الهام - به به، چه وبلاگ خوشگلی داری! حتما حتما به من سر بزن. اگه از من خوشت اومد لینکم کن. منتظر حضور گرمت هستم ... - دوشنبه 08 دی 1404
حبط اعمال یعنی چه؟

مقدمه
یکی از مسایلی که پیرامون رابطه ایمان و عمل صالح با سعادت اخروی، و متقابلاً، رابطه کفر و عصیان با شقاوت ابدی، مطرح میشود این است که: آیا رابطه هر لحظه ایمان یا کفر با نتیجه اخروی آن، و همچنین رابطه هر کار نیک و بد، با پاداش و کیفرش قطعی و ثابت و تغییرناپذیر است یا قابل تغییر میباشد؟ مثلاً آیا میتوان اثر گناهی را با کار نیکی جبران کرد یا بالعکس، اثر کار نیکی را با گناهی از بین برد؟ و آیا کسانی که بخشی از عمر خود را با کفر و عصیان، و بخش دیگری را با ایمان و اطاعت سپری کردهاند، مدّتی گرفتار کیفر و مدّتی دیگر برخوردار از پاداش خواهند بود، یا حاصل جمع جبری آنها، تعیین کننده خوشبختی یا بدبختی انسان در جهان جاودانی است؟
این مسأله در واقع، همان مسأله حبط و تکفیر است.1
معانی لغوی و اصطلاحی واژه حبط:
"حبط" در لغت به معنای باطل شدن است: "أحْبَطَ عَمَلَه: أَبطَلَه" عمل او را حبط کرد. یعنی باطل و بیاثر کرد.2 و در اصطلاح: "از بین رفتن پاداش عمل نیک، به دنبال گناهی که در پی آن عمل، انجام گرفته است."3 حبط در قرآن نیز به همین معنی استعمال شده است. "لئِنْ أشْرَکْتَ لَیَحْبَطنَّ عَمَلُکَ وَلَتَکوُنَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ"4 اگر شرک ورزی حتماً اعمالت باطل و تباه خواهد شد و مسلّماً از زیانکاران خواهی بود.
علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان، واژه حبط را "عمل بی اجر" معنا کردهاند5 و در جایی دیگر به معنای "باطل شدن عمل و از تأثیر افتادن آن" به کار بردهاند و افزوده اند که واژه حبط در قرآن جز به "عمل" نسبت داده نشده است.6
اعمالی که باعث حبط اعمال میشوند
خداوند علیم و قدیر مانند همه عقلا، کارهای نیک را جدا محاسبه میکند و پاداش میدهد و کارهای بد را نیز جداگانه کیفر میدهد؛ مگر بعضی از گناهان که باعث قطع کامل بنده از بندگی میشود که قرآن و روایات این اعمال را: کفر، شرک، قتل انبیا و اولیا، بیحرمتی و انکار آیات انبیا و اولیا از روی عناد، لجاجت، تعصّب، حسد، و انکار آخرت، معرفی کرده است.
"لئِنْ أشْرَکْتَ لَیَحْبَطنَّ عَمَلُکَ وَلَتَکوُنَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ"اگر شرک ورزی حتماً اعمالت باطل و تباه خواهد شد و مسلّماً از زیانکاران خواهی بود. علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان، واژه حبط را "عمل بی اجر" معنا کردهاند و در جایی دیگر به معنای "باطل شدن عمل و از تأثیر افتادن آن" به کار بردهاند و افزوده اند که واژه حبط در قرآن جز به "عمل" نسبت داده نشده است
استاد شهید مطهری پیرامون یکی از این آفتها مینویسد:
"یکی دیگر از آن آفات، "جحود" به معنی ستیزهگری. با حقیقت است؛ یعنی آدم، حقیقت را درک کند و در عین حال با آن مخالفت کند. به عبارت دیگر، فکر و اندیشه به واسطه دلیل و منطق تسلیم گردد و حقیقت از نظر عقل و چراغ اندیشه روشن گردد، امّا روح و احساسات خودخواهانه و متکبّرانه سرباز زند و تسلیم نشود. روحِ کفر، ستیزه جویی و مخالفت با حقیقت، در عین شناخت حقیقت است... کافر از آن جهت کافر خوانده شده است که حالت عناد و انکار در عین ادراک کشفِ حقیقت در او هست و همین حالت است که موجب حبط است و آفت عمل خیر به شمار میرود."7
علت حبط اعمال

ممکن است انسانی، عمل نیکی را با همه شرایط صحت انجام دهد، اما همین انسان نیکوکار، در برابر یکی از اصول دین، لجاجت و عناد ورزد. در این صورت، آن عمل نیک به واسطه این عناد و لجاجت یا انحرافِ دیگر، از بین میرود و به خاطر آفتزدگی، پوچ و تباه میگردد؛ همچون بذری سالم که در زمین مساعد پاشیده میشود و حاصل هم میدهد، ولی قبل از این که مورد استفاده قرار گیرد دچار آفت میگردد و ملخ یا صاعقه آن را نابود میسازد.
قرآن کریم این آفتزدگی را "حبط" مینامد که اختصاص به کفار هم ندارد و ممکن است اعمال نیک مسلمانان نیز دچار حبط شود. ممکن است یک مسلمان، برای خدا به نیازمندی صدقه بدهد و صدقه او قبول شود؛ ولی بعد آن را با منّت گذاشتن یا نوعی آزار روحی نابود و تباه گرداند.8
همانطور که در این آیه کریمه آمده است: "یا أَیهَا الذَّینَ آمَنوا لاتُبطِلوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمنِّ وَالاَذی"9 ای مؤمنان، صدقههای خود را با منت نهادن و آزار رساندن، باطل نکنید.
پی نوشت ها:
1) مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، جلد 3، قم، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، 1373، ص 152.
2) لویس معلوف، المنجد فی اللغة، قم، انتشارات اسماعیلیان، 1365، ص 114 و راغب اصفهانی، مفردات، قم، انتشارات اسماعیلیان، ص 105.
3) استاد سبحانی، جعفر، الهیات، قم، انتشارات اسلامی، 1415 ه. ق، ص 657.
4) زمر، 65.
5) علامه طباطبائی، محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج 13، قم، انتشارات اسلامی، ص 548.
6) همان، جلد 2، ص 250.
7) استاد شهید مطهری، مرتضی، عدل الهی، قم، انتشارات صدرا، 1374، ص 292 - 293.
8) همان، ص 289 - 290.
9) سوره بقره، آیه 264.
مفهوم حبط و کلمه حبط به معناى باطل شدن عمل، و از تأثیر افتادن آن است، در صحاح اللغة آمده است: ”حبط عمله حبطا بطل ثوابه ”عملش حبط شد؛ یعنی ثواب آن از بین رفت،[1] هم چنین در المصباح المنیر آمده ”حبط العمل حبطا … فسد و هدر”[2]؛ عملش حبط شد؛ یعنی عمل فاسد و تباه شد.

احباط و تکفیر در قرآن و روایات از گناهانی که موجب از بین رفتن اعمال نیک و پسندیده می شود، تعبیر به حبط اعمال و بطلان آن شده است، از این رو، به بیان موارد و مصادیق آن در قرآن و روایات و در ادامه به بیان اهمیت حفظ اعمال نیک، می پردازیم.
در قرآن و روایات برخی از اعمال ناپسند سبب حبط و از بین رفتن اعمال پسندیده و خوب معرفی شدند که به ترتیب در قرآن و روایات آن را بررسی می کنیم.
الف. حبط در قرآن:
واژه حبط و مشتقّات آن شانزده مورد در قرآن آمده است که در آنها اعمالی را که سبب تباهی و از بین رفتن عمل خوب می شود، ذکر شده است و ما به چند مورد آن اشاره می کنیم:
1 - کفر و شرک
الف. ”مَنْ یَکْفُرْ بِالْإیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ”؛[3] ”هر کس به ایمان (دین اسلام) کافر شود عمل او تباه شده و در آخرت از زیان کاران خواهد بود”
ب. ”ما کانَ لِلْمُشْرِکینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدینَ عَلى أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِی النَّارِ هُمْ خالِدُون”؛[4] ”مشرکان را شایسته نیست که مسجدهاى خدا را آباد کنند در حالى که بر کفر خودشان شاهد هستند، آن گروه اعمالشان تباه شده و آنها در آتش ماندگارند”.
در این دو آیه به صراحت شرک و کفر را موجب تباه شدن اعمال مشرکین و کفار می داند.
2 - نفاق
”وَ یَقُولُ الَّذینَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذینَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرین”؛[5] ”آنها که ایمان آوردهاند مىگویند: ”آیا این (منافقان) همان ها هستند که با نهایت تأکید سوگند یاد کردند که با شما هستند؟!(چرا کارشان به این جا رسید؟!) (آرى،) اعمالشان نابود گشت، و زیان کار شدند”.
در دعاهایى كه از معصومان رسیده است نیز مسأله ((حبط اعمال ))، مطرح شده است . در بعضى از آنها از گناه یا گناهانى كه موجب ((حبط اعمال )) مى گردد به خدا پناه برده شده و گاهى از آنها توبه و استغفار و طلب بخشش شده است .

در برخى از آنها از گناه خاصى مثل عجب و منت گذاردن نیز، سخن به میان آمده و از خداوند متعال خواسته شده كه این گناهان موجب فاسد گشتن عبادت و اعمال خیر نگردد.
1- از گناهى كه موجب حبط عمل مى گردد به خدا پناه برده شده است :
امیر مۆمنان علیه السّلام فرمود:
((اللّهمَّ و اعوذبك ...من الذَّنب المحبط للاْ عْمال ))
((بار خدایا! از گناهى كه موجب ((حبط اعمال )) مى گردد به تو پناه مى برم ))
همچنین در جاى دیگر آمده است :
((...اعوذ بك ان اعمل ذنبا محبطا لا تغفره ابدا...))
((خدایا! از انجام دادن گناهى كه حبط كننده اعمال است و مورد مغفرت تو قرار نمى گیرد، به تو پناه مى برم ))
2- طلب آمرزش از گناهانى كه عمل را حبط مى كنند:
((...واغفرلى الذُّنوب الَّتى تحبط العمل ...))
((بار خدایا! آن گناهانى كه عمل را ((حبط)) مى كند بر ما ببخشا))
امام چهارم علیه السّلام در دعاى مكارم الاخلاق از خدا، چنین درخواست مى كند: ((خداوندا!] عبادتم را به سبب عجب و خودپسندى ، فاسد مگردان و خیر و نیكى براى مردم را به دست من روان ساز و آن را با منت گذاردن تباه مساز))
3- طلب یارى از خداوند در انجام ندادن گناهانى كه حسنات را ((حبط)) مى كند:
در دعاى روز عرفه كه از امام سجادعلیه السّلام رسیده است آمده :
((...و طوِّقنى طوق الاْ قْلاع عمَّا یحْبط الْحسنات و یذْهب بالْبركات ...))
(([بار خدایا!] خوددارى نمودن از آنچه را كه موجب ((حبط)) حسنات و از بین رفتن بركات مى شود، گردنبند و طوق گردنم ساز (هیچ گاه این كنده شدن و خوددارى از این گناهان را از من جدا مساز))
و باز در این دعا آمده است :
((...و لا تحبط حسناتى بما یشوبها من معصیتك ...))
(([بار پروردگارا!] كارهاى نیك مرا به سبب نافرمانى كردن از تو كه با آنها آمیخته مى شود باطل مفرما))
4- دعا جهت فاسد نشدن عبادت به وسیله عجب و كار نیك به واسطه منت نهادن :
امام چهارم علیه السّلام در دعاى مكارم الاخلاق از خدا، چنین درخواست مى كند:
((...و لا تفسد عبادتى بالعجب و اجر للنّاس على یدى الخیر و لا تمحقه بالمنِّ...))
((خداوندا!] عبادتم را به سبب عجب و خودپسندى ، فاسد مگردان و خیر و نیكى براى مردم را به دست من روان ساز و آن را با منت گذاردن تباه مساز.))
منبع :
عمل در ترازوی حق؛ نوشته مصطفی جعفر طیّاری دهاقان
احباط و تکفیر در قرآن و روایات از گناهانی که موجب از بین رفتن اعمال نیک و پسندیده می شود، تعبیر به حبط اعمال و بطلان آن شده است، از این رو، به بیان موارد و مصادیق آن در روایات می پردازیم.

نپذیرفتن ولایت حضرت على علیه السّلام
در روایات متعددى ، مسأله ((ولایت )) مورد تاءكید قرار گرفته و عدم پذیرش آن (به هر نحو كه باشد و به بیانهاى مختلف ) به عنوان عامل ((حبط اعمال )) معرفى شده است :
1 - از امام باقرعلیه السّلام در مورد آیه شریفه (ذلك بانَّهم كرهوا ما انزل اللّه ..(( نقل شده كه فرموده اند:
قوله تعالى : (ذلك بانَّهم كرهوا ما انزل اللّه ...) فى علىّ فاحبط اعمالهم :آنان آنچه را خداوند در مورد حضرت على علیه السّلام نازل كرده بود كراهت داشتند بنابراین خداوند اعمالشان را حبط نمود..
به همین الفاظ با این مضمون ، چند روایت دیگر نیز نقل شده است .
2 - از امام باقرعلیه السّلام درباره آیه (و من یكفر بالاْیمان فقدْ حبط عمله ) نقل شده است كه فرموده اند:
((مراد از ایمان در بطن قرآن ، على علیه السّلام و ولایت اوست ؛ پس هر كه به آن كفر ورزد، اعمالش حبط مى گردد))
در تفسیر آیه شریفه 65 سوره زمر آمده است كه امام صادق علیه السّلام فرموده اند: ((تفسیرها لئن امرت بولایة احدٍ مع ولایة على علیه السّلام من بعدك لیحبطنَّ عملك و لتكوننّ من الخاسرین.))
(( تفسیر آیه چنین است كهاگر در كنار ولایت على علیه السّلام ، ولایت كس دیگرى را فرمان مى دادى ، عملت حبط مى شد))
از ابن عباس نیز نقل شده كه گفته است : ((براى على بن ابى طالب علیه السّلام در كتاب خدا نامهایى است كه مردم آنها را نمى دانند، از جمله به آیه مزبور اشاره مى كند و مى گوید: یكى از اسماى او ((ایمان )) است ))
3-هر كس خدا را بدون ولایت حضرت على علیه السّلام ملاقات كند، عملش ((حبط)) مى شود. از رسول خدا(صل الله علیه و آل وسلم ) نقل شده است : ((و من لقى اللّه عزَّ و جلَّ بغیر ولایتك فقد حبط عمله ))
4- در چند روایت آمده كه پیامبر(صل الله علیه و آل وسلم ) خطاب به حضرت امیرعلیه السّلام فرموده اند: ((لولم ابلِّغ ما امرت به من ولایتك لحبط عملى؛اگر آنچه در مورد ولایت تو ماءمور به آن شده بودم ، ابلاغ نمى كردم ، عملم حبط مى شد))
اصل حبط اعمال، هنگام انجام گناه، تحقق می پذیرد ولی زمان مرگ، حتمی می شود و قطعیت پیدا می کند»
بر اساس این سخن ، توبه صحیح و مقبول، علاوه بر آنکه عقاب گناه را ساقط می کند، مانع از حتمی شدن حبط ثواب نیز می شود.

در مورد رابطه «حبط اعمال» و «توبه» چند پرسش، قابل طرح است از قبیل:
1- اگر کسی بعد از انجام گناهی که باعث حبط اعمال می گردد، پشیمان شود و به صورت صحیح و کامل توبه کند؛ آیا توبه او فقط عقاب و کیفر آن گناه را ساقط می سازد، یا اینکه علاوه بر آن، باعث می شود که ثواب عمل حبط شده نیز باز گردد؟
2- آیا در این باره، بین توبه فوری و توبه تأخیری تفاوتی وجود دارد؟ زیرا گاهی گناهکار، بلافاصله بعد از گناه، توبه می کند و گاهی دیگر، با فاصله و با گذشت زمان، توبه می کند.
3- آیا مقدار تأخیر توبه و فاصله زمانی میان انجام گناه و توبه، در تأثیر آن نقش دارد؟
در مورد این پرسش ها، چند پاسخ ارائه شده است. این پاسخ ها براساس دیدگاه های مختلفی است که در این مساله وجود دارد.
پاسخ اول: توبه، فقط عقاب و کیفر گناه را ساقط می سازد و در خنثی کردن حبط و باز گرداندن استحقاق ثواب نابود شده، هیچ تأثیری ندارد؛ زیرا طاعت پیشین، قابل بازگشت نیست چونکه زمان طاعت (یعنی انجام دادن فعل براساس دستور شرع) سپری شده است و به هیچ وجه نمی توان آن را باز گرداند استحقاق ثواب عمل حبط شده نیز قابل بازگشت نیست، زیرا آن استحقاق، حبط و نابود شده است و باز گرداندن معدود، امکان ندارد.
پاسخ دوم: توبه، باعث می شود استحقاق ثواب عمل حبط شده نیز باز گردد، زیرا توبه، در گناه به گونه ای تأثیر می کند که گویا گناهی انجام نشده است. وقتی انسان گناه می کند، این گناه مانع می شود که ثمره طاعت یعنی استحقاق ثواب، بروز کند. حال اگر او توبه کند، توبه اش آن مانع را برمی دارد و مرتفع می سازد؛ بنابراین، استحقاق ثواب محقق می شود، مانند آشکار شدن نور خورشید زمانی که ابرها از مقابل آن می رود و آسمان صاف می شود.
علّامه طباطبائی در زمینه زمان تحقق حبط اعمال می نویسد:
«اصل حبط اعمال، هنگام انجام گناه، تحقق می پذیرد ولی زمان مرگ، حتمی می شود و قطعیت پیدا می کند». 3 بر اساس این سخن علامه، توبه صحیح و مقبول، علاوه بر آنکه عقاب گناه را ساقط می کند، مانع از حتمی شدن حبط ثواب نیز می شود.
حبط عمل را مَثَل میزنیم به گاوی که نُه مَن شیر میدهد بعد پا میزند، شیر را میریزد. گاو نُه من دوش، این مَثَل فارسی است ولی این در قرآن میگوید: «حبط عمل» یعنی این بنده خدا خیلی جان کند. اما آخرش خراب شد.

در این مقاله برآنیم که کمی پیرامون مسئله عمل، قبولی عمل، حبط عمل نکاتی را بیان کنیم. حبط یعنی آدم استخر را پرش میکند، بعد زیرآبش میزند چقدر آب توش است، هیچی پر شد اما چون سوراخ داشت خالی شد.
حبط عمل را مَثَل میزنیم به گاوی که نُه مَن شیر میدهد بعد پا میزند، شیر را میریزد. گاو نُه من دوش، این مَثَل فارسی است ولی این در قرآن میگوید: «حبط عمل» یعنی این بنده خدا خیلی جان کند. اما آخرش خراب شد.
یک کسی چهارده تا عملیات شرکت کرد در جنگهای پیغمبر بود با امیرالمۆمنین(علیه السلام) در خدمت ایشان شمشیر میزد یعنی از یاران پیغمبر بود در جبهه، از یاران حضرت علی علیه السلام در جبهه بود از یاران امام حسن علیه السلام هم در جبهه بود، عاشورا شد، امام حسین علیه السلام نامه نوشت که بیا کربلا یار من هم باش. گفت: دیگر حالش نیست. نیامد کربلا. بعد هم که شنید امام حسین علیه السلام شهید شده است خیلی غصه خورد. گفت: عمری در جبهه بودهام امتحان آخر رفوزه شدم. این است که انسان نمیتواند تا امروز مطمئن باشد که خوب است و یا بد. یک موقع میبینی فردا صبح خراب میشود.
گاهی کارانسان غلط است، ولی او خیال میکند که درست است . روز قیامت که پرده کنار میرود میبیندای بابا! کارش درست نبوده است. درست مثل آشپزی که فضله موش توی برنج است خیلی هم به غذایش برسد ، تزیین کند و انواع پیش غذاهایی برایش تدارک ببیند ولی در آخر و در عمل آن غذا غیر قابل استفاده خواهد بود .این نکته ظریف را می توان به زیبایی هر چه بیشتر در آیه قرآن مشاهده کرد آنجا که در روز قیامت افرادی میگویند: «رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذی كُنَّا نَعْمَلُ» فاطر/37 خدایا برگردانمان به دنیا، غلط کردیم. اگر برگردیم به دنیا عمل صالح انجام میدهیم .
علامه طباطبایی در تفسیر میگوید که این آیه چه خاصیتی دارد این جمله «مرا برگردان کار خوب انجام میدهم» بس است ولی چرا در ادامه میگوید، مرا برگردان کار خوب انجام میدهم غیر از آن کارهایی که قبلاً انجام میدادم این یعنی چه؟ یعنی خدایا آن کارهایی که انجام میدادم به نظر خودم کارهای خوبی بود حالا كه پرده کنار رفته است معلوم میشود خوب نیست پس مرا برگردان کار خوب انجام میدهم.
یکی از خطرات کار، آفات کار، تزیین کار است «وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً» كهف/104 خیال میکرد کارهایش خوب است .
علامت قبولی عمل این است که :«عِنْدَ اللَّهِ أَنْ یُصِیبَ بِمَعْرُوفِهِ مَوَاضِعَهُ فَإِنْ لَمْ یَكُنْ كَذَلِكَ فَلَیْسَ كَذَلِكَ» علامت کار قبول این است که آدم بجا کار کند.
شرک دو پیامد خطرناک دارد حتى در مورد پیامبران الهى اگر به فرض محال مشرک شوند:
نخست مسأله حبط اعمال است، و دوم گرفتار خسران و زیان زندگى شدن. اما "حبط اعمال" به معنى محو آثار و پاداش عمل به خاطر شرک است چرا که شرط قبولى اعمال اعتقاد به اصل توحید است و بدون آن هیچ عملى پذیرفته نیست. شرک آتش سوزانى است که شجره اعمال آدمى را مى سوزاند. شرک صاعقه اى است که تمام محصول زندگى او را به آتش مى کشد. (تفسیر نمونه، ج19، ص: 527)

یکی از مسایلی که پیرامون رابطه ایمان و عمل صالح با سعادت اخروی، و متقابلاً، رابطه کفر و عصیان با شقاوت ابدی، مطرح می شود ،مسأله حبط عمل است ،معنای حبط عمل چیست؟
"حبط" در لغت به معنای باطل شدن است: "أحْبَطَ عَمَلَه: أَبطَلَه" عمل او را حبط کرد. یعنی باطل و بی اثر کرد. و در اصطلاح: "از بین رفتن پاداش عمل نیک، به دنبال گناهی که در پی آن عمل، انجام گرفته است." حبط در قرآن نیز به همین معنی استعمال شده است. "لئِنْ أشْرَکْتَ لَیَحْبَطنَّ عَمَلُکَ وَلَتَکوُنَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ"( زمر، 65) اگر شرک ورزی حتماً اعمالت باطل و تباه خواهد شد و مسلّماً از زیانکاران خواهی بود.
علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان، واژه حبط را "عمل بی اجر" معنا کرده اند و در جایی دیگر به معنای "باطل شدن عمل و از تأثیر افتادن آن" به کار بردهاند و افزوده اند که واژه حبط در قرآن جز به "عمل" نسبت داده نشده است. (ترجمه تفسیر المیزان، ج 13ص 548)
در قرآن کریم در موارد متعددی به این موضوع اشاره شده است که در اینجا به بعضی از آیات شریفه اشاره می کنیم.
1-خداوند متعال در سوره زمر آیه 65 می فرماید : «وَ لَقَدْ أُوحِىَ إِلَیْک وَ إِلىَ الَّذِینَ مِن قَبْلِک لَئنِْ أَشْرَکتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُک وَ لَتَکونَنَّ مِنَ الخَْاسِرِین» ؛ به تو و پیامبران پیش از تو وحى شده است که اگر شرک بیاورید اعمالتان ناچیز گردد و خود از زیان کنندگان خواهید بود.
به این ترتیب شرک دو پیامد خطرناک دارد حتى در مورد پیامبران الهى اگر به فرض محال مشرک شوند :
نخست مسأله حبط اعمال است، و دوم گرفتار خسران و زیان زندگى شدن. اما "حبط اعمال" به معنى محو آثار و پاداش عمل به خاطر شرک است چرا که شرط قبولى اعمال اعتقاد به اصل توحید است و بدون آن هیچ عملى پذیرفته نیست. شرک آتش سوزانى است که شجره اعمال آدمى را مى سوزاند. شرک صاعقه اى است که تمام محصول زندگى او را به آتش مى کشد. (تفسیر نمونه، ج19، ص: 527)
انفاق و یا نمازهای ریایی و عمل برای رضایت دیگری كه در آیات قرآنی به آن اشاره شده است همگی بخشی از شرک خفیف و كوچك است كه در دل های مومنان راه یافته و در نهایت به شرك بزرگ منجر می شود؛ چنان كه غلو و گزافه گویی درباره شخصیت های دینی موجب شد تا كم كم به جای این كه آنان را در ربوبیت طولی و اذنی دارای نقش بدانند شریك خداوند در ربوبیت و در نهایت الوهیت دانسته واز دین توحید و اسلام خارج شدند
«مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها» میگوید: «مَنْ جاءَ» نمیگوید: «مَنْ عَمل» خداوند مگر نمی فرماید: هرکس عملی را انجام دهد، ده برابر به او میدهیم. در این آیه نیز می فرماید : کار خوبتان را بیاورید. خیلیها کار خوب انجام میدهند؛ اما نمیتوانند این کار خوب را بردارند و تا قیامت ببرند. وسط راه از دستشان میافتد. «جاءَ» یعنی بردار و بیاور. بیاییم بنگریم به این که چه چیز باعث می شود که نتوانیم اعمال نیک خود را به سلامت به مقصد برسانیم.

هر کس یک «سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ»(1) بگوید ده درخت در بهشت به مجموع درختهای او اضافه میشود. یک نفر گفت: پس باغ من چقدر درخت دارد. خدا میداند كه ما چقدر الله اکبر گفتهایم. حضرت فرمودند: گاهی هم یک آتش میفرستیم و همه را میسوزانیم. لذا قرآن میگوید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها»(2) میگوید: «مَنْ جاءَ» نمیگوید: «مَنْ عَمل» خداوند مگر نمی فرماید: هر کس عملی را انجام دهد، ده برابر به او میدهیم. در این آیه نیز می فرماید : کار خوبتان را بیاورید. خیلیها کار خوب انجام میدهند؛ اما نمیتوانند این کار خوب را بردارند و تا قیامت ببرند. وسط راه از دستشان میافتد. «جاءَ» یعنی بردار و بیاور. بیاییم بنگریم به این که چه چیز باعث می شود که نتوانیم اعمال نیک خود را به سلامت به مقصد برسانیم.
حبط، باطل شدن عمل و از اثر افتادن آن است. هر عملی که از انسان سر می زند چه خوب و چه ناپسند یک اثر خارجی خوب و یا ناپسند دارد. آن اثر در صورت عدم وجود از بین برنده آن، همچنان در نفس باقی خواهد ماند و مانند اعضا و جوارح جزئی از وجود آدمی خواهد شد. به این صورت که اگر فعل نیکی از انسان صادر شود اثر حاصل از آن فعل نیک، تا وقتی که فعل گناهی را مرتکب نشود در نفس انسان می ماند. اما در صورت ارتکاب به گناهی که سبب حبط عمل می گردد، آن عمل خوب ازبین خواهد رفت. به این زوال، حبط عمل گویند.
حبط در اینگونه موارد نه با عقل انسانی منافات دارد و نه با عدل الهی؛ زیرا ارزش كار نیك به اثر مثبت و ماندگاری است كه در روح و جان انسان باقی می گذارد. اما این گونه سیئات، بكلی اثرات مثبت كارهای نیك پیشین را از بین می برند. بنابراین، با وجود این گناهان بزرگ، عمل صالحی در پرونده انسان باقی نمی ماند تا از خداوند پاداش آن را مطالبه كند