الهام - به به، چه وبلاگ خوشگلی داری! حتما حتما به من سر بزن. اگه از من خوشت اومد لینکم کن. منتظر حضور گرمت هستم ... - دوشنبه 08 دی 1404

مشخصات واطلاعات اماری:
قرآن دارای ۳۲۳۶۷۱حرف است.
قرآن دارای ۷۷۷۰۱کلمه است.
قرآن دارای ۶۲۳۶آیه است.
قرآن دارای۱۱۴سوره است.
قرآن دارای ۳۰ جز است.
قرآن دارای۱۲۰حزب است.
قرآن دارای ۱۱۴بسم الله الرحمان الرحیم است.
قرآن ۱۱۵ بسم الله دارد.
۵۰۹۸محل وقف در قرآن وجود دارد.
۱۷۷۱مد درقرآن وجود دارد.
۱۰۱۵۰۳۰نقطه در قرآن وجود دارد.
۳۹۵۸۶کسره در قآن وجود دارد.
۹۳۲۴۳فتحه در قرآن وجود دارد.
۴۸۰۴ضمه در ریالرآن وجود دارد.
۳۲۷۲همزه در قرآن به کار رفته است.
۱۹۲۵۳تشدید در قرآن به کار رفته است.
سوره های گروهی:
*سوره هایی که با حروف مقطعه «حم»آغاز شده اند(مؤمن،فصلت،زخرف،شوری،احقاف، دخان وجاثیه)را حوامیم نامیده اند.
*سوره های حمد،انعام،کهف،سبأ وفاطر را حامدات می گویند.
*سوره های بقره،آل عمران،اعراف،عنکبوت،روم،لقمان وسجده به اَل ممشهور شده اند.
*سوره های فتح،سجده،حشر،طلاق،ن والقلم،حجرات،تبارک،تغابن،منافقون،جمعه، صف،جن،نوح،مجادله،ممتحنه وتحریم را ممتحنات می گویند.
*سوره های اسراء،حدید،حشر،صف،جمعه،تغابن واعلی رابه مسبّحات معروفند.
*سوره هایی که دارای سجده ی واجب هستند عزائم می گویند.(فصّلت،نجم،علق،سجده)
*سوره های اسرا،کهف،مریم،طه وانبیا را عتاق نامیده اند.
*به سوره های شعراء،نمل وقصص طواسین می گویند.
*به سوره های بقره وآل عمران زهروان می گویند.
*به سوره های انفال وتوبه قرینتین می گویند.
*به سوره های فلق وناس معوذتین می گویند.
*به پنج سوره از قرآن که با کلمه ی «قل» آغاز می شوند(جن،کافرون،اخلاص، فلق وناس) را مقولات نامیده اند.
*به ۶۶سوره ی قرآن یعنی سوره های حمد وق تا پایان قرآن مفصّلات می گویند.
*سوره هایی که با واژه ی إذا آغاز شده اند را زمانیه نامیده اند.
*سوره هایی که با تسبیح شروع می شوند به عروس های قرآن معروفند.
*سوره هایی که با «المر»آغاز شده اند را بساتین قرآن نامیده اند.

جهانی راز، اندر بای قرآن نباشد
گفته ای همتای قرآن
نشان های خدا را می توان دید که دارد جلوه در سیمای قرآن
جمال و قدرت و فیض خدایی تجلی کرده در سینای قرآن
روزی که رسول خاتم(ص) دو وزنه سنگین و دو میراث گرانبها (قرآن و عترت) را به مردم معرفی کرد و برای نجات از گمراهی، تمسک به «ثقلین » را توصیه فرمود، اهل بیت خویش را نیز به عنوان قرآن شناسان خبیر معرفی کرد، تا پس از او، امت از ائمه الهام بگیرندو شاگردی عترت را با افتخار بپذیرند.
صادق آل محمد(ص)، در باره حبل المتین قرآن و شیوه بهره گیری ازآن و جایگاه کلام الهی، سخنان نغز بسیاری دارد که در این نوشته به اختصار به برخی از محورهای تعالیم و توصیه های حضرتش اشاره می کنیم، باشد که جامعه قرآنی و ولایی ما، از حضرت صادق(ع) سرمشق بگیرد و از سرچشمه هدایت قرآنی، جان عطشناک خویش را سیراب سازد.
۱- قرآن، تجلی گاه خدا
کلام الهی، جلوه ای از قدرت و علم و حکمت خداست و آیات قرآن،هریک نشانه ای از عظمت الهی است. امام صادق(ع) در زمینه جلوه گاه بودن قرآن برای ذات مقدس خدا البته برای چشم های بیدار ودلهای آگاه می فرماید:
(لقد تجلی الله لخلقه فی کلامه و لکنهم لایبصرون)
خداوند بر خلق خویش در کلام خودش تجلی کرده است، ولی آنان خدارا نمی بینند.
۲- گنجینه کامل
معارف قرآن بی پایان است. به تعبیر خود قرآن (تبیانا لکل شیی ء)است; بیانگر هرچیز. هر پند و حکمت، هر حکم و قانون، هر علم ودانش ریشه در قرآن دارد. حتی برای آگاهی از سرگذشت پیشینیان وسرنوشت آیندگان و دانشهای آسمان و زمین باید به قرآن نگریست وبه کمک اهل بیت علیهم السلام ، از این منبع و گنجینه کامل بهره گرفت. امام صادق(ع) می فرماید:
«خداوند بی همتا و قدرتمند، کتاب خویش را بر شما نازل فرمود واو راستگو و نیکوکار است. در قرآن، خبر شما و خبر آنان که پیش از شما بودند و آنان که پس از شما خواهند آمد، همچنین خبرآسمان و زمین است…»
و در سخن دیگری به جنبه تبیان بودن قرآن چنین اشاره می فرماید:
(ان الله انزل فی القرآن تبیان کل شی ء، حتی و الله ما ترک شیئایحتاج العباد الیه الا بینه للناس…)
خداوند در قرآن، بیان هرچیز را نازل کرده است. به خدا قسم هیچ چیزی را که بندگان به آن نیازمندند، فروگذار نکرده و برای مردم بیان فرموده است.
ســــرآغــــاز گفـتــار نام خــداست
که رحمتگر و مهـربان خلـق راست
چو لرزد زمین با تکانی سترگ برون افکنـــــد رازهــــای بزرگ
در آن روز محشـــر بگـویـد بشـــر زمین را چه آمـد بلایی به شر
زمین خلق را سازد آگه ز کـار که این است دستور پروردگـار
پراکنــده خیـــزنـــذ مردم ز گــــور ببینند اعمــــال نیک و فُجــــور
اگـــر قــدر یک ذرّه کـــار نکــــــــو بکرده ست پاداش آن، بیند او
و گـر قدر یک ذره کرده ست شر جزایش در آن روز بینــد بشـــر

آن روز که انسان تمام اعمالش را مى بیند!
همان گونه که در بیان محتواى سوره اشاره شد، آغاز این سوره، همراه است با بیان بعضى از حوادث هول انگیز و وحشتناک پایان این جهان و شروع رستاخیز.
نخست مى فرماید:« هنگامى که زمین شدیداً به لرزه در آید.»
و چنان زیر و رو شود که« بارهاى سنگینى را که در درون دارد خارج سازد.»
تعبیر به زِلْزالَها«: زلزله اش» یا اشاره به این است که: در آن روز، تمام کره زمین به لرزه در مى آید( بر خلاف زلزله هاى معمولى که همه آنها موضعى و مقطعى است.) و یا اشاره به زلزله معهود، یعنى زلزله رستاخیز است.
در این که: منظور از أَثْقال«: بارهاى سنگین» چیست؟ مفسران تفسیرهاى متعددى ذکر کرده اند:
بعضى گفته اند: منظور انسان ها هستند که با زلزله رستاخیز از درون قبرها به خارج پرتاب مى شوند، نظیر آنچه در سوره« انشقاق» آیه ۴ آمده است.
و بعضى گفته اند: گنج هاى درون خود را بیرون مى ریزد، و مایه حسرت دنیاپرستان بى خبر مى گردد.
این احتمال نیز وجود دارد: منظور بیرون فرستادن مواد سنگین و مذاب درون زمین است، که معمولاً کمى از آن به هنگام آتشفشان ها و زلزله ها بیرون مى ریزد، در پایان جهان، آنچه در درون زمین است، به دنبال آن زلزله عظیم به بیرون پرتاب مى شود.
تفسیر اول مناسب تر به نظر مى رسد، هر چند جمع میان این تفاسیر نیز بعید نیست.
به هر حال، در آن روز انسان از دیدن این صحنه بى سابقه، سخت متوحش مى شود، و مى گوید:« چه مى شود که زمین این گونه به لرزه در آمده است، و آنچه در درون داشته بیرون ریخته؟»
گر چه، بعضى« انسان» را در اینجا به خصوص انسان هاى کافر تفسیر کرده اند، که در مسأله معاد و رستاخیز شک و تردید داشته اند، ولى ظاهر این است: انسان در اینجا معنى گسترده اى دارد که همگان را شامل مى شود; زیرا تعجب از اوضاع و احوال زمین در آن روز، مخصوص به کافران نیست.
آیا این تعجب و سؤالِ ناشى از آن، مربوط به« نفخه اولى» است یا« دوم»؟
ظاهر این است: همان نفخه اولى است که نفخه پایان جهان است; زیرا زلزله عظیم در پایان جهان رخ مى دهد.
این احتمال نیز داده شده است: منظور نفخه رستاخیز، زنده شدن مردگان، و بیرون ریختن آنها از درون زمین مى باشد; زیرا آیات بعد نیز، همه مربوط به نفخه دوم است.
ولى از آنجا که در آیات قرآن، کراراً حوادث این دو نفخه با هم ذکر شده، تفسیر اول با توجه به بیان زلزله وحشتناک پایان جهان مناسب تر به نظر مى رسد، و در این صورت، منظور از« أثقال» زمین، معادن، گنج ها و مواد مذاب درون آن است.
آسمونی : قرآن سخن خداوند با انسان و دوای درد بشریت است و اگرانسانی بخواهد بداند که سخن خدا با او چیست ،به قرآن مراجعه می کند و آن را می خواند.
در عین حال قرائت قرآن ، اهمیت دادن به آیات الهی ، انس با قرآن و آشنائی با آن ،محفوظ ماندن قرآن از خطر تحریف ، یافتن درسهای زندگی در قرآن و بکارگیری آن است.
تلاوت واقعی قرآن آن است که انسان ، معبود رادر آن مشاهده نماید. مرحله نازله مشاهده معبود آن است که در صفحه ضمیر و قلب عابد، چیزی جز علاقه به معبود نباشد. و انسان می تواند به خوبی تشخیص دهد که آیا در قلبش چیزی جز خدا هست یا نه؟
امام سجاد(ع) فرمود “لَو مات مَن بَین المَشرق و المَغرب لَما استَوحشت بَعد أَن یَکون القرآن مَعی” (۱) “اگر همه مردمی که بین مشرق و مغرب عالم وجود دارند از بین بروند و کسی روی زمین نباشد و من تنها باشم، چنانچه قرآن با من باشد هرگز احساس وحشت نمی کنم.”
یااگر همه کافر شوند ، احساس ترس نمی کند ، زیرا مرگ حقیقی همان مرگ روح است و انسان کافر حقیقتاً مرده است. از نظر قرآن کسانی زنده اند که دین خدا را قبول کنند “لِیُنذر مَن کان حَیّاً و یَحق القَول علی الکافرین” (۲)
تلاوت قرآن نیز عبادت است و حکمت عبادت آن است که انسان عابد،معبود را در ضمیر خود مشاهده کند. طی این راه نیز محال نیست بلکه شرایط، آداب و احکامی دارد. برای این که به مرحله مشاهده معبود راه یابیم باید تا می توانیم بر چشم و گوش خود کنترل داشته باشیم، هر کس باید مواظب باشد که جز وظیفه شرعی چیزی انجام ندهد محیط کار و محیط منزل را با غفلت از خدا آلوده نسازد.
وقتی انسان قرآن تلاوت می کند، آن گاه که صاحب کلمات آن را با چشم دل مشاهده کرد، به حکمت تلاوت قرآن رسیده است.
عواملی که در حال حاضر موجب گشته که قرآن آن گونه که باید مورد توجه نباشد به شرح زیر است:
۱- نشناختن جایگاه قرآن
بسیاری از مردم قرآن را کتابی مقدس میدانند و آن را برای مراسم و قسمخوردن به کارمیبرند ، ولی از نقش اصلی قرآن که نقش هدایتی و کاربردی در زندگی و زوایای مختلف آن است غافلند.
۲- سیاستها و تبلیغات استعماری
از جمله عوامل غفلت مردم از کتاب خدا ، مشغول شدن ذهن آنها به القائات وبرنامههایی است که دنیاپرستان در سراسر جهان تولید کرده و به مغزها وارد میکنند از قبیل فیلمها، نوشتهها و دیگرمشغولیتهای ذهنی.
۳- بیان نشدن بسیاری از حقایق و معارف قرآن از سوی برخی از مبلغان
از همینرو انگیزه کافی برای توجه مردم به قرآن ایجاد نمیشود.
۴- تفاوت زبان و مشکل فهم آیات قرآن
نوع مردم خواهان آن هستند که متن خوانده شده را بفهمند و اگر متنی رابخواند که از آن چیزی درنمییابد کمتر به آن رغبت نشان میدهد. در مورد قرآن مجید برای کسانی که آشنا به ادبیات عرب نیستند این مشکل وجود دارد.

درباره اوقات نماز خداوند در آیه ۱۱۴ هود و سوره ۱۱ میفرماید:
نماز را در دو طرف روز و پاره ای از شب بر پا دار…
منظور از دو طرف روز ظاهراً قبل از طلوع و بعد از غروب خورشید میباشد. یعنی نماز صبح و مغرب.
و در آیه ۷۸ بنی اسرائیل (اسراء) سوره ۱۷ میفرماید:
نماز را از غروب خورشید تا تاریکی شب و سپیده صبح بخوان…
در این دو آیه نماز بصورت صلوه، آمده است.
آیه ۱۳۰ طه سوره ۲۰ میفرماید:
… قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب آن و قسمتی از شب و اطراف روز با ستایش خداوندت او را تسبیح بگو …
آیه ۳۹ و ۴۰ ق سوره ۵۰ میفرماید:
… قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب و قسمتی از شب و بعد از سجده ها با ستایش خداوندت را تسبیح بگو.
آیه ۴۰:۵۵ سوره مومن (غافر) میفرماید:
… برای گناهت طلب آمرزش کن و شب و صبح با ستایش، خداوندت را به بزرگی یاد کن.
آیه ۴۸ و ۴۹ طور سوره ۵۲ میفرماید:
… وقتی بلند میشوی و قسمتی از شب و موقع ناپدید شدن ستارگان خداوندت را تسبیح بگو.
آیه ۴۱ و ۴۲ احزاب سوره ۳۳ میفرماید:
ای افراد باایمان خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب او را بپاکی ستایش کنید.
آیه ۱۷ و ۱۸ روم سوره ۳۰ میفرماید:
خدا را موقعی که روز را به شب و شب را به روز میرسانید بپاکی یاد کنید
و شب و ظهر در آسمان ها و زمین ستایش به خدا اختصاص دارد.
منظور از تسبیح خداوند او را به بزرگی و پاکی یاد کردن است.
بعضی از این تسبیح گفتن ها بعداً بصورت نماز درآمده است.
حمد یعنی ستایش خدا در موقع ظهر هم بعداً بصورت نماز ظهر درآمده.
خداوند در آیه ۱۰۳ نساء سوره ۴ میفرماید:
…نماز در اوقات معینی بر افراد باایمان واجب شده.
نماز برای این واجب شده که انسان بیاد خدا و روز قیامت (روز جزا) باشد و کار زشت و ناروا نکند.
چون خداوند در آیه ۴۵ عنکبوت سوره ۲۹ میفرماید:
آنچه از قرآن به تو وحی شده بخوان و نماز را بپا دار. چون نماز از کارهای زشت و ناپسند جلوگیری میکند. مسلماً یاد خدا بزرگتر است…
پس نماز برای این واجب شده که انسان بیاد خدا و روز قیامت باشد و کار زشت و ناروا نکند.
بنابراین مسلمان باید بداند که برای این منظور نماز میخواند نه اینکه خدا به نماز او احتیاج دارد و نماز برای انسان سازی است
و مطابق ابتداء آیه بهتر است فرد مسلمان قبل از نماز مقداری قرآن بخواند.
تا از دستورها و نظرهای خداوند اطلاع پیدا کند.
اگر عربی نمیداند باید ترجمه قرآن را به این منظور بخواند.
خداوند در آیه ۲۰:۱۴ طه به موسی (ع) میفرماید:
نماز را برای اینکه بیاد من باشی بر پا دار.
درباره ذکر نماز خداوند در آیه ۱۷:۱۱۱ سوره اسراء (بنی اسرائیل) میفرماید:
بگو ستایش (بزرگداشت) فقط برای خدائی است که فرزندی ندارد و در فرمانروائی هم شریکی ندارد
و ضعیف نبوده که احتیاج به مددکاری داشته باشد و او را هرچه بیشتر بزرگ دار.
آیه ۹ جمعه سوره ۶۲ میفرماید:
ای افراد باایمان، وقتی ندای نماز جمعه داده شد به نماز بشتابید و خرید و فروش را رها کنید.
اگر علم داشته باشید متوجه میشوید که اینکار بنفع شما است.
چنین تاکیدی در مورد نمازهای دیگر نشده.
درباره نماز قصر: نماز شکسته آیه ۴:۱۰۱ سوره نساء میفرماید:
وقتی در سفر هستید، اگر میترسید که کافران صدمه ای به شما بزنند اشکالی ندارد که از نماز خود کم کنید (نماز را شکسته بخوانید)
چون کافران دشمن آشکار شما هستند.
می بینیم که این نماز، نماز خوف، نماز ترس از حمله دشمنان است نه نماز سفر که بعد بخواهند مقدار مسافتی که باید طی شود محاسبه شود.
آیه ۴:۱۰۲ هم نماز پیغمبر (ص) را در موقع جنگ بیان میکند.
آیه ۴۳ بقره سوره ۲ میفرماید: نماز را بپا دارید و زکات بدهید و با رکوع روندگان به رکوع بروید.
و آیه ۷۷ حج سوره ۲۲ میفرماید:
ای افراد باایمان رکوع و سجده کنید و خداوندتان را بندگی (اطاعت محض) کنید و کار خوب بکنید تا رستگار شوید.
آیه ۵۳:۶۳ سوره نجم هم میفرماید:
خدا را سجده و عبادت کنید.
آیه ۹۸ حجر سوره ۱۵ میفرماید:
با ستایش خداوندت او را تسبیح کن و از سجده کنندگان باش.
آیه ۱۷:۱۱۰ سوره اسراء (بنی اسرائیل) میفرماید:
… نمازت را بلند نخوان آهسته هم نخوان، حالتی بین این دو حالت را داشته باش.
ولی بجای اجراء این دستور بعضی نمازها را بلند میخوانند و بعضی آهسته.
آیه ۷۴ واقعه سوره ۵۶ میفرماید:
بنام فرمانفرمای بزرگت تسبیح بگو.
که در رکوع گفته میشود و آیه اول سوره اعلی سوره ۸۷ میفرماید:
بنام فرمانفرمای بلند مرتبه ات تسبیح بگو.
نام خداوندت را منزه و پاک ساز که در سجده گفته میشود.
منبع، پورتال آسمونی http://www.asemooni.com/religion/quran/verses-about-prayer#ixzz3ef4SuS1P
از میان معجزات و خارق عاداتى که از پیامبر اسلام ص صادر شده قرآن برترین سند زنده حقانیت او است.
قرآن کتابى است فوق افکار بشر، کسى تاکنون نتوانسته کتابى همانند آن را بیاورد، این کتاب یک معجزه بزرگ آسمانى است.در ادامه این بخش از پورتال آسمونی با صورتهای مختلف اعجاز قرآن آشنا می شویم.
باید معنا و حقیقت اعجاز و معجزه و شرایط آن ذکر شود تا ببینیم آیا این شرایط در قرآن موجود است. حقیقت اعجاز جز این نیست که مدّعی نبوت عمل خارق العاده را انجام دهد و دیگران را برای همانند آن دعوت کند اما آنان از آوردن مانند آن عاجز و ناتوان باشند.
قیود و شرایط مذکور در قرآن مجید دیده می شود، یعنی پیامبر اسلام با معجزه قرآن ادعای نبوت کرد و مردم را به هماوردی تحدّی فرا خواند تا جایی که حاضر شد کافران تنها یک سوره بیاورند و از تمام جهانیان برای ساختن سوره کمک بگیرند.
چهارده قرن است که این ندا در گوش جهانیان طنین انداز است، ولی کسی نتوانسته است در صحنه مبارزه گام بگذارد یا موفق شود.
اعجاز قرآن صورتهای مختلفی دارد :
۱- اعجاز طریقی :
یعنی قرآن که حاوی هدف بلند و سخنان حکیمانه است، از طرف شخصی که امی بود و خواندن و نوشتن را نمی دانست، آورده شد.
بر این اساس قران مجید روی کلمه امّی در مورد پیامبر(ص) مکرّر تکیه کرده و می فرماید: “پیش از این کتابی نمی خواندی و چیزی با دست خود نمی نوشتی تا مایه تردید و شک گمراهان گردد”.
قال رسول الله صلی الله علیه وآله :
اِذَا التَبَسَت عَلَیکُمُ الفِتَنُ، کَقِطَعِ الَّیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکُم بِالقُرآنِ .
هنگامی که فتنه ها، هم چون پاره های شب تاریک، شما را در خود پیچید، برشماست
که به قرآن تمسک جویید. اصول کافی ج2ص459
قال امیرالمؤمنین علیه السلام :
وَ اعلَموا اَنَّ هذَالقُرآنَ هُوَ النّاصِحُ الَّذی لا یَغُشُّ، وَالهادِی الَّذی لایُضِلُّ ، وَالمُحَدِّثُ اَّلذی لایَکذِبُ .
بدانید که این قرآن پندآموز است که خیانت نمی کند؛ وهدایت گری است که گمراه نمی سازد ؛ وسخن گویی است که دروغ نمی گوید . نهج البلاغه خطبه 176
قال علی علیه السلام :
ما جالَسَ هذَاالقُرآنَ اَحَدٌ الّا قامَ عَنهُ بِزِیادَةٍ اَو نُقصانِ؛ زِیادَةٍ فی هُدًی اَو نُفصانِ مِن عَمًی .
هیچ کس با این قرآن همنشین نشد ، مگر آن که چون از نزد آن برخاست با فزونی و کاستی همراه بود؛ فزونی در هدایت، و کاستی ازکوردلی . نهج البلاغه خطبه 176
قال علی علیه السلام :
مَنِ اتَّخَذَ قَولَ اللهَ دَلیلًا ، هُدِیَ اِلَی الَّتی هِیَ اَقوَم .
هر کس که سخن خدا را راهنمای خود بگیرد ، به استوارترین راه ها هدایت می شود .
نهج البلاغه خطبه 147
قال الرّضا علیه السلام :
لا تَطلُبُوا الهُدی فی غَیرِالقُرآنِ فَتَضِلّوا.
هدایت را جز از قرآن مجویید که گمراه خواهید شد .
امالی صدوق /438
قال رسول الله صلی الله علیه و آله:
یاعَلی ! سَیِّدُ الکَلامِ القُرآنُ .
ای علی ! برترین سخن، قرآن است .
تفسیرابی الفتوح 2/319
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
اَلقُرآنُ غِنًی لاغِنی دونَهُ وَ لا فَقرَ بَعدَهُ .
قرآن، توانمندی است که هیچ توانی جایگزین آن نمی شود وپس از آن هیچ فقری باقی نمی ماند. تفسیرابی الفتوح 1/10
قال رسول الله صلی الله علیه وآله :
فَضلُ القُرآنِ عَلی سائِرِالکَلامِ کَفَضلِ اللهِ عَلی خَلقِهِ
برتری قرآن بر سایر سخنان، همانند برتری خداوند است بر بندگانش .
جامع الاخبار / 47
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
اَصدَقُ القَولِ وَ اَبلَغُ المَوعِظَةِ وَ اَحسَنُ القَصَصِ، کِتابُ اللهِ .
راست ترین گفتار و رساترین پندها و نیکوترین قصه ها کتاب خداست .
امالی صدوق /394
قال عَلی علیه السلام :
اَفضَلُ الذِّکرِ القُرآنُ بِهِ تُشرَحُ الصُّدورِ وَ تَستَنیرُ السَّرائِرِ.
برترین ذکر، قرآن است، به وسیله آن سینه ها گشوده وپوشیده ها روشن شود.
شرح غررالحکم 2/45
قال علی علیه السلام :
فیهِ رَبیعُ القُلوبِ وَیَنابیعُ العِلمِ وَ ما لِلقَلبِ جِلاءٌ غَیرُهُ .
قرآن بهار دل ها و چشمه های دانش است و دل را جز به وسیله آن جلایی نیست .
نهج البلاغه خطبه 176
قال علی علیه السلام :
اِنَّ القُرآنَ ظاهِرُهُ اَنیقٌ وَ باطِنُهُ عَمیقٌ .
ظاهر قرآن شگفت انگیز و زیبا و باطنش ژرف و عمیق است .
اصول کافی 2/599
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
حَمَلةُ القُرآنِ عُرَفاءُ اَهلِ الجَنَّةِ .
حاملان قرآن معروف ترین اهالی بهشت هستند .
اصول کافی 2/606
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
اَشرافُ اُمَّتی حَمَلةُ القُرآنِ .
شریفان امت من حاملان قرآنند .
خصال صدوق 1/7
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
اَهلُ القُرآنِ اَهلُ اللهِ وَخاصَّتُهُ .
اهل قرآن اهل خدا و خاصان بارگاه اویند .
مجمع البیان 1/15
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
اِنَّ هذَا القُرآنَ مَأدَبَةُ اللهِ فَتَعَلَّموا مَأدَبَتَهُ مَا استَطَعتُم .
این قرآن ادبستان خداوند است پس تا آنجا که می توانید از این ادبستان بیاموزید.
مجمع البیان 1/16
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
اِنَّ هذَا القُرآنَ مَأدُبَةُ اللهِ فَتَعَلَّموا مَأدُبَتَهُ مَا استَطَعتُم .
این قرآن میهمانی ویژه خداوند است پس تا آنجا که توان دارید از این ضیافت بهره ببرید.
مجمع البیان 1/16
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
خَیرُکُم مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ وَ عَلَّمَهُ .
بهترین شما کسی است که قرآن را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد .
مستدرک الوسائل 4/235
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
مَن عَلَّمَ آیَةً فی کِتابِ اللهِ تَعالی، کانَ لَهُ اَجرُها ما تُلِیَت .
هر که آیه ای از کتاب خدا را به دیگری بیاموزد، پاداش آن آیه، تا زمانی که خوانده می شود به او نیز می رسد . مستدرک الوسائل 4/235
قال علی علیه السلام :
تَعَلَّمُوا القُرآنَ ؛ فَاِنَّهُ اَحسَنُ الحَدیثِ .
قرآن را فرا گیرید، زیرا که قرآن نیکوترین سخن هاست .
نهج البلاغه خطبه 110
قال الصادق علیه السلام :
یَنبَغی لِلمُؤمِنِ اَن لا یَموتَ ، حَتّی یَتَعَلَّمَ القُرآنَ ، اَو یَکونَ فی تَعلیمِهِ .
شایسته است که مؤمن از دنیا نرود، مگر آن که قرآن را فرا گیرد ویا در حال آموختن آن باشد . اصول کافی 2/607
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
اَدِّبوا اَولادَکُم عَلی ثَلاثِ خِصالٍ : حُبِّ نَبِیِّکُم وَ حُبِِّ اَهلِ بَیتِهِ وَ قِراءَةِ القُرآنِ .
فرزندان خود را برسه خصلت تربیت کنید، دوستی پیامبرتان و دوستی اهل بیتش و قرائت قرآن . ینابیع المودة /271
قال علی علیه السلام :
حَقُّ الوَلَدِ عَلَی الوالِدِ اَن یُحَسِّنَ اسمَهُ وَ یُحَسِّنَ اَدَبَهُ وَ یُعَلِّمَهُ القُرآنَ .
حق فرزند برپدر این است که: او را نام نیکو نهد، به خوبی تربیت کند و به او قرآن بیاموزد . نهج البلاغه حکمة 399
قال الصّادق علیه السلام :
مَن قَرَأَالقُرآنَ وَ هُوَ شابٌّ مُؤمِنٌ ، اِختَلَطَ القُرآنُ بِلَحمِهِ وَ دَمِهِ .
هر جوان مؤمنی که قرآن بخواند ، قرآن با گوشت وخونش آمیخته گردد .
اصول کافی 2/603
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
لا یُعَذِّبُ اللهُ قَلبًا وَعَی القُرآنَ .
خداوند قلبی را که قرآن را در خود جای داده باشد، عذاب نمی کند .
امالی طوسی 1/6
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
اَلقَلبُ الَّذی لَیسَ فیهِ شَیءٌ مِنَ القُرآنِ کَالبَیتِ الخَرِبِ .
قلبی که در آن چیزی از قرآن نباشد، هم چون خانه ویران است .
کشف الاسرار میبدی 7/405
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
اَفضَلُ العِبادَةِ قَراءَةُ القُرآنِ .
برترین عبادت، خواندن قرآن است مجمع البیان 1/15
قال رسول الله صلی الله علیه وآله :
نَوِّروا بُیوتَکُم بِتِلاوَةِ القُرآنِ .
خانه های خود را با تلاوت قرآن نورانی کنید .
اصول کافی 2/610
فی وَصیَّةِالنَّبیِّ لِعَلٍّی عَلَیهِما وَ آلِهِمَا السَّلام :
وَ عَلَیکَ بِتِلاوَةِالقُرآنِ عَلی کُلِّ حالٍ .
از وصایای پیامبراکرم(ص) به حضرت علی (ع) این است که :
« یا علی! برتو باد که در همه حال قرآن تلاوت کنی. »
اصول کافی 7/79
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
مَن کانَ القُرآنُ حَدیثَهُ وَ المَسجِدُ بَیتَهُ، بَنَی اللهُ لَهُ بَیتًا فِی الجَنَّةِ .
هر که قرآن سخنش باشد و مسجدخانه اش، خداوند برای او خانه ای در بهشت بنا کند .
امالی صدوق /405
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
اِنَّ هذِهِ القُلوبَ لَتَصدَاُ کَما یَصدَاُ الحَدیدُ وَ اِنَّ جِلاءَها قِراءَةُ القُرآنِ .
براستی این قلبها زنگار می گیرد، همان طور که آهن زنگار می گیرد، جلای قلب ها قرائت قرآن است . ارشاد القلوب / 78
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
اِذا اَحَبَّ اَحَدَکُم اَن یُحَدِّثَ رَبَّهُ فَلیَقرَءِ القُرآنَ
هرگاه یکی از شما دوست بدارد با پروردگارش سخن بگوید، قرآن بخواند .
کنزالعمال 1/510
قال علی علیه السلام :
اَلبَیتُ الَّذی یُقرَآُ فیهِ القُرآنُ وَ یُذکَرُ اللهُ – عَزَّ وَ جَلَّ – فیهِ تَکثُرُ بَرَکَتُهُ وَ تَحضُرُهُ المَلائِکةُ وَ تَهجُرُهُ الشَّیاطینُ .
خانه ای که در آن قرآن خوانده شود و خدا را به یاد آرند، برکتش فزونی یابد و فرشتگان به آن خانه درآیند و شیاطین از آن دوری جویند . اصول کافی 2/610
قال الصادق علیه السلام :
اَلقُرآنُ عَهدُ اللهِ اِلی خَلقِهِ فَقَد یَنبَغی لِلمَرءِ المُسلِمِ اَن یَنظُرَ فی عَهدِه وَ اَن یَقرَأَ مِنهُ فی کُلِّ یَومٍ خَمسینَ آیَةً .
قرآن پیمان خداوند است با بندگانش، شایسته آن است که انسان مسلمان در پیمان خود نظر کند و هر روز پنجاه آیه از آن را بخواند . اصول کافی 2/609
قال الصادق علیه السلام :
ثَلاثَةٌ یَشکُونَ اِلَی اللهِ ـ عَزَّ وَجَلَّ ـ مَسجِدٌ خَرابٌ لا یُصَلّی فیهِ اَهلُهُ وَ عالِمٌ بَینَ جُهّالٍ وَ مُصحَفٌ مُعَلَّقٌ قَد وَقَعَ عَلَیهِ الغُبارُ لا یُقرَاُ فیهِ
سه گروه نزد خدا شکایت می برند : مسجد ویرانی که مردم در آن نماز نخوانند، عالمی که بین جاهلان تنها بماند و قرآن رها شده و غبار گرفته ای که خوانده نمی شود.
اصول کافی 2/613
قال الصادق علیه السلام :
قِراءَةُ القُرآنِ فِی المُصحَفِ تُخَفِّفُ العَذابَ عَنِ الوالِدَینِ وَ لَو کانا کافِرَینِ
خواندن قرآن از روی آن، عذاب را از والدین سبک می سازد ؛ اگر چه آن دو کافر باشند .
اصول کافی 2/613
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
لِکُلِّ شَیءٍ حِلیَةٌ وَ حِلیَةُ القرآنِ الصَّوتُ الحَسنُ
هرچیزی را زیوری باشد و زیور قرآن صدای خوش است.
اصول کافی 2/615
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
مَن اَرادَ عِلمَ الاَوَّلینَ وَالآخَرینَ، فَلیُثَوِّرِ القُرآنَ
هر که علم اولین و آخرین را می خواهد، باید آن را در قرآن بجوید.
کنزل العمال ج1 ص548
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
قارِئُ القُرآنِ وَ المُستَمِعُ فِی الأَجرِ سَواءٌ
قاری قرآن و گوش کننده آن درپاداش مساوی هستند.
مستدرک الوسائل 4/ 261
قال علی علیه السلام :
اَلا لا خَیرَ فی قِراءَةٍ لَیسَ فیها تَدَبُّرٌ .
آگاه باشید در قرآن خواندنی که تدبر در آن نباشد، خیری نیست .
اصول کافی 1/36
.jpg)
موسسه فرهنگی و قرآنی،قرآن من در راستای ترویج و اشاعه فرهنگ دینی ، قرآنی دارای اهداف گوناگون و راهکارهای جدید را راستای این مهم می باشد.
اهم اهداف و فعالیت های موسسه:
1- ترویج و انجام کلاسهای حفظ قرآن به صورت دوره ای در آینده
2-طراحی و انجام طرح های گرافیکی با استفاده از هنر و کارایی کاربران
3-انجام ختم قرآن به صورت دوره ای با استفاده از داوطلبان گرامی
4- موضوع بندی دقیق مطالب و قرار دادن مطالب در زیر شاخه های گوناگون
5- در آینده اجرای طرح خادمان قرآن به صورت ثبت نام در وبلاگ
6-طرح کتابت قرآن کریم برای حضور در نمایشگاههای قرآن
7- و...
موسسه قرآن با هدف اشاعه فرهنگ قرآن،کمک به حفظ و ترویج فرهنگ اسلامی و... شکل گرفته است. هدف این موسسه با کمک افراد داوطلبی که به هدف موسسه اعتقاد دارند اداره می گردد.
** هدف اصلی ما با توکل به خداوند رحمان برای انجام ماموریت سخت ولی در عین حال شیرین مد نظر می باشد.
**اعتماد مردم به موسسه بزرگترین و ارزشمندترین سرمایه ماست.
**تبلیغ در موسسه تنهابه منظور توسعه فعالیتها و درجهت دستیابی به اهداف مندرج در اساسنامه مبنی بر ارائه خدمات هرچه بهتر به یاورخواهان می باشد