومی، تمام گناهان بندگانش را بخشیده و حتی نعمت را هم بر آنان تمام كرده است. اما حكایت غریب و تازه ای نیست، قدر نشناسی ما خاكیان از هدایای ناب ایزدی !
بی گمان، غنودن در ركاب ولایت مهر، فراستی فرازمینی می طلبد و مودت به ولی عدالت، بسان افتخار همنشینی با چشمه ی جوشانی است كه بی چشمداشت به مشتاقانش، حیاتی جاویدان می بخشد.
حب علی سعادت و فراموشی ولایتش،خسارت است. این را از سخن پاك ترین خلق خدا هم می توان دریافت. آن جا كه آخرین فرستاده خدا در وصف برادری نزدیك تر از برادرش فرمود: آگاه باشید كه با علی نمی ستیزد مگر بی سعادت و سرپرستی او را نمی پذیرد مگر رستگار پرهیزگار و به او نمی گرود مگر ایمان دار بی آلایش!
برترين عيد امت
قال رسول الله(ص): «يوم غدير خم افضل اعياد امتى و هو اليوم الذى امرنى الله تعالى ذكره فيهبنصب اخى على بن ابى طالب علما لامتى، يهتدون به من بعدى و هو اليوم الذى اكمل الله فيه الدين و اتم على امتى فيه النعمة و رضى لهم الاسلام دينا».(امالى صدوق/ص 125/ح8)
رسول خد(ص) فرمودند: «روز غدير خم برترين عيدهاى امت من است و آن روزى است كه خداوند بزرگ دستور داد تا برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب كنم، تا بعد از من مردم توسط او هدايت شوند، و روزى است كه خداوند در آن روز دين را تكميل و نعمت را بر امت من تمام كرد و اسلام را به عنوان دين براى آنان پسنديد».
عيد بزرگ خدا
عن الصادق(ع) قال: «هو عيد الله الاكبر،و ما بعث الله نبيا الا و تعيد فى هذا اليوم و عرف حرمته و اسمه فى السماء يوم العهد المعهود و فى الارض يوم الميثاق الماخوذ و الجمع المشهود».(وسائلالشيعه/ج5/ص224/ح1)
امام صادق(ع) فرمودند: «روز غدير خم عيد بزرگ خداست، خداوند پيامبرى مبعوث نكرده، مگر اينكه آن پیامبر، اين روز را عيد گرفته و عظمت آن را شناخته است و نام اين روز در آسمان، روز عهد و پيمان و در زمين، روز پيمان محكم و حضور همگانى است».
عيد غدیر بزرگترین روز عالم
امام صادق در ادامه میفرمایند: «لعلّك ترى أنّ الله عزّوجلّ خلق يوماً أعظم منه؟ لا والله، لا والله، لا والله»: آیا گمان میکنی خداوند عزّوجلّ روزی را بزرگتر و عظیمتر از روز غدیر خلق کرده است؟ نه! به خدا قسم! نه! به خدا قسم! نه! به خدا قسم! (روزی مهمتر و محترمتر از عید غدیر نیست).(تهذیب/ج3/ص144).
عيد ولايت
قيل لابى عبد الله(ع): «للمؤمنين من الاعياد غير العيدين و الجمعة؟
قال: نعم لهم ما هو اعظم من هذا، يوم اقيم اميرالمؤمنين(ع) فعقد له رسول الله الولاية فىاعناق الرجال والنساء بغدير خم».(وسائل الشيعه/ج7/ص 325/ ح5)
به امام صادق(ع) گفته شد: آيا مؤمنان غير از عيد فطر و قربان و جمعه عيد ديگرى دارند؟ فرمود: «آرى، آنان عيد بزرگتر از اينها هم دارند و آن روزى است كه اميرالمؤمنين(ع) در غدير خم بالا برده شد و رسول خد(ص) ولايت او را بر گردن زنان و مردان قرار داد».
روز تجديد عهد و میثاق
عن عمار بن حريز قال دخلت على ابى عبد الله(ع) فىيوم الثامن عشر من ذى الحجة فوجدته صائما فقال لى: «هذا يوم عظيم عظم الله حرمته على المؤمنين و اكمل لهم فيه الدين و تمم عليهم النعمة و جدد لهم ما اخذ عليهم من العهد والميثاق».(مصباح المتهجد/ص737)
عمار بن حريز گويد: روز هجدهم ماه ذيحجه خدمت امام صادق(ع) رسيدم و آن حضرت را روزه يافتم. امام به من فرمود: «امروز، روز بزرگى است، خداوند به آن عظمت داده و در آن روز دين مؤمنان را كامل ساخت و نعمت را بر آنان تمام نمود و عهد و پيمان قبلى [در عالم ذر] را تجديد كرد».
در آسمان مشهورتر
قال الرض(ع): «حدثنى ابى، عن ابيه(ع) قال: ان يوم الغدير فى السماء اشهر منه فى الارض».(مصباح المتهجد/ص737)
امام رض(ع) فرمودند: «پدرم به نقل از پدرش (امام صادق(ع)) نقل کرد که فرمودند: روز غدير در آسمان مشهورتر از زمين است».
روزی عظیم الشأن
قال على(ع): «ان هذا يوم عظيم الشأن، فيه وقع الفرج، ورفعت الدرج و وضحت الحجج وهو يوم الايضاح والافصاح من المقام الصراح، ويوم كمال الدين و يوم العهد المعهود...» (بحارالانوار/ج97/ص116)
على(ع) فرمودند: «امروز (عيد غدير) روزی بس بزرگ است. در اين روز گشايش رسيده و منزلت (كسانى كه شايسته آن بودند) بلندى گرفت و برهانهاى خدا روشن شد و از مقام پاك با صراحت سخن گفته شد و امروز روز كامل شدن دين و روز عهد و پيمان است.
در بین اعیاد مانند ماه در بین ستارگان
قال ابو عبد الله(ع): «و يوم غدير بين الفطر والاضحى و يوم الجمعة كالقمر بين الكواكب».(اقبال سيد بن طاووس/ص466)
امام صادق(ع) فرمودند: «... روز غدير خم در ميان روزهاى عيد فطر، قربان و جمعه همانند ماه در ميان ستارگان است».
روز به خاک مالیدن بینی شیطان
قال ابو عبد الله(ع): «و انه اليوم الذى اقام رسول الله(ص) علي(ع) للناس علما و ابان فيه فضله و وصيه فصام شكرا لله عزوجل ذلك اليوم و انه ليوم صيام و اطعام و صلة الاخوان و فيه مرضاة الرحمن، و مرغمة الشيطان». (وسائل الشيعه/ج 7/ص 328/ ضمن حديث 12)
امام صادق(ع) فرمودند: «عيد غدير، روزى است كه رسول خد(ص) على(ع) را به عنوان پرچمدار براى مردم برافراشت و فضيلت او را در اين روز آشكار كرد و جانشين خود را معرفى كرد، بعد به عنوان سپاسگزارى از خداى بزرگ، آن روز را روزه گرفت و آن روز، روز روزهدارى، عبادت، طعام دادن و رفتن به ديدار برادران دينى است. آن روز، روز كسب خشنودى خداى مهربان و به خاك ماليدن بينى شيطان است».
روز عبادت و شکر
قال ابو عبد الله(ع): «هو يوم عبادة و صلوة و شكر لله و حمد له، و سرور لما منّ الله به عليكم من ولايتنا، و انى احب لكم ان تصوموه».(وسائل الشيعه/ج 7/ص 328/ح 13)
امام صادق(ع) فرمودند: «عيد غدير، روز عبادت، نماز، سپاس و ستايش خداست و روز سرور و شادى است چراكه خدا بر شما منت گذارد به خاطر ولايت ما خاندان، و من دوست دارم كه شما آن روز را روزه بگيريد».
روز سرور و شادى
قال ابو عبد الله(ع): «انه يوم عيد و فرح و سرور و يوم صوم شكرا لله تعالى».(وسائل الشيعه/ج 7/ص 326، ح 10)
امام صادق(ع) فرمودند: «غدير، روز عيد و خوشى و شادى است و روز روزهدارى به عنوان سپاس نعمتالهى است».
شریفترین و برترین عید
روى الحسن بن راشد عن ابى عبد الله(ع) قال: قلت: «جعلت فداك، للمسلمين عيد غيرالعيدين؟ قال: نعم، يا حسن! اعظمهما و اشرفهما، قال: قلت له: و اى يوم هو؟ قال: يوم نصب اميرالمؤمنين(ع) فيه علما للناس.
قلت له: جعلت فداك وما ينبغى لنا ان نصنع فيه؟ قال: تصومه يا حسن و تكثر الصلوة على محمد و آله فيه و تتبرأ الى الله، ممن ظلمهم، فان الانبياء كانت تامر الاوصياء باليوم الذى كان يقام فيه الوصى ان يتخذ عيدا».(مصباح المتهجد/ص 680)
حسن بن راشد گويد: «به امام صادق(ع) گفتم: آيا مسلمانان به جز آن دو عيد، عيد ديگرى هم دارند؟فرمودند: بله، بزرگتر و شریفتر از آن دو! گفتم: كدام روز است؟ فرمودند: روزى كه اميرمؤمنان به عنوان پرچمدار مردم منصوب شد.
گفتم: فدايتشوم در آن روز سزاوار است، چه كنيم؟ فرمود: روزه بگير و درود برمحمد(ص) و آل او بفرست و از ستمگران به آنان برائت بجوى، زيرا پيامبران به جانشينان خود دستور مىدادند كه روزى را كه جانشين معرفی مىشود، عيد بگيرند».
غدیر در قرآن
الیوم کملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا . ( مائده : .3 )
روز غدیر خم دین شما را به حد کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را بعنوان دین براى شما پسندیدم .
جایگاه عید غدیر در مکتب
1ـ عید خلافت و ولایت
روى زیاد بن محمد قال :
دخلت على ابى عبد الله (ع) فقلت :
للمسلمین عید غیر یوم الجمعة والفطر والاضحى ؟
قال : نعم ، الیوم الذى نصب فیه رسول الله (ص) امیرالمؤمنین (ع) . مصباح المتهجد : .736
زیاد بن محمد گوید :
بر امام صادق (ع) وارد شدم و گفتم : یا مسلمانان عیدى غیر از عید قربان و عید فطر و جمعه دارند ؟ امام (ع) فرمود :
آرى ، روزى که رسول خدا (ص) امیرمؤمنان (ع) را ( به خلافت و ولایت ) منصوب کرد .
2ـ برترین عید امت
قال رسول الله (ص) :
یوم غدیر خم افضل اعیاد امتى و هو الیوم الذى امرنى الله تعالى ذکره فیه بنصب اخى على بن ابى طالب علما لامتى، یهتدون به من بعدى و هو الیوم الذى کمل الله فیه الدین و اتم على امتى فیه النعمة و رضى لهم الاسلام دینا . ( امالى صدوق : 125، ح .8 )
رسول خدا (ص) فرمود :
روز غدیر خم برترین عید هاى امت من است و آن روزى است که خداوند بزرگ دستور داد ؛ آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار ( و فرمانده ) امتم منصوب کنم ، تا بعد از من مردم توسط او هدیت شوند ، و آن روزى است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین براى آنان پسندید .
3ـ عید بزرگ خدا
عن الصادق (ع) قال :
هو عید الله الکبر ، و ما بعث الله نبیا الا و تعید فى هذا الیوم و عرف حرمته و اسمه فى السماء یوم العهد المعهود و فى الارض یوم المیثاق المأخوذ و الجمع المشهود . ( وسائل الشیعه ، 5: 224، ح .1 )
امام صادق (ع) فرمود :
روز غدیر خم عید بزرگ خداست ، خدا پیامبرى مبعوث نکرده ، مگر ینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان ، روز عهد و پایمان و در زمین ، روز پایمان محکم و حضور همگانى است .
4ـ عید ولایت
قیل لابى عبد الله (ع) :
للمؤمنین من الاعیاد غیر العیدین و الجمعة ؟
قال : نعم لهم ما هو اعظم من هذا ، یوم اقیم امیرالمؤمنین (ع) فعقد له رسول الله الولیة فى اعناق الرجال والنساء بغدیر خم . ( وسائل الشیعه ، 7: 325، ح .5 )
به امام صادق (ع) گفته شد :
یا مؤمنان غیر از عید فطر و قربان و جمعه عید دیگرى دارند ؟ فرمود :
آرى ، آنان عید بزرگتر از اینها هم دارند و آن روزى است که امیرالمؤمنین (ع) در غدیر خم بالا برده شد و رسول خدا مسأله ولایت را بر گردن زنان و مردان قرار داد .
5ـ روز تجدید بیعت
عن عمار بن حریز قال دخلت على ابى عبد الله (ع) فى یوم الثامن عشر من ذى الحجة فوجدته صائما فقال لى :
هذا یوم عظیم عظم الله حرمته على المؤمنین و کمل لهم فیه الدین و تمم علیهم النعمة و جدد لهم ما أخذ علیهم من العهد و المیثاق . ( مصباح المتهجد : .737 )
عمار بن حریز گوید :
روز هجدهم ماه ذیحجه خدمت امام صادق (ع) رسیدم و آن حضرت را روزه یافتم . امام به من فرمود : امروز ، روز بزرگى است ، خداوند به آن عظمت داده و آن روز دین مؤمنان را کامل ساخت و نعمت را بر آنان تمام نمود و عهد و پایمان قبلى را تجدید کرد .
6ـ عید آسمانى
قال الرضا (ع) : حدثنى ابى ، عن ابیه (ع) قال :
إن یوم الغدیر فى السماء اشهر منه فى الارض . ( مصباح المتهجد : .737 )
امام رضا (ع) فرمود :
پدرم به نقل از پدرش ( امام صادق (ع) ) نقل کرد که فرمود :روز غدیر در آسمان مشهورتر از زمین است .
7ـ عید بى نظیر
قال على (ع) :
إن هذا یوم عظیم الشأن ، فیه وقع الفرج ، ورفعت الدرج و وضحت الحجج و هو یوم الیضاح والافصاح من المقام الصراح ، و یوم کمال الدین و یوم العهد المعهود ... ( بحارالانوار ، 97: .116 )
على (ع) فرمود :
امروز ( عید غدیر ) روز بس بزرگى است .
در این روز گشایش رسیده و منزلت ( کسانى که شایسته آن بودند ) بلندى گرفت و برهان هاى خدا روشن شد و از مقام پاک با صراحت سخن گفته شد و امروز روز کامل شدن دین و روز عهد و پایمان است .
8ـ عید پربرکت
عن الصادق (ع) :
والله لو عرف الناس فضل هذا الیوم بحقیقته لصافحتهم الملائکة فى کل یوم عشر مرات ...
و ما اعطى الله لمن عرفه ما لیحصى بعدد . ( مصباح المتهجد : .738 )
امام صادق (ع) فرمود :
به خدا قسم اگر مردم فضیلت واقعى « روز غدیر » را مى شناختند ، فرشتگان روزى ده بار با آنان مصافحه مى کردند و بخشش هاى خدا به کسى که آن روز را شناخته ، قابل شمارش نیست .
9ـ عید فروزان
قال ابو عبد الله (ع) :
... و یوم غدیر بین الفطر والاضحى و یوم الجمعة کالقمر بین الکوکب . ( اقبال سید بن طاووس : .466 )
امام صادق (ع) فرمود :
... روز غدیر خم در میان روز هاى عید فطر و قربان و جمعه همانند ماه در میان ستارگان است .
10ـ یکى از چهار عید الهى
قال ابو عبد الله (ع) :
اذا کان یوم القیامة زفت اربعة یام الى الله عز و جل کما تزف العروس الى خدرها :
یوم الفطر و یوم الاضحى و یوم الجمعةو یوم غدیر خم . ( اقبال سید بن طاووس : .466 )
امام صادق (ع) فرمود :
هنگامى که روز قیامت برپا شود چهار روز بسرعت بسوى خدا مى شتابند همانطور که عروس به حجله اش بسرعت مى رود .
آن روزها عبارتند از :
روز عید فطر و قربان و جمعه و روز غدیر خم .
» شایسته ها و بایسته هاى غدیر
11ـ روز پیام و ولایت
قال رسول الله (ص) :
یا معشر المسلمین لیبلغ الشاهد الغائب ، اوصى من آمن بى و صدقنى بولیة على ، الا ان ولیة على ولایتى و ولایتى ولیة ربى ، عهدا عهده الى ربى و أمرنى أن أبلغکموه . ( بحارالانوار 37: 141، ح .35 )
رسول خدا (ص) ( در روز غدیر ) فرمود :
اى مسلمانان ! حاضران به غیبان برسانند : کسى را که به من ایمان آورده و مرا تصدیق کرده است ، به ولایت على سفارش مى کنم ، آگاه باشید ولایت على ، ولایت من است و ولایت من ، ولایت خداى من است . این عهد و پایمانى بود از طرف پروردگارم که فرمانم داد تا به شما برسانم .
12ـ روز اطعام
قال ابو عبد الله (ع) :
... و انه الیوم الذى اقام رسول الله (ص) علیا (ع) للناس علما و ابان فیه فضله و وصیه فصام شکرا لله عزوجل ذلک الیوم و انه لیوم صیام و اطعام و صلة الاخوان و فیه مرضاة الرحمن ، و مرغمة الشیطان . ( وسائل الشیعه 7: 328، ضمن حدیث .12 )
امام صادق (ع) فرمود :
عید غدیر ، روزى است که رسول خدا (ص) على (ع) را بعنوان پرچمدار براى مردم برافراشت و فضیلت او را در این روز آشکار کرد و جانشین خود را معرفى کرد ، بعد بعنوان سپاسگزارى از خداى بزرگ آن روزه را روزه گرفت و آن روز ، روز روزه دارى و عبادت و طعام دادن و به دیدار برادران دینى رفتن است . آنروز روز کسب خشنودى خداى مهربان و به خاک مالیدن بینى شیطان است .
13ـ روز هدیه
عن امیر المؤمنین (ع) قال :
... اذا تلاقیتم فتصافحوا بالتسلیم و تهابوا النعمة فى هذا الیوم ، و لیبلغ الحاضر الغائب ، والشاهد البین ، ولیعد الغنى الفقیر و القوى على الضعیف امرنى رسول الله (ص) بذلک . ( وسائل الشیعه 7: .327 )
امیر المؤمنین (ع) ( در خطبه روز عید غدیر ) فرمود :
وقتى که به همدیگر رسیدید همراه سلام ، مصافحه کنید ، و در این روز به یکدیگر هدیه بدهید ، این سخنان را هر که بود و شنید ، به آن که نبود برساند ، توانگر به سراغ مستمند برود ، و قدرتمند به یارى ضعیف ، پیامبر مرا به این چیزها امر کرده است .
14ـ روز کفالت
عن امیر المؤمنین (ع) قال :
... فکیف بمن تکفل عددا من المؤمنین والمؤمنات و أنا ضمینه على الله تعالى الامان من الکفر والفقر ( وسائل الشیعه 7: .327 )
امیر مؤمنان (ع) فرمود :
... چگونه خواهد بود حال کسى که عهده دار هزینه زندگى تعدادى از مردان و زنان مؤمن ( در روز غدیر ) باشد ، در صورتى که من پیش خدا ضامنم که از کفر و تنگدستى در امان باشد .
15ـ روز سپاس و شادى
قال ابو عبد الله (ع) :
... هو یوم عبادة و صلوة و شکر لله و حمد له ، و سرور لما من الله به علیکم من ولایتنا ، و انى احب لکم ان تصوموه . ( وسائل الشیعه 7: 328، ح .13 )
امام صادق (ع) فرمود :
عید غدیر ، روز عبادت و نماز و سپاس و ستایش خداست و روز سرور و شادى است به خاطر ولایت ما خاندان که خدا بر شما منت گذارد و من دوست دارم که شما آن روز را روزه بگیرید .
16ـ روز نیکوکارى
عن الصادق (ع) :
... و لدرهم فیه بألف درهم لإخوانک العارفین ، فأفضل على اخوانک فى هذا الیوم و سر فیه کل مؤمن و مؤمنة . ( مصباح المتهجد : .737 )
از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود :
یک درهم به برادران با ایمان و معرفت ، دادن در روز عید غدیر برابر هزار درهم است ، بنابرین در این روز به برادرانت انفاق کن و هر مرد و زن مؤمن را شاد گردان .
17ـ روز سرور و شادى
قال ابو عبد الله (ع) :
انه یوم عید و فرح و سرورو یوم صوم شکرا لله تعالى . ( وسائل الشیعه 7: 326، ح .10 )
امام صادق (ع) فرمود :
عید غدیر ، روز عید و خوشى و شادى است و روز روزه دارى به عنوان سپاس نعمت الهى است .
18ـ روز تبریک و تهنیت
قال على (ع) :
عودوا رحمکم الله بعد انقضاء مجمعکم بالتوسعة على عیالکم ، والبر باخوانکم و الشکر لله عزوجل على ما منحکم ، و اجتمعوا یجمع الله شملکم ، و تباروا یصل الله الفتکم ، و تهانؤا نعمة الله کما هنا کم الله بالثواب فیه على أضعاف الاعیاد قبله و بعده الا فى مثله ... ( بحارالانوار 97: .117 )
على (ع) فرمود :
بعد از پایان گردهم آیى خود ( در روز غدیر ) به خانه برگردید ، خدا بر شما رحمت فرستد . به خانواده خود گشایش و توسعه دهید ، به برادران خود نیکى کنید ، خداوند را بر این نعمت که شما را بخشیده است ، سپاس گزارید ، متحد شوید تا خدا به شما وحدت بخشد ، نیکویى کنید تا خدا دوستیتان را پایدار کند ، به همدیگر نعمت خدا را تبریک بگوئید ، همانطور که خداوند در این روز با چندین برابر عید هاى دیگر پاداش دادن به شما تبریک گفته ، این گونه پاداش ها جز در روز عید غدیر نخواهد بود .
19ـ روز درود و برائت
روى الحسن بن راشد عن ابى عبد الله (ع) قال :
قلت : جعلت فدک ، للمسلمین عید غیرالعیدین ؟ قال : نعم ، یا حسن ! اعظمهما و اشرفهما ، قال : قلت له : و أى یوم هو ؟
قال : یوم نصب امیرالمؤمنین (ع) فیه علما للناس .
قلت له : جعلت فدک وما ینبغى لنا ان نصنع فیه ؟
قال : تصومه یا حسن و تکثر الصلوة على محمد و آله فیه و تتبرأ الى الله ، ممن ظلمهم ، فان الانبیاء کانت تأمر الاوصیاء بالیوم الذى کان یقام فیه الوصى ان یتخذ عیدا . ( مصباح المتهجد : .680 )
حسن بن راشد گوید :
به امام صادق (ع) گفتم : یا مسلمانان بجز آن دو عید ، عید دیگرى هم دارند ؟ فرمود : بله ، بزرگترین و بهترین عید . گفتم : کدام روز است ؟
فرمود : روزى که امیرمؤمنان بعنوان پرچمدار مردم منصوب شد .
گفتم : فدایت شوم در آن روز سزاوار است ، چه کنیم ؟ فرمود : روزه بگیر و درود برمحمد و آل او بفرست و از ستمگران به آنان برائت بجوى ، زیرا پیامبران به جانشینان دستور مى دادند که روزى را که جانشین انتخاب مى شود ، عید بگیرند .
20ـ عید اوصیاء
عن ابى عبد الله (ع) قال :
... تذکرون الله عز ذکره فیه بالصیام والعبادة و الذکر لمحمد و آل محمد ، فان رسول الله (ص) اوصى امیرالمؤمنین ان یتخذ ذلک الیوم عیدا ، و کذلک کانت الانبیاء تفعل ، کانوا یوصون أوصیائهم بذلک فیتخذونه عیدا . ( وسائل الشیعه 7: 327، ح .1 )
امام صادق (ع) فرمود :
در روز عید غدیر ، خدا را با روزه و عبادت و یاد پیامبر و خاندان او یادآورى کنید ، زیرا رسول خدا به امیرالمؤمنین سفارش کرد که آن روز را عید بگیرد ، همینطور پیامبران هم به جانشینان خود سفارش مى کردند که آن روز را عید بگیرند ، آنان هم چنین مى کردند .
21ـ روز گشایش و درود
عن ابى عبد الله (ع) قال :
والعمل فیه یعدل ثمانین شهرا ، و ینبغى ان یکثر فیه ذکر الله عزوجل ، والصلوة على النبى (ص) ، و یوسع الرجل فیه على عیاله . ( وسائل الشیعه 7: 325، ح .6 )
امام صادق (ع) فرمود :
ارزش عمل در آن روز ( عید غدیر ) برابر با هشتاد ماه است ، و شایسته است آن روز ذکر خدا و درود بر پیامبر (ص) زیاد شود ، و مرد ، بر خانواده خود توسعه دهد .
22ـ روز دیدار رهبرى
عن مولانا ابى الحسن على بن محمد (ع) قال لابى اسحاق :
و یوم الغدیر فیه اقام النبى (ص) أخاه علیا علما للناس و اماما من بعده ، [ قال ] قلت :
صدقت جعلت فدک ، لذلک قصدت ، اشهد انک حجة الله على خلقه . ( وسائل الشیعه 7: 324، ح .3 )
امام هادى (ع) به ابواسحاق فرمود :
در روز غدیر پیامبر اکرم (ص) برادرش على (ع) را بلند کرد و به عنوان پرچمدار ( و فرمانده ) مردم و پیشواى بعد از خودش معرفى کرد .
ابواسحاق گفت : عرض کردم ، فدایت شوم راست فرمودى . به خاطر همین به زیارت و دیدار شما آمدم ، گواهى مى دهم که تو حجت خدا بر مردم هستى .
23ـ روز تکبیر
عن على بن موسى الرضا (ع) :
من زار فیه مؤمنا أدخل الله قبره سبعین نورا و وسع فى قبره و یزور قبره کل یوم سبعون ألف ملک و یبشرونه بالجنة . ( اقبال الاعمال : .778 )
امام رضا (ع) فرمود :
کسى که در روز ( غدیر ) مؤمنى را دیدار کند ، خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد مى کند و قبرش را توسعه مى دهد و هر روز هفتاد هزار فرشته قبر او را زیارت مى کنند و او را به بهشت بشارت مى دهند .
24ـ روز دیدار و نیکى
قال الصادق (ع) :
ینبغى لکم ان تتقربوا الى الله تعالى بالبر و الصوم و الصلوة و صلة الرحم و صلة الاخوان ، فان الانبیاء علیهم السلام کانوا اذا اقاموا اوصیاء هم فعلوا ذلک و امروا به . ( مصباح المتهجد : .736 )
امام صادق (ع) فرمود :
شایسته است با نیکى کردن به دیگران و روزه و نماز و بجاآوردن صله رحم و دیدار برادران ایمانى به خدا نزدیک شوید ، زیرا پیامبران زمانى که جانشینان خود را نصب مى کردند ، چنین مى کردند و به آن توصیه مى فرمودند .
25ـ نماز در مسجد غدیر
عن ابى عبد الله (ع) قال :
انه تستحب الصلوة فى مسجد الغدیرلان النبى (ص) اقام فیه امیر المؤمنین (ع) و هو موضع اظهرالله عزوجل فیه الحق . ( وسائل الشیعه 3: .549 )
امام صادق (ع) فرمود :
نماز خواندن در مسجد غدیر مستحب است ، چون پیامبر اکرم (ص) در آنجا امیرمؤمنان (ع) را معرفى و منصوب کرد . و آنجایی است که خداى بزرگ ، حق را آشکار کرد .
26ـ نماز روز غدیر
عن ابى عبد الله (ع) قال :
و من صلى فیه رکعتین اى وقت شاء و افضله قرب الزوال و هى الساعة التى اقیم فیها امیرالمؤمنین (ع) بغدیر خم علما للناس و ... کان کمن حضر ذلک الیوم ... ( وسائل الشیعه 5: 225، ح .2 )
امام صادق (ع) فرمود :
کسى که در روز عید غدیر هر ساعتى که خواست ، دو رکعت نماز بخواند و بهتر ینست که نزدیک ظهر باشد که آن ساعتى است که امیرالمؤمنین(ع) در آن ساعت در غدیر خم به امامت منصوب شد ، ( هر که چنین کند ) همانند کسى است که در آن روز حضور پیدا کرده است ...
27ـ روزه غدیر
قال الصادق (ع) :
صیام یوم غدیر خم یعدل صیام عمر الدنیا لو عاش انسان ثم صام ما عمرت الدنیا لکان له ثواب ذلک . ( وسائل الشیعه 7: 324، ح .4 )
امام صادق (ع) فرمود :
روزه روز غدیر خم با روزه تمام عمر جهان برابر است . یعنى اگر انسانى همیشه زنده باشد و همه عمر را روزه بگیرد ، ثواب او به اندازه ثواب روزه عید غدیر است .
28ـ روز تبریک و تبسم
عن الرضا (ع) قال :
... و هو یوم التهنئة یهنئ بعضکم بعضا ، فاذا لقى المؤمن أخاه یقول :
« الحمد لله الذى جعلنا من المتمسکین بولیة أمیر المؤمنین و الائمة (ع) »
و هو یوم التبسم فى وجوه الناس من اهل الایمان ... ( اقبال : .464 )
امام رضا (ع) فرمود :
عید غدیر روز تبریک و تهنیت است . هر یک به دیگرى تبریک بگوید ، هر وقت مؤمنى برادرش را ملاقات کرد ، چنین بگوید : « حمد و ستایش خدیى را که به ما توفیق چنگ زدن به ولایت امیرمؤمنان و پیشویان عطا کرد » آرى عید غدیر روز لبخند زدن به چهره مردم با ایمان است ...
» ولایت در غدیر
29ـ پیامبر و ولایت على (ع)
عن ابى سعید قال :
لما کان یوم غدیر خم امر رسول الله (ص) منادیا فنادى : الصلوة جامعة ، فاخذ بید على (ع) و قال :
اللهم من کنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه . ( بحارالانوار 37: 112، ح .4 )
ابو سعید گوید :
در روز غدیر خم رسول خدا (ص) دستور داد : منادى ندا دهد که : براى نماز جمع شوید . بعد دست على (ع) را گرفت و بلند کرد و فرمود :
خدیا کسى که من مولاى اویم پس على هم مولاى اوست ، خدیا دوست بدار کسى را که على را دوست بدارد و دشمن بدار کسى را که با على دشمنى کند .
30ـ زندگى پیامبرگونه
قال رسول الله (ص) :
من یرید ان یحیى حیاتى ، و یموت مماتى ، ویساکن جنة الخلد التى وعدنى ربى فلیتول على ابن ابى طالب ، (ع)
فانه لن یخرجکم من هدى ، ولن یدخلکم فى ضلالة . ( الغدیر 10: .278 )
رسول خدا (ص) فرمود :
کسى که مى خواهد زندگى و مرگش همانند من باشد و در بهشت جاودان ه اى که پروردگارم به من وعده کرده ، ساکن شود ، ولایت على بن ابى طالب (ع) را انتخاب کند ، زیرا او هرگز شما را از راه هدیت بیرون نبرده ، به گمراهى نمى کشاند .
31ـ پیامبر و امامت على (ع)
عن جابر بن عبد الله الانصارى قال : سمعت رسول الله (ص) یقول لعلى بن ابى طالب (ع) :
یا على ! انت اخى و وصیى و وارثى وخلیفتى على امتى فى حیوتى و بعد وفاتى محبک محبى و مبغضک مبغضى و عدوک عدوى . ( امالى صدوق : 124، ح .5 )
جابربن عبد الله انصارى مى گوید :
از رسول خدا (ص) شنیدم که به على بن ابى طالب (ع) فرمود :
اى على ، تو برادر و وصى و وارث و جانشین من در میان امت من در زمان حیات و بعد از مرگ منى . دوستدار تو دوستدار من و دشمن و کینه توز تو دشمن من است .
32ـ پایه هاى اسلام
عن ابى جعفر (ع) قال :
بنى الاسلام على خمس :
الصلوة و الزکوة و الصوم و الحج و الولیةو لم یناد بشى ء ما نودى بالولیة یوم الغدیر . ( کافى 2، 21، ح .8 )
امام باقر (ع) فرمود :
اسلام بر پنج پایه استوار شده است : نماز ، زکات ، روزه ، حج و ولایت و به هیچ چیز به اندازه آنچه در روز غدیر به ولایت تاکید شده ، ندا نشده است .
33ـ ولایت جاودانه
عن ابى الحسن (ع) قال :
ولیة على (ع) مکتوبة فى صحف جمیع الانبیاء ولن یبعث الله رسولا الا بنبوة محمد و وصیة على (ع). ( سفینة البحار 2: .691 )
امام کاظم (ع) فرمود :
ولایت على (ع) در کتاب هاى همه پیامبران ثبت شده است و هیچ پیامبرى مبعوث نشد ، مگر با میثاق نبوت محمد (ص) و امامت على (ع).
34ـ ولایت و توحید
قال رسول الله (ص) :
ولیة على بن ابى طالب ولیة الله و حبه عبادة الله و اتباعه فریضة الله و اولیاؤه اولیاء الله و اعداؤه اعداء الله و حربه حرب الله و سلمه سلم الله عز و جل . ( امالى صدوق : .32 )
رسول خدا (ص) فرمود :
ولایت على بن ابیطالب (ع) ولایت خداست ، دوست داشتن او عبادت خداست ، پیروى کردن او واجب الهى است و دوستان او دوستان خدا و دشمنان او دشمنان خدایند ، جنگ با او ، جنگ با خدا و صلح با او ، صلح با خداى متعال است .
35ـ روز ناله نومیدى شیطان
عن جعفر ، عن ابیه (ص) قال :
ان ابلیس عدوالله رن اربع رنات :
یوم لعن ، و یوم اهبط الى الارض ، و یوم بعث النبى (ص) و یوم الغدیر . ( قرب الاسناد : .10 )
امام باقر (ع) از پدر بزرگوارش امام صادق (ع) نقل کرد که فرمود :
شیطان دشمن خدا چهار بار ناله کرد : روزى که مورد لعن خدا واقع شد و روزى که به زمین هبوط کرد و روزى که پیامبر اکرم (ص) مبعوث شد و روز عید غدیر .
36ـ ولایت علوى دژ توحید
عن النبى (ص) :
یقول الله تبارک و تعالى :
ولیة على بن ابى طالب حصنى ، فمن دخل حصنى أمن من نارى . ( جامع الاخبار : 52، ح .7 )
پیامبر اکرم (ص) فرمود :
خداوند مى فرمید : ولایت على بن ابیطالب دژ محکم من است ، پس هر کس داخل قلعه من گردد ، از آتش دوزخم محفوظ خواهد بود .
37ـ جانشین پیامبر
قال رسول الله (ص) :
یا على انا مدینة العلم و انت بابها و لن تؤتى المدینة الا من قبل الباب ... انت امام امتى و خلیفتى علیها بعدى ، سعد من اطاعک و شقى من عصک ، و ربح من تولک و خسر من عادک . ( جامع الاخبار : 52، ح .9 )
رسول خدا (ص) فرمود :
اى على من شهر علمم و تو درب آن هستى ، به شهر جز از راه درب آن وارد نشوند . ... تو پیشواى امت من و جانشین من در این شهرى ، کسى که اطاعت تو کند سعادتمند است ، و کسى که تو را نافرمانى کند ، بدبخت است ، و دوستدار تو سود برده و دشمن تو زیان کرده است .
38ـ اسلام در سایه ولایت
قال الصادق (ع) :
اثافى الاسلام ثلاثة :
الصلوة و الزکوة و الولیة ، لا تصح واحدة منهن الا بصاحبتیها . ( کافى : 2، ص .18 )
امام صادق (ع) فرمود :
سنگ هاى زیربناى اسلام سه چیز است :
نماز ، زکات و ولایت که هیچ یک از آنهابدون دیگرى درست نمى شود .
39ـ ده هزار شاهد
قال ابو عبد الله (ع) :
العجب یا حفص لما لقى على بن ابى طالب !! انه کان له عشرة الاف شاهد لم یقدر على اخذ حقه و الرجل یأخذ حقه بشاهدین . ( بحار الانوار : 37، .140 )
امام صادق (ع) فرمود :
اى حفص ! شگفتا از آنچه على بن ابى طالب (ع) با آن مواجه شد ! او با ده هزار شاهد و گواه ( در روز غدیر ) نتوانست حق خود را بگیرد ، در حالى که شخص با دو شاهد حق خود را مى گیرد .
40ـ على (ع) ، مفسر قرآن
عن النبى (ص) فى احتجاجه یوم الغدیر :
على تفسیر کتاب الله ، و الداعى الیه ، الا و ان الحلال و الحرام کثر من أن احصیهما و اعرفهما ، فآمر بالحلال و أنهى عن الحرام فى مقام واحد، فأمرت أن آخذ البیعة علیکم و الصفقة منکم ، بقبول ما جئت به عن الله عز و جل فى على امیر المؤمنین و الائمة من بعده ، معاشر الناس تدبروا و افهموا یاته ، و انظروا فى محکماته و لا تتبعوا متشابهه ، فو الله لن یبین لکم زواجره ، و لا یوضع لکم عن تفسیره الا الذى انا آخذ بیده . ( وسایل الشیعه : 18، 142، ح .43 )
پیامبر اکرم (ص) روز عید غدیر فرمود :
على (ع) تفسیر کتاب خدا ، و دعوت کننده به سوى خداست ، آگاه باشید که حلال و حرام بیش از آنست که من معرفى و به آنها امر و نهى کنم و بشمارم . پس دستور داشتم که از شما عهد و پایمان بگیرم که آنچه را در مورد على امیرمؤمنان ، و پیشویان بعد او از طرف خداوند بزرگ آوردم ، بپذیرید .
اى مردم ! اندیشه کنید و آیات الهى را بفهمید ، در محکمات آن دقت کنید و متشابهات آن را دنبال نکنید . به خدا قسم هرگز کسى نداهاى قرآن را نمى تواند بیان کند و تفسیر آن را روشن کند ، جز آن کسى که من دست او را گرفته ام ( و او را معرفى کردم ) .

از جمله مسائلی که در خصوص فهم و معرفت قرآن مطرح شده است. موضوع همگانی بودن فهم معارف و آیات قرآنی است. به این معنا که خدای متعال قرآن را به گونهای برای بندگان خود نازل فرموده که علاوه براینکه داری معارف ژرف وعمیقی ست قابلیت تفهیم و فهم را برای همگان فراهم نموده است. ولی با این حال شاهد هستیم مراتب فهم و دسترسی به آن معارف ارزشمند در بین عموم مردم یکسان نیست. در این نوشتار سعی داریم چند راهکار مهم در فهم قرآن را مورد دقت و بررسی قرار دهیم.
طرح سوال:راهکار قرآن برای دستیابی به فهم معارف قرآنی چیست؟
جواب: با دقت و تأمل در آیات نورانی قرآن مجید به خوبی میتوان به راهکارهای مؤثردر فهم قرآن دست یافت:
نکته قابل توجه:
«قبل از اینکه مطالبی در خصوص فهم قرآن بیان کنیم لازم به ذکر است که قرآن داری مراتب و باطن های مختلفی است در مرتبهای از مراتب از ژرفی خاصی برخوردار است که فهم والای آن برای اولیایی خاص الهی ممکن است. در علامه جوادی آملی در قسمتی از کتاب قرآن در قرآن در این خصوص مینویسد:
قرآن كريم كتابي نظير كتابهاي عادي و معمولي نيست كه اول و آخرش در دسترس انسانها باشد؛ بلكه قرآن كريم كتابي الهي و داراي مراتب است، مرتبه والا و مرحله اعلايش همان «امّ الكتاب» است كه در سوره «زخرف» بيان شده است.« وَ إِنَّهُ في أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكيمٌ؛ [زخرف/۴] و آن در «أمّ الكتاب» [لوح محفوظ] نزد ما بلندپايه و استوار است اين مرحله اعلي كه اصل قرآن و مادر و ريشه آن است، وجود و حقيقتي «لدي الله» دارد و نزد ذات اقدس اله است. مرحله عاليه قرآن، همان است كه در دست فرشتگان «كرام برره» است:«بِأَيْدي سَفَرَةٍ كِرامٍ بَرَرَةٍ [زخرف/۱۶-۱۵] به دست سفيرانى است والا مقام و فرمانبردار و نيكوكار.» و مرحله نازله اش، «لدي الناس» و به لفظ عربي مبين ظهور كرده است.»[۱]

مرا ای عشق ای بانوی خوبیها اجابت کن نگاهم را پر از مفهوم ناب استجابت کن
اول ذی قعده سالروز ولادت بانوی خوبی ها حضرت فاطمه معصومه(سلام الله عليها) دختر امام هفتم شیعیان حضرت امام موسی ابن جعفر(علیه السلام) می باشد. خداوند متعال مقام بسیار والایی به ایشان عطا نموده و در عظمت آن بانوی بزرگ همین بس که می تواند همه شیعیان را در روز قیامت شفاعت نماید. سخنان نورانی رئیس مذهب جعفری حضرت امام صادق(علیه السلام) گواه این مطلب است، ایشان در این باره فرموده اند:«تَدخل بِشفاعتها شيعتنا الجنة باجمعهم.[۱] با شفاعت او همه شيعيان ما وارد بهشت ميشوند.» بانویی که در بین امام زادگان دارای رتبه و مقام والا بوده و زیارت خاصه در شان ایشان وارد شده است. حضرت معصومه(سلام الله عليها) مورد عنایت خاص ائمه ی معصومین (عليهم السّلام) بوده و ارادت به حضرت در سخنان چهار امام معصوم یعنی حضرت امام صادق، امام کاظم، امام علی بن موسی الرضا و امام جواد(عليهم السّلام) به چشم می خورد.
روایت زیبایی از حضرت امام علی بن موسی الرضا(عليهما السّلام) در فضیلت زیارت حضرت معصومه(سلام الله عليها) وارد شده که انسان از این روایت به عظمت مقام حضرت در درگاه الهی پی می برد! حضرت ثامن الائمه فرموده اند: «من زار المعصومة بقم كمن زارني[۲] كسي كه معصومه را در قم زيارت بكند مانند آن است كه مرا زيارت كرده است.»در این روایت زیارت حضرت معصومه(عليهاسلام) مانند زیارت امام رضا(عليه السّلام) برشمرده شده است. در روایات برای زیارت امام رضا ثواب های بسیاری شمرده شده است.

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
مردادماه سالروز ورود تاریخی و شورآفرین آزادگان به خاک میهن اسلامی، یادآور خاطرات بیاد ماندنی عزیزانی است که بهترین لحظات عمر و جوانی خود را در زندان های رژیم بعثی عراق سپری نمودند، دلاورانی که زیر شکنجه های دشمن ایستادگی نموده و بعض آنان در دیار غربت مانند امام موسی بن جعفر(علیه السلام) در زندان به فیض شهادت رسیدند. ماجرای زندگی و دوری آنان از وطن اسلامی یادآور داستان حضرت یعقوب و حضرت یوسف(علیهم السلام) است. گویا تاریخ دوباره تکرار شده و یعقوب های زمان به فراق یوسف های خود مبتلا شدند. پدران و مادران گرانقدری که مدت ها از سرنوشت فرزندان خود بی خبر بوده و سالها چشم به راه آمدن فرزند لحظه شماری می کردند، بعضی از آنان نیز قبل از بازگشت فرزندان خود دیار فانی را ترگ گفته و به عالم باقی رسیدند.
داستان زندگی آزادگان غیور به داستان حضرت یوسف(علیه السلام)شباهت دارد. حضرت یعقوب(علیه السلام) مدت های زیادی چشم انتظار آمدن فرزند عزیزش بود و دیدگان حضرت در فراق یوسف سفید شد؛ قرآن کریم در این باره می فرماید:«وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا أَسَفَى عَلَى يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ[یوسف/ ۸۴] و از آنها روي برگرداند و گفت وا اسفا بر يوسف!، و چشمان او از اندوه سفيد شد اما او خشم خود را فرو مي برد (و هرگز كفران نمي كرد).» «قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ[یوسف/ ۸۶] گفت من تنها غم و اندوهم را به خدا مي گويم (و شكايت نزد او ميبرم) و از خدا چيزهائي مي دانم كه شما نمي دانيد.»