الهام - به به، چه وبلاگ خوشگلی داری! حتما حتما به من سر بزن. اگه از من خوشت اومد لینکم کن. منتظر حضور گرمت هستم ... - دوشنبه 08 دی 1404
شميــم عطــر رحــمان است قرآن
بــــود روشــنــــــگــــــر راه ســــعــادت
چــو خــورشيد فـروزان است قرآن
بــــه گــلـــزارش خـــزان راهــــي ندارد
بــهــاران در بـــهــاران اســت قرآن
صفــــاي بــوستــــان آسمــانـــي است
شكـــوه بــــاد رضـــوان است قرآن
رهــــانــــد از جـــهــــالـــــت آدمــــي را
فــروغ عـلــم و ايــمــان است قرآن
طــــراوت بــخش روح مــومــنــان است
بــه جسـم عارفان جان است قرآن
بـــه صــدق و راســتــي همــتــا نــدارد
رفيــقــي نــيــك پـيمان است قرآن
بــســــوزد خــرمــن شــرك و ريــــــا را
چــو كــوه آتـش افشان است قرآن
نــهان در سينه ها و ســر عشـق است
كــليــد گنــج عــــرفــان است قرآن
بــــود مـعــجــز رســول هــاشــمــي را
كـه در شأنش ثنا خوان است قرآن
طبــيــب دردهـــــاي بــــي دوا اوســت
بــه جــان خسته درمان است قرآن
تــسلــي بــخش دلــهاي غــميـن است
چــراغ شــام حــــرمـان است قرآن
در آن سامان كه سامان نيست كس را
پــنــاه هــــر مسـلمــان است قرآن
بــه حــشر و سنــجش ميــزان اعـــمال
يقين مي دان كه ميزان است قرآن
بــــراتي وصــف قــرآن چـون توان گفت
همــي گــويد كــه قرآن است قرآن
سحـــر عطــــر اذان پـــاشيد هــــر سـو
بـــه روي جـــانمــــازي از گــــل ســــرخ
نمـــــاز صبـــــح مــــيخــــوانــد پـرستو
نشستــه قطــــــرههــــاي روشــــن آب
بــــــه روي گـــــونـــههـايش مثل شبنم
دو چشمش آسمــاني خيس و ابريست
كـــه ميبــــارد از آن بـــــاران نــــمنـــم
گــــــل قـــــــرآن ميـــــان دستهـــــايش
گلـــــي بـــــا برگهــــاي سبـــــز و زيبــا
پـــــرستو زيـــــر لــب مــيخـوانـــد آرام
دوبـاره ســورههــــاي كوچكش را
افتتاح دفتر حي قديم
هست بسم الله الرَّحمن الرَّحيم
مبدع ديباچة اُمُّ الكتاب
منشأ مجموعة فصلُ الخطاب
مطلع انوار فرقاني است اين
مجمع اسرار قرآني است اين
هر چه در قرآن خفيّه واضحه
مجتمع آمد همه در فاتحه
هر چه در سبعُ الْمَثاني منطوي است
بسمله بر جمله طَرّا محتوي است
هر چه اندر بسمله شد مندرج
حرفِ با بر جمله آمد مندمج
هر چه اندر با است ز انوار هدي
كُلُه في نُقْطَةٍ هِيَ تحت باء
استاد علامه طباطبايى (ره)
1- انسان در زندگى ابتدائى خويش كه دنيوى و موقتى است مانند يك حبابى خيمه هستى خود را روى درياى بيكران ماده زده در همه فعاليتهائى كه در مسير وجود ميكند سر سپرده امواج خروشان ايندرياىبيكران است و سر و كار با ماده دارد.
حواس بيرونى و درونيش بماده و ماديات مشغول و افكارش نيز پاى بند معلومات حسىاش ميباشد، خوردن و آشاميدن و نشستن و برخاستن و گفتن و شنودن و رفتن و آمدن و جنبيدن و آرميدن و بالاخره همه فعاليتهاى زندگى را روى ماده انجام ميدهد و فكرى جز اين ندارد.
و گاهى كه پارهاى از معنويات را مانند دوستى و دشمنى و بلندى همت و بزرگى مقام و نظائر آنها تصور ميكند، اكثريت افهام آنها را بواسطه مجسم ساختن مصداقهاى مادى در نظر تصور ميكنند چنانكه شيرينى پيروزى را با شيرينى قند و شكر و جاذبه دوستى را با كشش مغناطيس و بلند همتى را با بلندى مكان يا جاى يكى از ستارگان و بزرگى مقام را با بزرگى كوه يا نظير آن حكايت مينمايند.
در عين حال افهام در توانائى درك و تفكر معنويات كه از جهانى وسيعتر از ماده ميباشند مختلفند و مراتب گوناگون دارند، فهمى است كه در تصور معنويات هم افق صفر است و فهمى است كه كمى بالاتر از آن مىباشد و بهمين ترتيب تا برسد به فهمى كه با نهايت آسانى وسيعترين معنويات غير مادى را درك ميكند.
و در هر حال هر چه توانائى فهمى در درك معنويات بيشتر باشد بهمين نسبت تعلقش بجهان ماده و مظاهر فريبندهاش كمتر و همچنين هر چه تعلق كمتر توانائى درك معنويات بيشتر مىباشد، و با اين وصف افراد انسان با طبيعت انسانى كه دارند همگى استعداد اين درك را دارند و اگر استعداد خود را ابطال نكنند قابل تربيتند.
2-از بيان گذشته اين نتيجه بدست ميآيد كه معلومات هر يك از مراتب مختلف فهم را بمرتبه پائينتر از خود نميشود تحميل كرد و گرنه نتيجه معكوس خواهد داد و مخصوصا معنوياتى كه سطحشان از سطح ماده و جسم بسى بالاتر است اگر بىپرده و پوست كنده بفهم عامه مردمكه از حس و محسوس تجاوز نميكند تحميل شود بكلى ناقض غرض خواهد بود.
اينجا بعنوان نمونه مذهب و ثنيت را ميتوان ذكر نمود:كسى كه با تامل عميق در بخش او پا نيشاد و يداى هندى دقت كند و همه اطراف سخنان اين بخش را پائيده برخى را با برخى تفسير كند خواهد ديد كه هدفى جز توحيد خالص و يگانه پرستى ندارد ولى متاسفانه چون بىپرده و لفافه بيان شده وقتى كه نقشه توحيد خداى يگانه كه در او پا نيشادها تنظيم شده در سطح افكار عامه پياده ميشود جز بتپرستى و اعتراف بخدايان بسيار از آب در نميآيد.
پس در هر حال اسرار ماوراء طبيعت و ماده را بپاى بندان عالم ماده در پس پرده بايد گفت.
قرآن کريم انسان ها را به درستي و راستي و عمل به وعده خودشان دعوت نموده است.

در بسياري از آيات خداوند از مسلمانان خواسته تا اگر وعده اي به برادر ديني خود دادند به وعده و عهد خود عمل نمايند. يکي از مواردي که در جهان آخرت از انسان ها سئوال ميشود عهد و وعده هايي است که به انسان ها دادهاند.
در سوره اسراء آيه 34 آمده است: "و اوفوا بالعهد انّ العهد کان مسؤولاً" به عهد خويش وفا نماييد که البته از عهد و پيمان سئوال مي شود.
وفاي به عهد از نشانه هاي ايمان است و خداي منان بدان بسيار سفارش کرده است. امام صادق (ع) مي فرمايد: "عده المومن أخاه نذرٌ لا کفّاره له، فمن أخلف فبخلف الله بدأ و لمقته تعرّض" وعده مومن به برادر (ديني) خود نذري است که کفاره ندارد. پس هر که به آن وفا ننمايد، وعده با خداوند را نقض کرده و خود را به غضب او دچار ساخته است.
يادگيري عمل به پيمان و عهد خود از دوران کودکي و از طرف والدين آغاز مي شود.
يکي از نمودهاي بارز عدالت در مورد فرزندان، عمل کردن به وعده هايي است که پدر و مادر به آنان مي دهند.
در شان و منزلت والدين نيست که وعده خود به فرزندانشان را جامه عمل نپوشانند.
عمل به وعده، آثار بسيار نيکو و مثبتي بر فرزند و خانواده دارد. وفا به عهد باعث اعتماد، محبت، تحکيم روابط خانوادگي، حفظ حيثيت و تحکيم مباني تربيتي مي شود.
در اين باره از رهبران و پيشوايان ديني احاديث وافري وجود دارد.
کتاب «مباني تربيت از ديدگاه قرآن» كتابي است كه به تبيين نوع نگرش و رويکرد قرآن کريم درباره انسان و شئون وجودي و ويژگيهاي رواني او و بررسي مباني تربيت ديني پرداخته است. اين كتاب كه تاليف آقاي محمد بهشتي است، در پنج فصل به شرح ذيل نگارش يافته است:
در فصل اول واژهها و مفاهيم و اصطلاحات مربوط به اين بحث به منظور سازواري واژهها در کاربردها و ايجاد زبان واحد براي تفاهم و تعامل تبيين شده است و از اين رهگذر به تعريف مباني از منظر لغت و از نگاه عالمان تعليم و تربيت اشاره شده و براي بازشکافت اين اصطلاح به تجزيه و تحليلي در اين واژگان و نيز به اقسام مباني اشاره شده است. آن گاه واژه تربيت و تزکيه ريشه يابي شده و موارد کاربرد آنها در قرآن کريم مورد توجه قرار گرفته و سپس به حقيقت تربيت قرآني اشاره شده است.
فصل دوم به مباني انسان شناختي تربيت از منظر قرآن کريم اختصاص يافته است. در اين راستا از انسان، ساختار، ويژگيها، قابليتها و شئون وجودي او سخن رفته و مباني ذيل از منظر قرآن کريم مورد بررسي قرار گرفته است: انسان موجودي دوساحتي؛ پيوند روح و بدن؛ اصالت روح؛ جاودانگي؛ فطرت؛ عقل؛ عواطف؛ ذوق هنري؛ تأثيرگذاري؛ اختيار؛ اجتماعي بودن؛
عزت خواهي؛ مکانت و کرامت؛ کمالجويي.
فصل سوم مربوط به مباني هستي شناسي تربيت از منظر قرآن کريم است. اين مباني عبارتند از: وابستگي و نياز؛ هدايت يافتگي؛ نظم و قانونمندي؛ هدفمندي؛ شعور و آگاهي؛ آيت بودن؛ گستره بيکران هستي؛ عوالم هستي؛ رابطه خدا با جهان هستي؛ نظام تدبير جهان؛ هستي براي انسان؛ سنتهاي تربيت ساز؛ پايان پذيري جهان طبيعت؛ نظام اخروي. فصل چهارم اين کتاب به مباني معرفت شناسي تربيت از منظر قرآن کريم اختصاص يافته است. مطالب اين فصل از اين قرار است: تعريف معرفت؛ اهميت و ضرورت معرفت؛ امکان معرفت؛ ابزار معرفت؛ اقسام و انواع معرفت؛ موانع معرفت؛ رابطه معرفت با ايمان و تقوا؛ معرفتهاي مبنايي.
فصل پاياني اين اثر براي تبيين بيشتر اصل ارتباط و نحوه ارتباط مباني تربيت با مسائل تربيتي است، چون ترديدي نيست که عناصر و ساختار نظام تربيتي، برنامهها، اهداف، اصول و روشهاي تربيت اسلامي با مباني تربيت ارتباط دارند و اين مبانياند که مسائل تربيتي را تعيين ميکنند و جهت ميدهند. در اين فصل ارتباط اهداف، اصول و روش هاي تربيتي با مباني تربيت بيان شده است.
از منابع مورد استناد در تدوين اين اثر ميتوان به کتابهاي مجمعالبيان، وسايل الشيعه، تفسيرالصافي، بحارالانوار، المفردات، اسفار اربعه، تفسير برهان، نورالثقلين و التبيان اشاره کرد. اين كتاب به همت انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي منتشر شده است.
انسان از نگاه اسلام مجموعه اي از استعدادهاي بالقوه است که براي به فعليت در آوردن اين استعدادها و تواناييها نيازمند تعليم و تربيت است و آنچه هدف تربيت اسلامي است، حقيقتجويي و حصول رستگاري است که اين مسئله جز از طريق تعلم و تعقل در کنار تزکيه حاصل نميشود و از نگاه اسلام، رشد عقلاني به موازات رشد اخلاقي صورت ميگيرد که به تعبيري اين دو لازم و ملزوم يکديگرند. در اين بين، کودکي يکي از مراحل رشد انساني است که از آغاز تولد شروع ميشود و تا نوجواني و جواني ادامه مييابد. اين مرحله از مراحل همانند دو مرحله ديگر بسيار مهم و اساسي است. نگاهي هر چند سطحي به وضع کودکان و نوجوانان و حتي بزرگسالان در جامعه و نيز بسياري از نقاط جهان، ما را با مسائل و دشواريهاي عظيمي در زمينه روابط اخلاق انساني که ناشي از روشهاي غلط تربيت است آشنا ميکند. بلايي عظيم متوجه جامعه بشري است؛ بلايي که غفلت از آن به قيمت فناي اخلاق تمام ميشود. بهترين شيوه تربيت انسان هم آن است که مبتني بر شناخت همه ابعاد وجودي و همه نيازهاي انسان باشد. خداوند متعال در قرآن کريم در سوره مبارکه اسراء آيه 9 ميفرمايد: «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِيرًا؛ قطعاً اين قرآن به [آيينى] که خود پايدارتر است راه مىنمايد و به آن مؤمنانى که کارهاى شايسته مىکنند مژده مىدهد که پاداشى بزرگ برايشان خواهد بود.»
وقتی حکم محکومیت برای متهمی صادر می شود دادگاه طبق ماده ی 22 قانون مجازات اسلامی می تواند در صورت احراز جهات مخففه ،مجازات های تعزیری و یا بازدارنده را تخفیف دهد و یا تبدیل به مجازات از نوع دیگری نماید که مناسب تر به حال متهم باشد.

وقتی حکم محکومیت برای متهمی صادر می شود دادگاه طبق ماده ی 22 قانون مجازات اسلامی می تواند در صورت احراز جهات مخففه ،مجازات های تعزیری و یا بازدارنده را تخفیف دهد و یا تبدیل به مجازات از نوع دیگری نماید که مناسب تر به حال متهم باشد.

تخفیف دهد مثل اینکه شخص متهم به 30 سال زندان محکوم شده ولی به جهت دارا بودن یکسری شرایط به 20 سال زندان تبدیل می شود و یا تبدیل به مجازات از نوع دیگر مثل اینکه شخصی متهم شده به حکم اعدام ولی به جهت دارا شدن یکسری شرایط مجازات او تبدیل به مجازات دیگری می شود که نسبت به اولی خفیف تر است مثل تبدیل حکم اعدام به حبس ابد.
جهات مخففه چیست که در صورت بودن آنها دادگاه تخفیف قائل می شود؟
طبق ماده ی 22 قانون مجازات اسلامی
1- گذشت شاكی یا مدعی خصوصی
2- اظهارات و راهنمایی متهم كه در شناختن شركاء و معاونان جرم و یا كشف اشیایی كه از جرم تحصیل شده است موثر باشد
3- اوضاع واحوال خاصی كه متهم تحت تاثیرآنها مرتكب جرم شده است از قبیل: رفتار و گفتار تحریك آمیز مجنی علیه , یا وجود انگیزه شرافتمندانه در ارتكاب جرم
4- اعلام متهم قبل از تعقیب ویا اقرار او در مرحله تحقیق كه موثر در كشف جرم باشد
5- وضع خاص متهم و یا سابقه او
6- اقدام یا كوشش متهم به منظور تخفیف اثرات جرم وجبران زیان ناشی از آن
سوالی که پیش می آید این است که برای چه محکومیت هایی می شود تقاضای تخفیف مجازات کرد؟
به استناد ماده ١٠ آیین نامه كمیسیون عفو و بخشودگی , تقاضا و پیشنهاد عفو و تخفیف برای محكومیت ذیل پذیرفته می شود:
١ ـ كلیه محكومیتهای اعدام (به استثناء قصاص نفس ) حبس و جزای نقدی و شلاق كه از ناحیه مراجع قضایی (دادگاههای عمومی ـ انقلاب ـ نظامی ـ ویژه روحانیت) و قانونی صادر شده است.
٢ـ كلیه محكومیتهای محرومیت از حقوق اجتماعی و یا اقامت و یا ممنوعیت از اقامت در محل معین.
٣ـ كلیه محكومیتهای تكمیلی و تبعی صادره از مراجع قضایی و قانونی.
٤ـ كلیه محكومیتهای اضافی خدمت سربازی و یا تنزیل درجه پرسنل نیروهای مسلح
تبصره ١ـ در مورد احكام اعدام (به استثناء قصاص نفس) چنانچه پس از صدور حكم قطعی محكوم به اعدام و یا خانواده وی درخواست عفو نماید حسب مورد رئیس هیات یا دادستان موظف به ارسال تقاضای محكوم علیه و پرونده مربوط با اظهار نظر صریح به ریاست كمیسیون عفو می باشند. كمیسیون عفو فوراً در وقت فوق العاده و حداكثر تا دو ماه از تاریخ دریافت تقاضا در خصوص مورد رسیدگی نموده و اعلام نظر می نماید, اجرای احكام تا اعلام نتیجه , به وسیله رئیس كمیسیون عفو به تاخیر خواهد افتاد.
تبصره٢ـ در صورت موافقت با عفو محكوم به اعدام كمیسیون حق ندارد بیش از دو درجه تخفیف برای وی منظور ومجازات را كمتر از ١٥ سال حبس تعیین نماید مگر بنا به فرمان مقام معظم رهبری.
تبصره٣ـ برای محكومانی كه تقاضای آنان از طرف كمیسیون عفو رد شده است پیشنهاد مجدد عفو در صورتی بلامانع است كه علت رد منتفی شده باشد.
در بالا گفتیم تخفیف چیست؟ و به چه مجازاتهایی تعلق می گیرد و جهات مخففه چیست ولی باید گفت در زندان برنامه های فرهنگی و قرآنی برگزار می شود که تاثیرات مثبتی بر زندانیان دارد و بخشی از آزادی های مشروط و مرخصی ها ی اعطایی به زندانیان بر اساس مشارکت در این امور تربیتی و فرهنگی است.
اینکه در عنوان و نام سازمان زندان عنوان تربیتی قید شده است بی جهت نیست.
در ماده ٢٠٨ آیین نامه اجرایی سازمان زندانها به زندانیان كه در مدت تحمل كیفر در زمینه حفظ و درك مفاهیم قرآن كریم و نهج البلاغه فراگیری احكام واعتقادات دینی , فعالیت های آموزشی , فرهنگی , هنری و ورزشی توفیقاتی بدست آوردند به تشخیص مسئول فرهنگی و موافقت رئیس زندان به ترتبیب زیر مرخصی تشویقی اعطاء خواهد شد. الف ـ برای حفظ هر جزء از قرآن كریم هفت روز ب ـ برای قبولی در هر دوره نهضت سواد آموزی و سایر موارد فوق الذكر پنج روز..
حفظ قرآن یکی از شرایط تخفیف حکم و یا عفو محسوب می شود ، حفظ قرآن از جمله امتیازاتی است که افراد با جرایم مختلف می توانند از آن استفاده کنند اما این امر ابتدا برای عفو باید در کمیسیون عفو استان و کشور بررسی شود پس از آن در صورت وجود شرایط مناسب به رئیس قوه ی قضائیه ارجاع می شود و در نهایت حکم نهایی در پایان باید به تایید رهبری برسد
مثلا در سال گذشته 16 زندانی مواد مخدر که به اعدام محکوم شده بودند با حفظ و فراگیری تمام یا نیمی از قرآن با تخفیف مجازات مواجه شده و از اعدام نجات یافتند.
البته این تخفیف مجازات به شرط حفظ قرآن کریم در کشورهای دیگر از جمله امارات نیز اجرا می شود.
قرآن کتاب هدایت است و خداوند خودش در کتابش وعده هدایت داده. فراگیری آیات الهی و درک مفاهیم قرآنی قطعا راهگشا و آرامش بخش است و چه خوب که زندانیان در زمان سپری کردن مجازات در زندان مانوس با این آیات شوند که قطعا راهنمای آنهاست.