رحمت الهی در مقابل پاکدامنی یوسف نبی
اگر شما به سراغ تقوا بروید ما نیز رحمت خود را به شما نازل مىكنیم و یوسف در واقع پاداش پاکدامنی و تقوای خود را گرفت و البته سنّت خداوند، رحمت و عزّت بخشى به افراد پاكدامن و باتقواست.
در قرآن داستان هایی از انبیاء و پیامبران ذکر شده که نشان می دهد آنها از درگاه الهی طلب رحمت می کردند و این رحمت واسعه شامل حال آنها شده است.
در این نوشتار به بررسی مواردی می پردازیم:
نتیجه دورى از شرك و مشركان، رحمت الهی است
فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ كُلاًّ جَعَلْنا نَبِیًّا (مریم ـ 49) وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِیًّا (مریم ـ 50)
چون ابراهیم از مشركان و از آنچه به جاى خدا مىپرستیدند كناره گرفت، ما اسحاق و (فرزندش) یعقوب را به او عطا كردیم و همه را پیامبر قرار دادیم. و از رحمت خویش به آنها عطا كردیم و براى آنان (در میان مردم) نام بلند و نیكو قرار دادیم.
قرآن مىگوید:" هنگامى كه ابراهیم از آن بتپرستان و از آنچه غیر از اللَّه مىپرستیدند كنارهگیرى كرد، گرچه مدت زیادى طول كشید كه خداوند اسحاق و سپس یعقوب (فرزند اسحاق) را به ابراهیم داد ولى به هر حال این موهبت بزرگ، فرزندى همچون اسحاق و نوهاى همچون یعقوب كه هر یك پیامبرى عالی مقام بودند، نتیجه آن استقامتى بود كه ابراهیم علیه السلام در راه مبارزه با بت ها و كنارهگیرى از آن آئین باطل از خود نشان داد.
علاوه بر این،" ما به آنها از رحمت خود بخشیدیم" رحمت خاصى كه ویژه خالصین و مخلصین و مردان مجاهد و مبارز راه خدا است.
ابراهیم علیه السلام از ستاره و ماه و خورشید دل برید، به خدا رسید. عموى منحرف را رها كرد، خود براى همهى مردم پدر شد. عمو با او قهر كرد امّا خدا به او لطف كرد. براى خدا كنارهگیرى كرد، شهره آفاق شد. از خانه بتها فرار كرد، سازنده خانه توحید شد. جانش را در راه خدا تسلیم كرد، آتش بر او گلستان شد. فرزند را براى ذبح آماده كرد، جان به سلامت برد و سنّت قربانى در جایگاهش واجب شد. تا اواخر عمر بىفرزند، ولى راضى بود، در پایان عمر، نبوّت در دودمانش قرار گرفت. در خلوتترین مكانها كعبه را ساخت، پرجاذبهترین مناطق زمین شد.
در بیابان، تنهاى تنها فریاد زد، از تمام زمین، لبّیكگو رسید. كودك تشنهى خود را رها كرد، آب زمزم، براى همیشه جارى شد. در برابر تهدید عموى بتپرستش سلام كرد، خداوند به او سلام فرستاد. همه با او دشمنى كردند، خدا او را خلیل خود دانست.
او یك نفر بود، اما امروز همه مكتبهاى آسمانى، خود را ابراهیمى مىدانند و این جاودانگی نام نیک اوست.
در روایتى از امیر مۆمنان على (علیه السلام) مىخوانیم: " خاطره خوب و نام نیكى كه خداوند براى كسى در میان مردم قرار دهد ، از ثروت فراوانى كه هم خودش بهره مىگیرد و هم به ارث مىگذارد بهتر و برتر است" (اصول كافى (طبق نقل تفسیر نور الثقلین جلد 3 صفحه 339)
اینها برخی از مصادیق رحمت الهی بر ابراهیم بود که خلاصه وار برشمردیم.
و می توانیم از آنها نتیجه بگیریم که:
**اگر غیر خدا را رها كنیم، امدادهاى الهى مىرسد.
**هم از گناهكار جدا شویم و هم از گناه، زیرا كنارهگیرى از منحرفان، زمانى مۆثر است كه با كنارهگیرى از انحراف همراه باشد.
**یك حركت الهى از یك پدر بزرگ، نسلى را در رحمت الهى غرق مىكند.
** هر كس، هر چه دارد از خداست.
** رحمت خداوند به قدرى وسیع است كه انبیاء هر چه دریافت مىكنند، تنها گوشهاى از آن است.
**محبوبیّت و خوش نامى، از الطاف الهى است. (مقام ابراهیم به جایى رسید كه همهى مشركان و یهودیان و مسیحیان مىگفتند: ابراهیم از ماست.)